کنشگران / عالمان دینی
سیدحسن کاشانی (موید الاسلام)
عالم دینی
خلاصه
متن با مقایسهای میان وضعیت مسلمانان و مسیحیان آغاز میشود و برتری مسیحیان را از جنبههای مختلف مانند جمعیت، قدرت، علم، صنعت و ثروت نشان میدهد. اشاره میشود که بخش عمدهای از سرزمینهای اسلامی تحت سلطه مسیحیان قرار گرفته است. در ادامه، نویسنده به این نکته میپردازد که با وجود این تنزل، روح حیاتی در ملت اسلام از بین نرفته و مسلمانان هنوز خود را برتر از سایر اقوام میدانند. علت اصلی استیلای مسیحیت بر اسلام، نفاق و غفلت مسلمانان ذکر شده است. در پایان، متن بر اهمیت اتحاد مسلمانان تأکید میکند و آن را تنها راه بازگشت به عظمت گذشته و مقابله با نفوذ مسیحیان میداند. همچنین به این موضوع اشاره میشود که دانشمندان اروپایی نیز از اتحاد شیعه و سنی شگفتزده شدهاند و این اتحاد را مانعی برای پیشرفت خود میدانند.
متن کامل گزارش
یکی از دانشمندان عوالم سیاست، حالات اسلامیان و نصارا را در میزان عقل سنجیده میگوید: لاریب [۱] ملت نصارا در هر مرتبه که تصور شوند برتری و مزیت بر اسلامیان دارند از حیث عدد و از حیث سلطه و استیلا و عزت و شوکت؛ و از حیث علم و دانش و صنعت و تجارت و تمول، هیچ نسبتی میانه مسلمانان و نصارا نیست، یعنی نصرانیّت به درجهای مزیّت بر اسلام پیدا کرده که هیچ طبقهای از طبقات این ملّت سرکش (یعنی اسلام) نیست که نصارا بر آنها نافذ الفرمان نباشند. اگر درست ملاحظه شود سلاطین مقتدر اسلام هم نمیتوانند از حکم پادشاهان نصارا سرپیچی کنند. و اگر ملاحظه همین قرن اخیر را نمائیم تنزل اسلام و ترقی نصارا به خوبی استنباط خواهد شد که زاید بر دو ثلث ملت اسلام خواه به طوع [۲] و خواه به کُره [۳] تحت فرمان و رعیتی نصارا آمده و نیز از پنج حِصّه [۴]، چهار حصه ممالک اسلامیّه در تحت تصرّف و قبضه نصارا میباشد و این همه ترقی و تنزل را ملت نصارا و اسلام درین قرن اخیر نمودهاند. مگر هنوز ملت اسلامیه را قیاس به ملل دیگر نمیتوان نمود؟ چه، روح حیاتی، این ملت بزرگ را تاکنون وداع نگفته و صفات عبودیت که خضوع و خشوع است، در آنها سرایت نکرده است.
اگر چه طائفه بت پرستان از تمام ملل روی زمین زایدند [۵] ولی قوه نما و نمو در آنها نیست و روز به روز در اضمحلال اند و صفت عبودیت در آنها محکم و راسخ میشود. هرگز گمان نمیرود که طایفه بت پرستان، ملت نصارا را مخذول و منکوب [۶] نمایند و یا آنکه خیال برابری و برتری بر ملت نصاری کنند؛ چه، از قرون عدیده، خیال عبودیت و خضوع و خشوع در قلوب آنها راسخ شده، اطاعت و فرمانبری، کمکم ملکه و جبلّی [۷] آنها شده است. گذشته ازین امور، شعب [۸] و اختلافاتی که در آنان است مانع میباشد از سائر ترقیات، و نشو و نما در آنها پیدا نخواهد شد. بر عکس، اسلامیان که در هزار و سیصد سال بر غالب روی زمین استیلا داشتهاند، همیشه خیال آقایی و برتری به سر داشتهاند و خود را افضل و اشرف تمام اقوام میدانند و هوز هم سلاطین مقتدر بزرگ در میان آنهاست. دیگر آنکه مسلمانان چندان در خواب غفلت نرفتهاند، جاهل مطلق نمیباشند؛ از همه بزرگتر تعلیمات اسلام استکه هرگز در میان آنها کهنه نمیشود و تا قرآن در میان آنها باقی است هیچ گاهی تعلیمات اسلامیه مندرِس نخواهد شد.
استیلای نصرانیت بر اسلام از نفاقی که در خود آنها برخاست میباشد. غفلت این ملت بزرگ جز این یک امر نیست. از یک سال به این طرف باز مسلمانان به خیال اتفاق افتادهاند و اگر این ملت بزرگ اتفاق نمایند، آب رفته خود را میتوانند در عرصه قلیل به جوی اندازند. علاوه میبینیم و مشاهده میکنیم که قوه جاذبه و کشش مغناطیسی اسلام، گروهگروه و طایفه طایفه ملل دیگر را به خود کشیده جزو خویشکرده، قومیت خود را محکم میکند. شک نیست که این ترقی بزرگ وقتی اثر و ثمر خود را خواهد بخشید [ناخوانا]. نکته مقابلی [که] هست اسلام است. و اگر نصارا را خوفی در پیش هست از ملت اسلام میباشد؛ چرا، که در این ایام عروج نصرانیت، مسلمانان پَستی گرفتند و غالب ترقیات نصاری از تنزّلات اسلام شده، در این صورت از اسلامیان نمیتوان غافل شد. از قرائن حالات، چنان معلوم میشود که تا اواسط این قرنٌ مجدداً اسلامیان عروج نمایند و این امر لازم به بیّنه نیست که عروج اسلام هبوط نصارا است؛ چه، صدماتی که در این قرن اسلامیان از نصارا دیدهاند از بدو اسلام تاکنون از هیچ ملت ندیده بودند. مشکلتر این است که سلاطین مقتدره فرنگ به حدی با یکدیگر رقابت دارند که تصور اتحاد و اتفاق آنها در مقصد واحد نمیشود. اگر اسلامیان درین موقع، اتحاد کامل نمایند و در ترقیات علمیّه و حکمیه و صناعات و تجارات خود اقدام کنند و در هر مقصد، متحداً قدم زنند و در هر مطلب متفقاً سخن رانند و اوراق منتشره خود را در یک شیرازه آرند ملت نصاری را قدرت زیادتی بر آنها نخواهد ماند.
یکی از دانشمندان اروپا میگوید که روح اتفاق یعنی مواسات و مؤاخات [۱]، به نوعی که در ملت اسلامیه شالوده او گذارده شده، در هیچ ملتی نمیباشد؛ ولیکم تجربگی و غرور مسلمانانکه نتیجه جهالت بود، این اساس محکم را متزعزع [۲] کرد. حالا به او زخم آنها خورد و تمام اسلامیان را جوش اتحاد و اتفاق به سر آمده [۳]، ظاهراً در عرصه قلیلی دول و ملل اسلام کاملاً متحد و متفق شده، در آن حال هم، مخالفت اسلامیان با نصاری خواهد بود بلکه از واقعات حتمیّه باید شمرد. و مسلمانان را به هوش نیاورد مگر اتفاق دول عظام بر خلاف مقاصد دولت عثمانیه.
احدی از دانشمندان اروپا تصور اینگونه اتحاد را در میانه ملل مختلفه اسلامیه س خصوص شیعه و سنی _ نکرده بود وگمان نمیرفت که این دو ملت مخالف، به این زودی به این پایه متحد شوند. دانشمندان نصاری اگر بخواهند که مانع ترقیات آتیه مسلمانان شوند باید تدبیر انگیزند که پایه اتحاد در میان مسلمانان محکم نشود و امروزه این امر بسیار مشکل است.
**پاورقیها:**
[۱] بدون شک
[۲] میل
[۳] اجبار
[۴] بخش
[۵] بیشتریناند
[۶] خوار و شکست خورده
[۷] ذاتی
[۸] شکافها
[۹] برادری
[۱۰] ناپایدار
[۱۱] به سر آمدن: پدیدار شدن
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1276
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار