کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

متن با تبریک به مدیر روزنامه حبل‌المتین برای تلاش‌های هشت‌ساله در بیداری مسلمانان آغاز می‌شود. سپس به لزوم هوشیاری مسلمانان در برابر استعمارگران و عواقب بی‌تفاوتی اشاره می‌کند. در ادامه، نقش علما را در تشویق مردم به کسب علوم و صنایع جدید و نجات کشور از وابستگی به اجانب برجسته می‌سازد و بر لزوم مشورت سلاطین اسلامی با علما تأکید می‌کند. در بخش بعدی، با ذکر نمونه‌هایی از وضعیت اسفبار مسلمانان در مناطق مختلف جهان اسلام تحت سلطه بیگانگان، از جمله تخریب مساجد و مهاجرت اجباری، به مخاطبان هشدار می‌دهد. در پایان، با اشاره به خطر از دست رفتن اماکن مقدسه اسلامی مانند مکه، از عموم مسلمانان، سلاطین و علما می‌خواهد که هوشیار باشند و برای حفظ استقلال و شریعت چاره‌اندیشی کنند.

متن کامل گزارش
مدیر گرامی و دبیر نامی روزنامه مقدس [حبل‌المتین] را به موفقیت در نصایح و خیرخواهی اسلام و مسلمین تبریک گفته، زحمت می‌دهد که از زمان بروز و ظهور این جریده گرامی و طلوع این رخشنده کوکب اسلامی تاکنون که مدت هشت سال است مدیر محترم آن به اسباب و وسایل مختلفه در هر موقع و محل، برادران اسلامی خود را از خواب غفلت بیدار و از بی‌هوشی، کاهلی و سستی، هشیار نموده و می‌نماید و ابواب[۱] نصایح مشفقانه و مواعظ حکیمانه بر روی ایشان‌گشوده یا به مَطاعِن و زواجر، یا به امثال و نظایر[۲]، بر ایشان هویدا و آشکارا می‌نماید که اگر اندکی دیگر اوقات عزیز را صرف بی‌عاری و بی‌هنری و خرج مستلَذات[۳] و تن‌پروری نموده از لطمه ایام، متنبّه و از تازیانه روزگار، عبرت و رفتار نیابند، عنقریب بقیه اهل اسلام نیز دستخوش رقیبان و مانند یهود، توسری‌خور دیگران خواهند شد. اول گروهی که از اهل اسلام واجب و لازم است که به مقتضیات روزگار حرکت کرده مردم را به سوی آن دعوت نموده عوام را مجبور بر آن گردانند، جماعت علمای اعلام می‌باشند؛ چه، اعتقاد عموم خلق بر ایشان بیش از دیگران است. باید آنها مشوّق مردم شوند که تحصیل علوم و صنایع و حِرَف نموده، مُلک خود و خویشتن را از احتیاج اجانب نجات دهند و سلطنت را مشوق گردند و با او همراهی کنند و اساس سلامتی دولت را بر اداره و قوانین متقنه محکمه شرعی‌گذارده، نیز مردم را به امتثال اوامر دول اسلام امر و ترغیب و تحریص نمایند. دوئیت و مُبایَنّت را برطرف کرده، سلطنت را سلطنت خود و اسباب مزید احترام و جلالت خویش دانند. و بر سلطنت‌های اسلامی نیز لازم است که در معاملات مُلکی و ملتی با علماء اعلام مشورت کرده کارها را به موجب کثرت آراء ایشان به موقع اجرا درآورند. ای پادشاهان اسلام و ای علمای اعلام! ای پیروان شریعت سیدالانام! نگارنده چیزی از خود جعل نمی‌کنم و مهما امکن[۴] ان شاء الله از کذب و افتراء دوری می‌جویم و جز خیر اسلام و مسلمین، خواهان امری نیستم. خداوند به شما بزرگان چشم داده، گوش داده، اندکی دیده بصیرت بگشایید و به چشم عبرت بر حال برادران اسلامی خود و ممالک اسلامیه که به دست اقتدار رقبا و اغیار[۵] آمده ملاحظه کنید. اندکی چشم التفات به سوی ممالک شمال خود بازنمایید و از طرفی دیگر نظر به حال مملکت جنوب و دیار مغرب و سودان کنید و ببینید که مسلمانان به چه حال زار گرفتارند. چند هفته قبل جریده حبل‌المتین شماره ۳۸ را خواندید و کیفیت بلوک کُردی[۶] حکومت محلیّه بنگال و التماس مسلمانان راج محل و استدعای ایشان را در باب ردّ مسجد [ی] که حکومت [بنگال]، عطّارخانه قرار داده بود و حاکم مذکور جوابی که به ایشان داده ملاحظه کردید. با وجود این اگر عبرت نگیرید، مقام افسوس و محل تعجب است. به خالق اکبر و نوربخش شمس و قمر سوگند یاد می‌نماید که وقتی شخص ثِقه[۷]ای برای حقیر نقل کرد که در یکی از بلاد معتبره... مسجدی در قُرب[۸] دارالحکومه حاکم بزرگِ محلی بود و روزی حکومت محلیه، سوار کالسکه پایی (که بای‌سیکل[۹] می‌گویند) بوده از آن راه عبور می‌نمود، قضا را حرکت وی مصادف شد با وقت اذان عصر مسجد که مؤذن بالای مأذنه[۱۰] مشغول اذان بود. حاکم مذکور کالسکه را واداشته، گفت: این چه آواز است؟ عرض کردند که این یکی از رسوم مذهب اسلام است که وقت عبادت، یکی بالای این مناره رفته و به کلماتی که دارند مردم را اعلام به دخول وقت نماز و عبادت می‌نمایند، چنانچه درکلیسا در وقت دخول اوقات عبادت به زنگ و ناقوس مردم را اخبار[۱۱] می‌کنند. جواب داد: بسیار غلط و بیجا می‌کنند که در پهلوی سرای حکومت، شبانه‌روزی پنج نوبت این قِسم به آواز بلند فریاد می‌نمایند. از آنجا مراجعت کرده حکم داد که مسجد را خراب و زمینش را جزء حیاط دارالحکومه نمایند. فوراً تعمیل حکم شده[۱۲]، مسجد را خراب کردند و اَحَدی نتوانست دم بزند. و ما چون خود این کیفیت را مشاهده نکردیم لهذا تصریح به اسم بَلَد و حاکم ننمودیم. و از این قبیل، این قدرها شده و می‌شود که اگر بخواهیم تفصیل آن را بنویسیم مثنوی هفتاد من کاغذ شود. در امثال این موارد اگر چه می‌توان از جهتی گفت‌که صدور این‌گونه اعمال، ظلم است و خداوند سزای ظالم را می‌دهد؛ ولی از جهتی دیگر ما نمی‌توانیم بر رقبای مذهبی خود ایراد بگیریم و اعتراض وارد آوریم؛ چرا که این گونه امور، طبیعی است؛ چه، محبت به دین و مذهب و طریقه آبایی، وا می‌دارد هر انسان را ولو هر قدر متمدن باشد بر این که در موقع خود، ابراز و اظهار جوشش مذهبی خویش را بنماید و به معالِم[۱۳] و شعائر مذهب دیگران صدمه زند؛ چنانچه سلاطین بزرگ اسلام مانند سلطان محمود غزنوی و سلاطین غوری و افغان و تیموری هر یک در وقت خود به هر صوبه[۱۴] از هند که لشکر کشیدند و بتکده [های] بسیار را خراب و به جای آن مساجد ساختند و همچنین قبل از ایشان وقتی‌که مسلمانان[۱۵] مسلط بر بلاد شام و مصر و اسلامبول و اندلس و ممالک دیگر شدند، بسیاری از معابد آنجا را خراب کرده مسجد بنا نمودند. چنانچه تاکنون مسجد ایاصوفی[۱۶]، دلیل رافع و برهان لامع[۱۷] بر این مطلب است. ما کار به امورِ سَلّف[۱۸] نداریم، غرض‌مان این است که برادران اسلامی ما خواه عرب، خواه عجم، خواه ترک، خواه افغان، خواه دیلم، اندکی به خود آیند و به نظر عبرت، مال کار خویش و بقیه ممالکی که در اختیار ایشان است دیده، دامن همت و غیرت بر کمر زنند و این قلیل بلادی که در دست ایشان باقی مانده محافظت نمایند و نگذارند که اسم سلطنت از میان اسلام زایل شود و مانند قوم یهود بعضی در تبعیت روس، برخی در اطاعت ایران، پاره [ای] در بندگی فرانس[۱۹]، جماعتی در قبضه انگریز[۲۰] [و] فرقه [ای] در تحت حمایت این و آن باشند. کیفیت‌گرید[۲۱] چیزی نگذشته و زمانی دیر منقضی نشده است که از خاطرها محو شده باشد و در ضمن تاریخ کهنه، شمول یابد. مسلمانان آنجا قبل از سلطه بیگانگان چه حالت داشتند و با چه عظمت و جلالت زندگانی می‌کردند! همین که به قبضه[۲۲] دیگران افتاد از بس لطمه و صدمه از جماعت اغیار دیدند فوج فوج از وطن عزیز خود بنای مهاجرت‌گذارده، دست از ضِیاع و عَقار[۲۳] خود کشیده با حالت فلاکت و رسوایی به ممالک اسلامیه عثمانیه پناه‌گزین شده و می‌شوند و تاکنون هم پیوسته مهاجرت می‌نمایند. اقوام متمدن‌کاری به آنهاکرده و می‌کنند که تُرک وطن، با وجودی‌که از حَنْظَل[۲۴] تلخ‌تر است، از عسل شیرین [ تر] در مذاق آنان شده. همچنین مسلمانان بلغار و صرب[۲۵] و غیره که به دست اجانب افتاده است. باز جای شکر است که ممالک اسلامیه و سلطنت‌های اسلامی در روی زمین باقی است که اینها بدان صوب[۲۶] مهاجرت توانند کرد. خدای ناخواسته اگر این قلیل ممالک اسلامی‌که باقی است از غفلت و سهل‌انگاری مسلمین از کف برود به کجا هجرت خواهند کرد و کدام قطعه ارض را پناهگاه خود قرار خواهند داد؟ سابق بر این اگر دولتی از دول اروپا با یکی از دول اسلامیه، محاربه می‌کرد پرده روی کار می‌گذاشتند و اشتهار می‌دادند[۲۷] که این زد و خورد محض مصالح مُلکی و جنگ دولتی است نه جنگ مذهبی؛ ولی در آخرین محاربه یونان با دولت علیّه عثمانی[۲۸]، ظاهرگردید که محضِ عَداوت[۲۹] با مسلمین و گرفتن بعضی از مُلک‌های اسلام و صدمه زدن به مسلمانان اقدام نمودند و آخرالامر چنان شد که همه، متفق شده به اسم حمایت صلیب[۳۰]، گرید را از قبضه دولت عثمانی خارج کردند و دست تعدّی به مال و جان و عِرض و ناموس مسلمانان دراز شد. از برایِ اِنتباه[۳۱] اهل اسلام لازم است در این مقام، عرض مطلبی نمایم. مثلاً بالاتفاق بیت‌المقدس و اورشلیم و قُدس از اراضی متبرکه بوده که انبیاء و سلاطین بنی‌اسرائیل به تعمیر آن پرداخته و آنجا را محل عبادت خویش ساختند و وقتی که کوکب اسلام طالع شد و مسلط بر آن اماکن مقدسه گردید، به امر الهی در تعظیم و احترام آن‌کوشیده و مردم به زیارت آن ارض مقدس مشرّف می‌شدند. اکنون چنین مقرر شده که چون آن مکانِ شریف، از روی مذهب و دین، محل عبادت یهود و نصاری و اسلام است باید اهالی این سه ملت، بلامزاحمتِ دیگری به آنجا مشرّف شده و هر یک به قانون مذهب خویش عبادت کنند و کسی مزاحم حال کسی نشود. با وجودی که تاکنون اراضی مقدسه در دست سلاطین اسلام است نمی‌توانند ممانعت دیگران را در عبادت آن مقام نمایند، اگر خدای ناخواسته از سبب کاهلی و تنبلی، مکه که اعظم امکنه و عبادتگاه اول مسلمین است، به دست یکی از بیگانگان درآید و آن وقت، جماعت هنودی[۳۲] که در تحت سلطنت دولت انگلیس‌اند دعوی نمایند که این مقام، وقتی محل عبادت و زیارتگاه اقوام ما بوده و به سبب سلطه اسلام ما نمی‌توانستیم به امور عبادت خود در آن معبد اقدام نماییم، اکنون که به دست غیراسلام افتاده از روی حقانیت، ما خواهشمندیم که به ما هم اجازه داده شود که با مسلمانان در عبادت و زیارت آن مکان شرکت نماییم، آن وقت مسلمانان چه توانند کرد و حال ایشان چه خواهد شد؟ بر شخص متدین و عاقل، واجب و لازم است که محاسن و نیکی اقوام و ملل دیگر را فراموش نکند و آنچه حق است بیان نماید. بینی و بین الله اگر از روی انصاف ملاحظه شود، ما مسلمانان باید از دولت قوی شوکت انگریز متشکر باشیم که نسبت به سلاطین دیگر.با رعایای اسلامی خود تا یک درجه بلکه به درجات، به رأفت و عدالت‌تر سلوک و رفتار می‌نماید و مانند سلاطینِ دیگر، اینقدر تعدی و زیاده‌روی با آنها نمی‌کند. اگر جماعت مسلمان رفتار و کردار سلطنت دج[۳۳] را در پلان[۳۴] و ملایا[۳۵] و جاهای دیگر با رعایای اسلامی خود ملاحظه‌کنند، آن وقت صدق قول ما بر ایشان واضح و آشکار می‌شود. باری، مقصود قصه‌خوانی نیست؛ استدعای ما خدمت اهالی اسلام، عموماً و سلاطین و علماء مسلمین، خصوصاً همین تیقّظ[۳۶] و هوشیاری و چاره‌سازی است و بس. تا که دستت می‌رسد کاری بکن پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار. **پاورقی‌ها:** [۱] جمع باب: درها [۲] یا به طعنه‌ها و امور بازدارنده و یا به آوردن مَثَل‌ها و شواهد [۳] لذیذها [۴] هرچه ممکن است [۵] رقیبان و بیگانگان [۶] احتمالاً نواحی روستایی چادرنشین [۷] مطمئن [۸] نزدیک [۹] واژه انگلیسی دو چرخه [۱۰] گلدسته مسجد [۱۱] آگاه کردن [۱۲] به حکم، عمل شده [۱۳] جمع مَعْلَم: نمادها، نشان‌ها [۱۴] ولایت [۱۵] در اصل: اسلام [۱۶] مسجد ایاصوفیه در استانبول واقع است و در قدیم‌کلیسای صوفیه قدیسه نام داشت و در سال‌های ۵۳۲ تا ۵۳۷ م. بنا گردید. این کلیسا به هنگام فتح استانبول به دست سلطان محمد دوم عثمانی به «مسجد جامع» تبدیل گردید. [۱۷] دلیل قانع‌کننده و روشن [۱۸] گذشته [۱۹] فرانسه [۲۰] انگلیس [۲۱] منظور جزیره کِرت در دریای مدیترانه، از متصرفات عثمانی است که آن کشور مجبور شد تا آن را در ۱۸۹۸ / ۱۳۱۶ ق تحت فشار دولت‌های اروپایی تخلیه کند. [۲۲] تصرف. در اصل: قیضه [۲۳] آب و مِلک [۲۴] گیاهی بسیار تلخ که به آن هندوانه ابوجهل هم گفته می‌شود. [۲۵] در اصل: سرو. منظور مسلمانانی بودندکه در بلغارستان و صربستان (از متصرفات عثمانی) زندگی می‌کردند و پس از شورش بلغارها که به جنگ میان روسیه و عثمانی و عقد قرارداد سان استفانو انجامید (۱۸۷۷)، صربستان از تصرف عثمانی خارج شد و بلغارستان به صورت امیرنشین نیمه‌مستقل درآمد و مسلمانان آنجا تحت آزار و فشار زیاد این دو دولت جدید قرارگرفتند. [۲۶] جانب، ناحیه [۲۷] شهرت می‌دادند، شایع می‌کردند [۲۸] اشاره به جنگ بی‌نتیجه میان یونان و عثمانی در ۱۸۹۷ / ۱۳۱۵ ق بر سر کرت که بعداً با فشارهای قدرت‌های خارجی، آن جزیره ضمیمه یونان شد. [۲۹] دشمنی [۳۰] منظور دفاع از مسیحیت و ملل مسیحی است. [۳۱] آگاهی، بیداری [۳۲] هنود: هندیان بت‌پرست [۳۳] احتمالاً منظور رژیم سلطنتی هلند است. [۳۴] احتمالا منظور همان جزیره «بالی» اندونزی است که از قرن ۱۷ م. هلند آن را تصرف کرد. [۳۵] ناحیه‌ای در جنوب شرقی آسیا که از قرن ۱۷ م. در تصرف هلند بود. [۳۶] هشیاری، بیداری
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1280
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران، علما و مراجع
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها