کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

نامه با اشاره به سابقه حاکمیت گیلان تحت سلطه ایران آغاز می‌شود. سپس به تخلفات خان‌احمد گیلانی، حاکم گیلان، اشاره می‌کند که منجر به لزوم تنبیه او از سوی شاه ایران شده است. در ادامه، به پناهندگی خان‌احمد به دربار عثمانی و حمایت آنان از او اشاره می‌شود که مغایر با عهدنامه صلح بین دو کشور است. نامه با تأکید بر پایبندی ایران به عهد و پیمان و درخواست از مفتی عثمانی برای جلوگیری از تضعیف صلح و ایجاد تفرقه میان مسلمانان پایان می‌یابد.

متن کامل گزارش
بسم اللّه الرحمن الرحیم. بعد هذا، بر رأی شرع‌آرا، پوشیده و مخفی نماند که حُکّام گیلان - از ایّامی که سلطنت ایران به توفیق مَلِک مَنّان بدین دودمان رفیع‌مکان میسّر گشته - نصبْ‌کرده و خراج‌ده آباء و اجداد این جانب و در سِلک امراء و تابعان و ملازمان ما منتظم بوده‌اند. و در این ایام، بعضی امور که خلاف اطاعت و انقیاد و مخالف عدل و داد بود، از خان‌احمد حاکم گیلانی به ظهور رسید که منع و تنبیه و تغییر و تبدیل او بر ذمّتِ همّتِ شاهانه لازم گردید. بدین جهت مشارالیه از روی خوف و هراس به ممالک محروسه پادشاهی \[عثمانی\] متحصن شده و عرض نموده که پناه بدین درگاه - که کعبه اصحاب حاجات است - آورده‌ام، و اَلگاء گیلان به منسوبان آن درگاه عزت و جلال متعلق است. ارکان دولت قاهِره و اعیان حضرت باهِره در مقام حمایت او درآمده؛ در نامه نامی، که از جانب اعلیحضرت شاهنشاهی ارسال داشته بودند، اشارت فرموده‌اند که آلگاء گیلان را به دستور، بدو بازگذاریم. در عهدنامه همایون، که در باب صلح و صلاح نوشته‌اند، مقرر شده که بعد از انعقاد مصالحه، هر کس از تابعان و ملازمان طرفین فرار نموده، به مملکتِ جانبَین متحصن شوند، بر قول ایشان اعتبار ننموده باز فرستیم. خان‌احمد که تابع و ملازم این جانب است، به حسب ضرورت، بدان آستان خلافتْ مکان ملتجی شده، امینان دولت بی‌زوال پادشاهی، حمایت و صیانت او بر ذمّتِ همت، لازم دانسته و این جانب را از تنبیه و تغییر اَلگای او منع می‌فرمایند و التجای مُخلِص و فرستادن فرزند اعزّ ارجمند خود را بدان درگاه، که در هیچ عصر و زمان \[مرسوم\] نبوده که از پادشاه و پادشاهزادگان ایران بدان آستان عالی‌شأن آمده، در سلک ملازمان و چاکران مُنسَلِک بوده باشند، و چندین هزار شیعه و مسلمان را تابع پادشاه اسلام کرده باشم، منظور نظر عدالت اثر نفرمایند. فی‌الواقع این معنی اگر در شرع شریف و آیین سلاطین ما تَقدّم و حال \[عثمانی\] جایز است که به جهت خاطر خان‌احمد گیلانی خلاف شرط و عهد نموده، چندین هزار کس را - که به همه جهت تابع ایشان شده باشند - مأیوس گردانیده، سعی و خدمت این جانب را ضایع سازند، در یوم یقوم الحساب از عهده جواب چون بیرون می‌توانند آمد؟ این جانب نیز بر عنایت الهی، دل قوی داشته، رضا به قضا می‌دهد و بر عهد و شرط، راسخ‌دم و ثابت‌قدم است، و هرگز امری که خلاف معاهده بوده باشد در مخیّله خود راه نداده و نخواهد داد. و بر آن اِفادت و اِفاضتْ دستگاه، که مفتی و والی شرع شریفند، لازم است که در اصلاح و رفاه حال مسلمانانْ مساعی جمیله به ظهور رسانند و چنان فرمایند که به سخن ارباب غرض الذینَ فی قُلَوبهم مَرَضٌ در ارکانِ مصالحه و معاهده، خلل \[واقع\] نشود و نوعی نگردد که به واسطه فساد مفسدان، چندین هزار کس که به همه جهت تابع خاقان فَلَک قَدرِ کیوانْ‌اقتدار گشته‌اند، بالضروره از این مقدمه نادم و پشیمان گشته، در روز عقبی وَبال و نکال آن بر گردن ایشان بوده باشد، و در خدمت حضرت رسول ربّ‌العالمین، مَسندنشین طه و یس، مشرّف به تشریف وَ لکِنْ رَسُولَ اللّه وَخَاتَمَ النَبیّینَ شرمنده بوده باشیم. چون حقانیت آن افادتْ‌پناه ظاهر است، زیاده چه اِطناب نماید. ایام افادت افاضت پُردوام باد. **پاورقی‌ها:** [۱] این نامه به انشاء میرداماد بوده و از همین‌رو جزو مصنفات وی به چاپ رسیده است. [۲] منظور، ملاسعدالدین محمد، مفتی عثمانی و معلم سلطان‌مراد سوم عثمانی است. [۳] الگا یا الکا: واژه‌ای ترکی به معنای سرزمین، ناحیه [۴] مؤنث قاهر: توانا [۵] حضرت باهره: پیشگاه تابان، دربار درخشان [۶] پناهنده [۷] منظور، حیدرمیرزا، پسربرادر شاه‌عباس (حمزه‌میرزا) است که شاه او را برای حفظ و تداوم صلح، به دیار عثمانی فرستاد. [۸] ماتقدّم: گذشته [۹] یوم یقوم الحساب: روز قیامت [۱۰] اشاره به آیاتی از قرآن کریم که می‌فرماید: در قلب‌های ایشان مرضی است... [۱۱] وبال و نکال: مایه دردسر و عذاب و عقوبت [۱۲] اشاره به بخشی از سوره مبارکه احزاب، آیه شریفه ۴۰ است. [۱۳] زیاده‌گویی [۱۴] دراصل: بر [۱۵] مصنفات میرداماد، ص ۶۱۳ - ۶۱۵.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1002
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: نامه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملا سعدالدین محمد (معلم پادشاه روم)

موضوعات و دسته‌بندی‌ها