این متن با طرح پرسشی درباره کفایت اسلام برای پیشرفت جوامع اسلامی آغاز میشود. در پاسخ، نویسنده با استناد به آیات قرآن و سنت پیامبر (ص) و ائمه (ع)، اصول و قوانین اسلام را برای اداره امور دنیا و آخرت کافی میداند. سپس به بررسی تاریخ تمدن اسلامی میپردازد و فتوحات مسلمانان و پیشرفتهای علمی آنان را نتیجه عمل به همین اصول معرفی میکند. نویسنده با اشاره به مذاکرات خود با فلاسفه غربی، اثبات میکند که تمام آرمانهای ترقیخواهانه در اسلام موجود است. در ادامه، علت تنزل جوامع اسلامی را «علم بیعمل»، «نزاع خانگی» و «اختلاف مسئله خلافت» و به ویژه نفوذ مغول و تاتار در جهان اسلام میداند. در پایان، با ذکر مثالهایی از ضعف مسلمانان در برابر استعمار و از دست دادن سرزمینهای اسلامی، تأکید میکند که دست غیب الهی تنها زمانی با مسلمانان است که به اوامر شرعی عمل کنند و از اصول اصیل اسلام پیروی نمایند.