کنشگران / عالمان دینی
ملا علی فاضل قزوینی (قارپوزآبادی)
عالم دینی
خلاصه

متن با خطاب به سالک، به نقد و بررسی وضعیت اقشار مختلف جامعه می‌پردازد. ابتدا به انتقاد از امرا و حاکمان می‌پردازد که مالیات‌ها و عوارضی وضع کرده‌اند که در شریعت اسلامی جایگاهی ندارد و این اقدامات را بدعتی در دین و مخالف با قواعد سلطنت اسلامی می‌داند. سپس به نقد علمای دنیاگرا می‌پردازد که با ارزان کردن اجازه اجتهاد، باعث شده‌اند هر طالب علمی خود را مجتهد بداند و این امر را آفت‌زا و گمراه‌کننده برای عموم مردم معرفی می‌کند. در ادامه، به تجار و اربابان زمین می‌پردازد و معاملات و مزارعه‌های آنان را که بدون رعایت شرایط شرعی صحت و لزوم انجام می‌شود، حرام و خارج از دین محمدی می‌شمارد. در پایان، نتیجه می‌گیرد که هر صنفی دینی ورای دین احمدی اختیار کرده و این بدعت‌ها به نسل‌های بعدی نیز منتقل می‌شود و حتی برخی فضلا نیز با استناد به سیره ناس، اعمال غیرشرعی را حلال می‌دانند، در حالی که سیره ناس در تعارض با فقه، حجت نیست.

متن کامل گزارش
ای سالک! خواهی استیفای اصناف مردمان نمایم تا ببینی که حکایت همه، حکایت همان مرد [بدعتگذار] است که [داستانش را اندکی پیش نقل کردم]؟ اگر امرا راگویی مالیه و گمرک و راهداری می‌کردند، که در شریعت ما نیست. پس در حقیقت دینی اختراع کرده‌اند و حرام خواران را به سبب آن دین به سوی خود خوانده‌اند، بلکه جمیع قواعد سلطنت، مخالف شریعت است. اگر علما راگویی، اسم اجتهاد، نظیر آن دین تازه‌ای است که آن مرد اختراع کرد؛ همین که خود را مسمّی به وی[۱] کرد، مردم به سویش میل می‌کنند. چه بسیار دیدیم که بویش[۲] را نشنیدند و لکن خود را از اعاظم مجتهدین می‌دانستند. ولکن در این عصر، تقصیر با مدعیین نیست، زیراکه جمعی از علما به هم رسیده‌اند که اجازه و تصدیق به اجتهاد را به حدی ارزان کرده‌اند که هر طالب علمی به طمع افتاده است و گمان حقیر آنست که این اجازه دهندگان، خود معنی اجتهاد را تمیز نداده‌اند، بلکه بر مجتهدی امر آنها مشتبه شده و ایشان را تصدیق کرده و به تصدیق او مشهور شده‌اند. و امروز هر طالب علمی که با ایشان مجادله می‌کند بر ایشان فایق می‌آید و چون خود را موضوع مجتهد می‌دانند، در دل خیال می‌کنند که اینکه بر ما فائق آمد، باید به طریق اولی مجتهد باشد، لهذا بی‌تأمل ایشان را نیز تصدیق می‌کنند. پس بر علمای اعلام لازم است که بسیار دقت کنند در اجازه و تصدیق که منشأ چنین آفت مُوبقه[۳] خواهد بود. و اگر تجار را ملاحظه می‌نمایی، بیع و شرائی می‌کنند که جامع هیچیک از شرایط صحت و لزوم نیست، و خود می‌گویند که اگر متعاملین را بگوییم که بیایید تا چیزهایی راکه تعیین کَیْل[۴] و وزن و ذرع آنها نمی‌شود مصالحه کنیم، از سرّ ما می‌باشند. و چون عوامند گمان می‌کنند که در مصالحه، سری است که ما او را وسیله غَبْن[۵] و فریب ایشان نموده‌ایم... و اگر اربابان و زراعت‌کنندگان [را] مشاهده می‌کنی، تعیین مدت مُزارّعه[۶] نمی‌کنند و آنچه از رعایا می‌گیرند، در اول سال تعیین نمی‌کنند، پس آنچه می‌گیرند حرام است و دینی است ورای دین محمدی... مجملاً، هر صنفی را که سیر نمایی، دینی را ورای دین احمدی اختیار نموده و معلوم است که شاگردان نیز همان دین را از ایشان اخذ می‌کنند و باهمان حال می‌میرند. چند فاضلی را دیدم که اصرار داشتند بر اینکه این بهره‌ای که متعارف شده که ارباب املاک از رعایا می‌گیرند حلال، و مزارعه‌اش لازم است؛ اگر چه در اول امر، نه گفتگویی و نه تعیین مدتی و بذری و زمینی و سایر مؤونه[۷] شده باشد، دلیلی نداشتند مگر سیره ناس، و حال آنکه سیره‌ای‌که با صریح فقها معارضه کند، حجت نیست. پس چیزی که بر فضلا، امر را مشتبه کند به حدی که او را دین خود قرار دهند، سایر مردمان را چه خواهندکرد؟ **پاورقی‌ها:** [۱] و [۲] منظور اجتهاد است. [۳] هلاک کننده، نابود کننده. [۴] اندازه‌گیری. [۵] زیان، خسارت. [۶] (اصطلاح فقهی): پیمانی که بر اساس آن، یک طرف زمینی را برای مدت معین به دیگری می‌دهد تا در آن کشت نماید و محصول را بین خود به نسبت توافق شده تقسیم نماید. [۷] خرج، هزینه.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1237
برهه تاریخی: استقرار حکومت قاجار
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: ناصر الدین شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها