کنشگران / عالمان دینی
خلاصه
متن با حدیثی درباره مذمت تقلید آغاز میشود و به نقد شدید تقلید از عادات فرنگی در میان ایرانیان میپردازد. نویسنده، این تقلید را نشانه ضعف نفس، ذلت و پستی میداند و از اینکه ایرانیان به جای تقلید از پیشرفتهای علمی و غیرت ملی فرنگیها، تنها به ظواهر بیارزش مانند ریش تراشیدن و پوشیدن فکل روی آوردهاند، انتقاد میکند. در ادامه، به بیدینی برخی از این افراد اشاره میکند که با آموختن اندکی علم، منکر روحانیات میشوند، در حالی که بسیاری از خود فرنگیها متدین و خداشناس هستند و حتی در اروپا مدارس فلسفه توحید وجود دارد. متن با تأکید بر اهمیت حفظ عادات ملی و غیرت وطنی و مذمت تشبه به ملتهای دیگر، به پایان میرسد و توصیه میکند که باید به دنبال آنچه سبب سعادت و ثروت است بود، نه آنچه مایه اتلاف مال و ملامت است.
متن کامل گزارش
مَن تَشَبَّهَ بِقَوم فَهُوَ مِنهُم [۱]. به استثناء تقلید در امور مستحسنه، تقلید مذموم [۲] است و فاعلش مَلوم. اما در امور حسنه تقلید نیست بلکه حکم فطرت استکه ازکار بستن دیگری انسان متذکر میشود و در عادات قومیّه که مثلاً اهالی ایران از خارجه تقلید میکنند بسیار مذموم است و هیچگونه افتخار هم ندارد و در نزد خود فرنگیها استبداد و استحکام در عادات ملیّه به غایت ممدوح و علامت تعصب ملّی میباشد. پس اشخاص بوزینه صفت ناقصالخلقه که در عادات به آنان تشبّه میکنند جز ذلت و پستی و حقارت و زیردستی اثری ندهد. ریش تراشیدن و سبیل را سربالا زدن و فکل انداختن و سائر مراسم فرنگیمآبی، تماماً علامت ضعف نفس است و دون خیالی. چرا در مراتب علمیه و غیرتهای وطنیّه و دیگر محاسن نوعیّه از ایشان تقلید نمیکنند؟ مگر ایرانی مابی و شریعتمداری چه نقص دارد که عادت ملی خود راگذاشته به آن عادات پست، متلبٌس [۳] شوند؟
یک نفر ایرانی به محض اینکه یک سال یا بیشتر به مناسبتی با فرنگیها معاشرتکند به زودی تمام عادات فرنگیمآبی را به کار میبندد، چگونه است که معاشرت پنجاه سالهکه در میان مسلمانان بوده در این مدت مسلمان مآب نشده؟ زهی بیغیرتی و نادانی، مثل اینکه به محض اینکه چندکلمه از فیزیک و شیمی و یا قدری زبان فرانسه میآموزند فوراً بیدین و طبیعی میشوند و روجانیات و مراسم دینیه را انکار نموده میگویند سوای محسوسات، خبری نیست و حال آنکه خود فرنگیها غالباً متدیّن هستند و طبیعی و بیدین میانه آنها کم است، به همان نسبت که در میانه مسلمین معدودی هستند.
و در فرنگستان مدارس مخصوصه به جهت تحصیل علم فلسفه توحید و خداشناسی موجود است که علم مافوقٍ طبیعت تعلیم میشود و هیچ عالم نحریر [۴] در فرنگستان نیست مگر آنکه در اعلی مراتب خداشناسی و توحید، مقالات دارد و ادراکات ضمیر خود را درباره اثبات قیّوم بیزوال و حیّ متعال نگاشته و در صفحه عالم گذاشته؛ چنانکه شخصی از علماء اروپ میگوید: اگر فرض کنیم که تمام عالَمْ بالطبع و اتفاقی موجود شده باشد میبینیم که زمین در بیست و چهار ساعت یک حرکت وضعی در محاذات [۵] شمس میکند که سبب حدوث شبانهروز میشود، پس این ترتیب و انتظام چگونه میشود جزافی و لایشعر [۶] بوده باشد. شعر: پس یقین با عقل هر داننده هست
اینکه با گردنده گرداننده هست
اِنَّ فی خَلقٍ السَّمواتِ والارضِ وَ اخْتِلافِ اللّیل والنَّهارِ لَایاتٍ لإولی الالباب [۷].
غرض، پَست خیالی و نادانی فرنگی مآبان آنست که بهاین تَلبُسات [۸] و عادات صوری، خود را با تربیت انگاشته بر سایر ابناء وطن [۹] برتری میجویند و افسوسها میخورند که اهل وطن ما تربیت نشدهاند. بیچاره تو خودت به چه تربیت شدهای؟ آیا همین ریش و سبیل و فکل و غیره تربیت است؟ رعیت و شبان مملکت از چنین فرنگان تربیت شده برتر میباشند و وجودشان بیشتر منشأ آثار است. هیچگاه دیده نشده که شخص اروپایی رسماً لباس ایرانی بپوشد و در تغذیه و امور عادیه، به ایرانی یا عثمانی اقتدا کند. رسوخ در عادات ملی علامت کمال ثبات و غیرت وطنی است. و این عادات قومیّه چه مستحسن و چه غیر مستحسن، هیچ مورد نظر و اهمیّت نیست که کسی به این عادات افتخار جوید، مثلاً نصف روی زمین ادب را در پوشانیدن سر و برهنهکردن پا میدانند و نصف دیگر به عکس، برهنه کردن سر و پوشیدن پا را ادب میدانند و اینها اموری است اعتباری که چندان منشأ اثر نیست و هر قوم را سزاوار است که به عادت وطن خود متأدّب باشند. پس هرگاه ایرانی در ورودِ مجلس کلاه بردارد و با کفش وارد شود بیادبی است و اگر فرنگی در ورود، کفش را بکند و سر خود را بپوشد آن هم بیادبی است چنانکه شارل اول را وقتی که به جهت تحکیم به پارلمنت آوردند کلاه خود را نزدیک چشم آورد که به اجزاء پارلمنت ادب نکرده باشد و بزرگی و حکومت آنان را پست شمارد. و بالجمله اینکه هر قوم افتخارشان به همان عادت اعتباری است که در مُلک خویش دارند و تجاوز از آن عادت و تشبّه به ملت دیگر، ذلت و پستی است و فرنگیمآبی مباهات نیست.گویند که بسیاری از انگلیسیان متعصب هنوز با کتلی [۱۰] آب میجوشانند و سماور استعمال نمیکنند که اختراع روسها است و الآن انگلیسیانی که در ایران متوطّنند یک جعبه کبریت روسی نمیخرند و همچنین روسها یک جعبه کبریت انگلیسی استعمال نمیکنند. چشم عبرت باز باید کرد و آنچه سبب سعادت و ثروت است کار بست نه آنچه مایه اتلاف مال و تبذیر در معاش است و جز استهزاء و ملامت اثری نبخشد.
**پاورقیها:**
[۱] کسی که خود را به قومی شبیه کند پس از آنهاست.
[۲] سرزنش شده.
[۳] خو گرفته.
[۴] زیرک، کارآزموده و دانا.
[۵] برابر.
[۶] گزاف، بیهوده و بیشعور.
[۷] آلعمران، ۱۹۰: هر آینه در آفرینش آسمانها و زمبن و آمد و شد شب و روز خردمندان را عبرتهاست.
[۸] خوگرفتنها.
[۹] شهروندان.
[۱۰] واژه انگلیسی کتری.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1286
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار