متن با تأکید بر ضرورت استفاده از کتابی خاص برای خواص و عوام آغاز میشود، به ویژه در شرایطی که نادانی و گمراهی در جامعه گسترش یافته است. سپس با استناد به سخنان غزالی، به وضعیت نامطلوب زمانه خود اشاره میکند که در آن مردم از اهداف بلند دین غافل شدهاند و راه آخرت را بدون راهنما دشوار مییابند. در ادامه، به تهی بودن عصر از علمای حقیقی و چیره شدن شیطان بر بسیاری از مدعیان علم میپردازد که به جای هدایت، به دنبال منافع دنیوی هستند و معروف را منکر و منکر را معروف جلوه میدهند. متن سپس دانش دین را به سه دسته احکام قضا، دانش جدل و بیان مسجع و موزون محدود میکند که همگی ابزاری برای فریب عوام و کسب مال حرام شدهاند. در پایان، با اشاره به فراموش شدن دانش راه آخرت و آنچه گذشتگان نیکوکار بر آن بودهاند، نگارنده هدف خود را از تنقیح و احیای کتاب غزالی، زنده کردن دانشهای دین و نمایاندن بهتر راه و روش امامان دین بیان میکند.