کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

متن با تأکید بر ضرورت استفاده از کتابی خاص برای خواص و عوام آغاز می‌شود، به ویژه در شرایطی که نادانی و گمراهی در جامعه گسترش یافته است. سپس با استناد به سخنان غزالی، به وضعیت نامطلوب زمانه خود اشاره می‌کند که در آن مردم از اهداف بلند دین غافل شده‌اند و راه آخرت را بدون راهنما دشوار می‌یابند. در ادامه، به تهی بودن عصر از علمای حقیقی و چیره شدن شیطان بر بسیاری از مدعیان علم می‌پردازد که به جای هدایت، به دنبال منافع دنیوی هستند و معروف را منکر و منکر را معروف جلوه می‌دهند. متن سپس دانش دین را به سه دسته احکام قضا، دانش جدل و بیان مسجع و موزون محدود می‌کند که همگی ابزاری برای فریب عوام و کسب مال حرام شده‌اند. در پایان، با اشاره به فراموش شدن دانش راه آخرت و آنچه گذشتگان نیکوکار بر آن بوده‌اند، نگارنده هدف خود را از تنقیح و احیای کتاب غزالی، زنده کردن دانش‌های دین و نمایاندن بهتر راه و روش امامان دین بیان می‌کند.

متن کامل گزارش
استفاده از چنین کتابی،[۱] برای خواص و عوام ضروری است به ویژه در این روزگار که نادانی عمومیت پیدا کرده و گمراهی گسترش یافته و اوضاع همان گونه شده که غزالی درباره زمان خود گفته است: «بیماری، انبوه مردم را فراگرفته، بلکه دامنگیر همه توده‌ها شده و این بدان سبب است که در توجه به اهداف بلند دین و ملاحظه قله رفیع آن، کوتاهی می‌کنند و از این امر که مسؤولیت آن سنگین است غافلند و نمی‌دانند قضیه جدی است؛ آخرت آمدنی، دنیا پشت کردنی، مرگ نزدیک، سفر طولانی، توشه اندک، خطرات بزرگ و راه، بسته است و از نظر منتقدانِ با بصیرت، هر علم و عملی که برای خداوند، خالص نباشد مردود است و طی کردن راه آخرت با خطرات بسیارِ آن بدون راهنما و همراه، دشوار، خستگی‌آور و آزاردهنده است. راهنمایان این راه، علمایی هستند که وارثان پیامبرانند، و عصر ما از وجود چنان دانشمندانی تهی است؛ از آنان جز شماری که مایه آنها از دانش اندک است به جای نمانده، و شیطان بر بسیاری از آنها چیره شده و سر به طغیان برداشته‌اند؛ در نتیجه، هر کدام از آنها به بهره خود از دنیا شیفته و خرسندند. معروف را منکر و منکر را معروف می‌بینند، تا آن حدّ که دانش دین کهنه گشته، و نشانه‌های هدایت از سراسر جهان زدوده شده است، و به مردم چنان وانمود کرده‌اند که دانش دین منحصر است به: اول: احکام قضا و دادرسی که قاضیان با استفاده از این احکام به هنگامی که اوباش و اراذل به جان هم می‌افتند، خصومت‌های آنها را حل و فصل می‌کنند. دوم: دانش جدل که فخرفروشان آن را وسیله‌ای برای چیرگی بر حریفان و خاموش کردن آنان قرار می‌دهند. سوم: بیان مسجّع و موزون که واعظان با استفاده از آن عوام را می‌فریبند. این که دانش دین را به اینها منحصر کرده‌اند، برای این است که جز اینها وسیله دیگری برای شکار عوام و به دست آوردن مال حرام و کسب ثروت نیافته‌اند. اما دانش راه آخرت و آنچه گذشتگان نیکوکار ما بر آن بوده‌اند یعنی دانشی که خداوند در کتابش آن را فقه، حکمت، نور، هدایت و رشد نامیده است، از میان مردم برچیده شده و به کلی فراموش گردیده است». غزالی می‌گوید: «و چون این غفلت برای دین رخنه‌ای بزرگ و رخدادی ناگوار و تیره است، به منظور احیای علوم دین و نمایاندن روش رهبران پیشین، و نشان دادن این که از دیدگاه پیامبران و گذشتگانِ صالح چه دانش‌هایی سودمند است، نگارش این کتاب را مهم و ضروری دیدم». می‌گویم: من نیز درست به همین دلایل و اموری که برشمرده شد به تنقیح کتاب او و زنده کردن احیای وی همت گماشتم، تا دانش‌های دین را زندگی نوی بخشم و راه و روش امامان دین را به گونه‌ای بهتر و عالی‌تر بنمایانم. **پاورقی‌ها:** [۱] منظور، کتاب تهذیب احیاء علوم‌الدین امام محمد غزالی با عنوان المحجه البیضاء است که ملا محسن فیض کاشانی آن را به زبان عربی نوشت. [۲] راه روشن، ج ۱، ص ۶۱ و ۶۲.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1046
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: رساله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عموم مسلمانان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها