کنشگران / عالمان دینی
شیخ محمدعلی مدبر
عالم دینی
متن کامل گزارش
تیول چیست و طریقه سلوک اربابان تیول با رعایا چه بوده؟
تیول، یعنی منهدم کردن ارکان دولت، تیول یعنی بر هم زدن اساس سلطنت، تیول یعنی از هم گسیختن شیرازه ملت، تیول یعنی استیلاء دادنگرگان آدم خوار را بر جان و مال رعیت، تیول یعنی قطعه قطعه نمودن اعضاء مملکت، تیول یعنی مبدل کردن هیئت جامعه و سلطنتِ مقتدره را به ملوک الطوایف، تیول یعنی وزراء جاهل و صدور[۱] خائنِ دوره مشئومه[۲] استبداد پس از اخذ مبلغی رشوه و تعارف، حکومت یا قصبه [یا] قریه یا بلوکی را با شمشیر ظلم از هیکل مملکت قطع نموده، در ازاء مواجب و مرسوم[۳] غیر مشروعی، به یک نفر ظالم وحشی مستبد خون خواری واگذار نمایند و فرمانی به حیله و تقلب به مضمون ذیل صادر نموده به دستش دهند که: «نظر به مراتب لیاقت و کفایت و مدارج خدمتگذاری فلان الدوله یا بهمان الملک یا منصوب الشریعه، فلان محل را در ازاء حقوقات دیوانی خود او یا بستگانش، به تیول ابدی واگذار فرمودیم و به صدور این فرمان معدلت بنیان، قدم و قلم مأمورین و حکام را از حوزه سلطنت مشارٌالیه مرفوع میداریم که کیف مایشاء در آنجا ریاست نماید و کوس لمن الملک نوازد و رعیت بی چاره را عبید و اماء[۴] خود سازد و آنچه را که به رنج دست و مشقت در ظرف سال برای قوت لایموت و معیشت اهل و عیال تحصیل میکنند، به شرق دست[۵] و بهانه تفاوت عمل و حق الحکومه و استصوابی و و و به ضرب چوب و تازیانه از آن بینوایان فلک زده بستاند.
سبحان الله، گویا اولیای امور و رؤسای دولت ایران را در دنیا یک جو رحم و انصاف و عصبیت و ناموس نصیب نشده. اینان چه بیشرف مردمی بودند که برای یک دینار نفع شخصی چشم از مبلغها حقوق ملت و شرف و اعتبار دولت متبوعه خود میپوشیدند. پروردگارا! مگر این آب و خاک با این ناخلف پسران چه کرده بودکه دامن دون همتی برکمر زده، دست خیانت به هم دادند و از آتش ظلم و استبداد قلاع و بقاعش را ویران کردند، سکّانش[۶] را به اقطار عالم متواری نمودند، دوشیزگان را که ناموس سلطنت بودند چون مّواشی و آغنام[۷] به اهالی مسقط و تراکمه عشق آباد فروختند. امتیازات طرق و شوارع و معادن زرخیز طبیعی -که سرچشمه حیات و ثروت مملکت است - جاروب زده به رایگان تقدیم اجانب نمودند. در ظرف یازده سال، دولت قویمه قدیمه چندین هزار ساله را متجاوز از شصت کرور مقروض و به آن شرایط منحوسه در قید ذلت و رقیّت[۸] دول همجوار مرهون نمودند. وجوه مالیه و عواید سالیانه بیت المال مسلمین راکه مختص صیانت[۹] هیئت جامعه ملت و حفظ حیات پلتیکی و قوای دولت و حراست حدود و ثغور مملکت است، در بازار حراجگذارده و به صِبّغ[۱۰] مختلفه مواجب، مستمری، وظیفه[۱۱]، و مقرّری به دراهم معدود و ثمن بخس[۱۲] (تومانی دو تومان و سه تومان) [؟] فروختند و چند کرور نفوس را به تن پروری و مفت خواری عادت داده، و پنج کرور برکسر بودجه دولت افزودند. به این هم اکتفا نکرده به طمع صد دینار رشوه، با مقراض[۱۳] استبداد، اعضاء مملکت را قطعه قطعه کرده، مرهون[۱۴] حقوق و مرسوم ابتیاعی آنان نمودند. مگر این مشت رعیت خانمان سوخته، در نظر اینان از سگ و گربه هم پستتر و بیقربتر بودند؟ یا اینکه از بندگی خدا سر برتافته یا از اقرار به رسالت فرستادگانش ابا داشتندکه این سان جان و مال آنها را در معرض قتل و نهب آورده بودند؟ تازیانه بر زدی اسبم بگشت.
ببخشید، قلم قدری سرکشی کرد، از موضوع خود و مسئله تیول خارج نشویم. خلاصه، وکلا و مبعوثین ملت و اطباء حاذق مملکت که در دارالشفاء مجلس مقدس شورای ملی مجتمع گردیده در صدد علاج و جلوگیری این مرض مزمن مهلک برآمدند و به اکثریت آراء، نسخه ابطال و لایحه نسخ تیولات را تجویز و به دولت پیشنهاد کردند، هر چند از عدم موافقت همان دایگان از مادر مهربانتر چند روزی اجرای این قانون در بوته اجمال و جواب اعضاء مجلس به مسامحه و اهمال گذشت، لیکن از آنجا که ذات اقدس و شخص مقدس اعلیحضرت همایونی با خیالات عالیه مجلس، همواره مساعد و همراه و خاطر الهام مظاهرش از مفاسد و مصالح امور آگاهست، نیرنگ و فسونِ شعبدهبازان را وقعی ننهاده و به وسوسه[۱۵] و دسیسه آنان اعتنائی نفرموده، به صدور احکام تلگرافی، اربابان تیول را جداً از مداخله ممنوع و چنگال ظلمشان از جان و مال و عِرض و ناموس رعایا کوتاه و مقطوع گرداند[۱۶]. فَقُطِعَ دابِرُ القَوم الذینّ ظَلَموا و الحمدُ للّهِ ربّ العالَمین[۱۷].
**پاورقیها:**
[۱] جمع صدر: صدراعظم، نخست وزیر
[۲] مؤنث مشئوم: بدیمن، نامبارک
[۳] مواجب و مرسوم: در اینجا به معنی پیشکش
[۴] عبید و اماء (جع عبد و آمه): بندگان و کنیزان
[۵] کذا فی الاصل
[۶] سکان (جمع ساکن): سکونتکنندگان
[۷] مواشی و اغنام: چهارپایان (گاوها، گوسفندان،...)
[۸] بندگی
[۹] حراست، حفاظت
[۱۰] جمع صیغه: گونهها
[۱۱] مقرری، مستمری
[۱۲] ثمن بخس: بهای اندک
[۱۳] قیچی
[۱۴] گرو نهاده
[۱۵] در اصل: وسیسه
[۱۶] در اصل: گردید
[۱۷] انعام، ۴۵: پس سپاس پروردگار جهانیان را که ریشه ستمکاران برکنده شد * [روزنامه] بشارت، س ۱، ش ۲۳، پنجشنبه ۱۷ ربیعالثانی ۱۳۲۴ ق، ص ۱ و ۲.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1285
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی
قالب کنش: نامه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: حکومت ایران، مظفرالدین شاه قاجار
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار