این رساله با حمد و ثنای الهی و درود بر پیامبر و اهلبیت آغاز میشود. در ادامه، به نقد و رد عقاید و اعمال صوفیه، بهویژه پیروان حلاج و بایزید، میپردازد و این طریقه را گمراهکننده و مخالف شریعت نبوی و طریقت مرتضوی معرفی میکند. نویسنده با استناد به اقوال علمای بزرگ شیعه مانند شیخ طوسی، ابنبابویه قمی، شیخ مفید، علامه حلی و شیخ طبرسی، به اثبات بطلان عقاید حلاج و پیروانش میپردازد و حکایاتی از ادعاهای کفرآمیز و اعمال خلاف شرع آنان نقل میکند. سپس، با ارائه دلایلی، ثابت میکند که طریقه صوفیه ریشهای در تشیع ندارد و همواره در میان اهل سنت رواج داشته است. در بخش بعدی، به اهمیت پیروی از ائمه معصومین و کتب اربعه شیعه تأکید میکند و شیعیان را از پیروی جاهلان و مدعیان دروغین برحذر میدارد. در ادامه، به نقد برخی عقاید و اعمال صوفیه مانند ترک حیوانی، ادعای کشف و کرامات، مذهب جبر، وحدت وجود و استفاده از آلات موسیقی در مجالس ذکر میپردازد و آنها را مخالف مذهب شیعه و تعالیم اهلبیت میداند. در پایان، با بیان شجرهنامه طریقه نوربخشیه و ارتباط آن با صوفیان مورد نقد، شیعیان را به دوری از این فرقهها و پیروی از علمای راستین دعوت میکند و رساله با دعا و استعاذه به پایان میرسد.