کنشگران / عالمان دینی
میرزا ابوالقاسم اصفهانی شیرازی
عالم دینی
خلاصه

این قصیده با ستایش از پیروزی اسلام بر کفر و اشاره به نقش حجت اسلام در این پیروزی آغاز می‌شود. سپس به توصیف شخصیت میرزای شیرازی، با القابی چون «میرحسنْ اسم حسنْ رسم حسنْ خُلق» و «مخزن دانش» می‌پردازد. در ادامه، به ماجرای قرارداد تنباکو و نقش بداندیشان فرنگی و خائنان داخلی در آن اشاره می‌کند. قصیده، نامه‌نگاری میرزای شیرازی به شاه و بی‌توجهی درباریان به آن را روایت کرده و به بن‌بست رسیدن میرزا و توسل او به حضرت صاحب‌الزمان (عج) اشاره دارد. صدور حکم تحریم تنباکو و مقاومت برخی در برابر آن، و همچنین خطراتی که از ناحیه این فتنه متوجه دین و ایمان مردم بود، از دیگر بخش‌های این قصیده است. در پایان، به یاری الهی و نقش امام زمان (عج) در نجات مردم از این فتنه و پیروزی نهایی اشاره می‌کند.

متن کامل گزارش
الحمد که شد رایت کفار نگونسار بر شد عَلَم شرع بر از گنبد دوّار افراشت چو قامت عَلَم شرع مطهر شد رایت کفار تبهکار، نگونسار از حجت اسلام شد این فتح، نمایان در دوره شه ناصر دین، خسرو قاجار آن حجت بالغ که چنان اختر بازغ [۱] روشن بود از نورش چشم همه اخیار آن میرحسنْ اسم حسنْ رسم حسنْ خُلق کز خُلق خوشش مُشکین شد نافه تاتار [۲] آن مَخزن دانشَ که بُوَد کَنز [۳] علومش قاموس محیطی [۴] که ندارد حد و معیار از قصه تنباکو و از فکر فرنگان وز رای بداندیشان شد شمه‌یی اشعار خواهم دهم ار شرح دراز آید طومار زان رای بد و فکر بد و واقعه سخت زی [۵] شاه یکی نامه فرستاد به چاپار آن میر چو آن رای نمی‌داشت مسلّم کای شاه مگر غافلی از حال رعیت زنهار ز شورای بد اندیشان زنهار این رای چه رایی است که دور است ز دانش آگاه مگر نیست ازو شاه فلک یار جمعی همگان خائن دولت که به جاهند مغرور و از آن قوم بود ملت بیزار آن نامه گرفتند و نهفتند و نگفتند غافل که شود شاه از آن راز خبردار رای بد خود را بر شه عرضه بدادند آسان بگرفتند بر آن مطلب دشوار آن میر دگرباره یکی نامه نامی بنوشت سوی شاه که این مرحله بگذار آن نامه و این نامه برِ دفعه ثانی مفقود اثر گشت و نماند از وی آثار آن میر در آن واقعه سخت، فروماند گردید در چاره برو بسته به ناچار بنمود رخ عجز سوی حضرت صاحب کای صاحب دین، آگهی از حال من زار شد صادر از آن مصدر کل حکم به حرمت هر چند گروهی بنمودند به انکار گفتند که این حکم از آن شاه نباشد زنهار ز افکار چنین قوم ستمکار اسلام چو خورشید و بُوَد کفر چو ظلمت اری شود از ظلمتْ خورشید پدیدار نزدیک به آن بود کز آن فتنه نماند بر جای ز اسلام و مسلمانی آثار نزدیک به آن بود که از مکر فرنگان دین نبوی را برود قدرت و مقدار نزدیک به آن بود که تا کسوت ایمان بگسیخته و پاره شود پودش از تار نزدیک به آن بود که این مشتْ مسلمان زین ظلم بگیرند ره تبّت و بلغار نزدیک به آن بود که از زنگ مناهی آیینه شرع نبوی گیرد زنگار از پارس و تبریز و خراسان و صفاهان بالجمله در این غم همه بودند گرفتار مردم همه بر زانوی فکرت سر حیرت بنهاده که یا رب چه بود عاقبت کار هر شب همه را دست تضرع سوی یزدان کای بار خدایا دفع کن این فتنه خونبار برخاست ز دریای بلا موجی و از غم افتاد به غرقاب فنا کشتی تجار جمعی که به صورت همه بودند مسلمان وز سیرتشان تیرگی کفر پدیدار رفتند به یاری فرنگی ز دو رنگی دینشان به سردست گرفته پی دینار دینشان به دو دینار بدادند و گرفتند بی‌دینی از آن مردم در ظاهر دیندار بشمارم از آنان دو سه تن را پی تعریف تا عبرت مخلوق شوند آن دو سه بدکار الحاصل از آن لُجّه [۶] خونخوار به ساحل رفتند و خلایق همه گشتند سبکبار تأیید امام آمد و توفیق الهی رستند از آن لجّه خونخوار به یکبار جانم به فدای ره آن پاک امامی کز نصرت او گشت نگون رایت کفار **پاورقی‌ها:** [۱] روشن، تابان [۲] نافه تاتار: مُشکی که از بلاد تاتار می‌آوردند و بسیار خوشبو بوده. [۳] گنج [۴] قاموس محیط: در لغت به معنای دریای احاطه‌کننده است و در اصطلاح اهل ادب، اشاره به فرهنگ لغت مشهور عربی به همین نام تألیف فیروز آبادی است که دربردارنده همه لغات عربی بوده و کنایه از وسعت و جامعیت دانش است. [۵] سوی، نزد [۶] میانه آب دریا، عمیق‌ترین موضع دریا
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1273
برهه تاریخی: نهضت تحریم توتون و تنباکو
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: بیانیه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: ناصر الدین شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها