کنشگران / عالمان دینی
ملا محمدصالح قزوینی
عالم دینی
خلاصه

متن با اشاره به مرگ ثروتمندان به دست پزشکان آغاز می‌شود و بیان می‌کند که پزشکان برای کسب منفعت، بیماران را به بهانه معالجه بیماری‌های واهی، در مسیر بیماری پیش می‌برند تا در نهایت به مرگ آن‌ها منجر شود و سپس با توجیه عدم رعایت توصیه‌ها، از خود سلب مسئولیت می‌کنند. در ادامه، به وضعیت فقرا اشاره می‌شود که به دلیل نیاز معیشتی، خود را در معرض خطرات شغلی قرار می‌دهند. سپس، نویسنده به آفات پزشکان جاهل می‌پردازد که با تجویز پرهیزهای بی‌موقع و افراطی، طبیعت بیمار را ضعیف کرده و توان مقاومت در برابر بیماری را از او سلب می‌کنند. در پایان، نویسنده با نقل قولی از یک طبیب که مدعی است بدون پزشکان، مردم از بیماری تلف می‌شوند، به طعنه پاسخ می‌دهد که اگر پزشکان نبودند، مردم به دست بیماری‌ها می‌مردند، اما اکنون که پزشکان خود عامل هلاکت هستند، نیازی به بیماری‌ها برای از بین بردن انسان‌ها نیست.

متن کامل گزارش
و بدان که توانگران زمان، بسیاری اجل ایشان بر دست طبیبان باشد که ایشان چون مُکنت دارند پیوسته دوا خورند و به اَدنی[۱] سببْ به معالجه علت معدومه مشغول شوند. و اطبّا برای نفع خود، ایشان را دستگاه سازند و کارخانه بچینند و او را در امراض سَیْر دهند - چنانچه مُغنّی[۲] در مقامات سیر می‌کند - تا او را تسلیم مرگ نمایند، و زبان به اعتراض گشایند که در فلان باب، وصیّت[۳] ما پاس نداشت و ناپرهیزی و بدنفسی کرد. باری، نقدش[۴] بستانند؛ پس او را در چنگ اجل اندازند و آنچه از دزد مانده باشد رمّال ببرد. و فقرا را به ازای این، از رهگذری دیگر آفت هست و اسباب موت در پیش است؛ مثلاً بنایان و چاه‌گَنان و عمله بناهای خطیر و مُکاریان[۵] که خود را در اخطار[۶] می‌افکنند، برای ضرورت معاش و امثال آن. و این، یکی از آفات طبیبان جاهل است [که] بسیاری مریض را به پرهیز بی‌موقع و زاید از حدّ فاسد سازند؛ چه، طبیعت به آن سبب ضعیف می‌گردد و حرارت غریزیّه، مُنطَفی؛[۷] پس از مقاومتِ مرض عاجز می‌شود. [...] در مجلس بزرگی از طبیبی نقل کردند که می‌گفته است: اگر ما نباشیم امراض بسیاری، مردم را تلف کند. گفتم: راست می‌گوید. آدمی ناچار مُردنی است و به سببی از اسباب و علتی از علل بمیرد. اگر این اطبّا نباشند لابد بر دست امراض تلف گردند. و امروز که ایشان باعث هلاک و سبب زوال بنی‌آدم شده‌اند، کار به امراض نمی‌افتد که ایشان برای این کار کافی باشند! **پاورقی‌ها:** [۱] کمترین، جزئی‌ترین [۲] آوازخوان [۳] سفارش (پزشکی) [۴] نقد: پول‌های نقد، نقدینه [۵] کرایه دهندگان اسب، الاغ، و مانند آنها، چاروادار [۶] جمع خطر [۷] خاموش [۸] نوادر، ص ۱۰۷ و ۱۰۸.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1116
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: رساله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران

موضوعات و دسته‌بندی‌ها