کنشگران / عالمان دینی
شیخ عبدالنبی قزوینی
عالم دینی
خلاصه
این روایت به شرح دیدار آقا حسین تاج، عالم و فقیه شیعه، با شاه سلیمان صفوی میپردازد. شاه سلیمان به دلیل زهد و پرهیزکاری آقا حسین، مشتاق دیدار او میشود و با وساطت وزیرش، شیخ علی خان، این دیدار در باغ هزار جریب صورت میگیرد. در این ملاقات، شاه سلیمان برای نشان دادن احترام، لباده آقا حسین را به دست میگیرد. در پایان دیدار، شاه سلیمان به آقا حسین میگوید که پادشاهان به گرفتن لباس او افتخار میکنند، اما آقا حسین در پاسخ، این عمل را بیفایده از نظر دینی و دنیوی میداند و بیان میکند که این کار حتی به اندازه خرید سبزی از بقال برای او سودی ندارد.
متن کامل گزارش
آقا حسین تاج از بزرگان شیعه و مردی عالم، فاضل، فقیه، متکلم، اصولی و محدث بود؛ اما زهد و پرهیزکاری او نسبت به دنیا و نفرت از امور دنیوی و دوری کردن از آن، بیش از هر چیز بر او غلبه داشت. از همین رو پادشاه عصر (شاه سلیمان صفوی)، مشتاق دیدارش شد، اما شأن پادشاهیش مانع از آن میگردید که به خاطر نفرت وی از دنیا نزد وی بیاید یا نیاید. بنابراین به وزیرش شیخ علی خان متوسل شد تا در آن باره نظر دهد. وزیر اظهار داشت که: آقاحسین هر روز پنجشنبه به باغ مشهور به هزار جریب میآید. پس هنگامی که آنجا آمد، خبرت میدهیم تا بیایی و ملاقاتش کنی.
روز موعود، سپیده دمان آقاحسین به آن باغ آمد. وزیر هم پادشاه را خبر کرد و آن دو با هم دیدار کردند و تا وقت نماز ظهر با همصحبت کردند و قدم زدند. آقاحسین لبادهای بر تن داشت و وقتی که گرمای هوا زیاد شد، او را آزار میداد. از این رو پادشاه لبّاده را به دست گرفت و وقتی که رسیدند به در باغ، آن را روی دوش وی انداخت. آقاحسین لبّاده را از پادشاه گرفت تا به سمت خانهاش برود که شاهسلیمان گفت: پادشاهان زمین افتخار میکنند که لباس رویی مرا به دست گیرند، اما امروز من لبّادهات را گرفتم. آقاسید حسین گفت: «این کار سودی دینی و دنیوی برایم ندارد. بقال که سبزی را به چند فلس[۱] به من میدهد، چون تو لبّادهام را گرفتی، به من سبزی نخواهد داد» و از هم جدا شدند.[۲]
**پاورقیها:**
[۱] پول خُرد، سکّه مِسی، پول سیاه دارای ارزش اندک.
[۲] تتمیم املالآمل، ص ۱۲۷ و ۱۲۸.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1191
برهه تاریخی: استقرار حکومت زندیان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: خاطره
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عموم مسلمانان