این رساله در پاسخ به پنج مغالطه مطرح شده توسط مخالفان مشروطه نگاشته شده است. در ابتدا، به نقد این دیدگاه میپردازد که دین اسلام کامل است و نیازی به قانون جدید ندارد و وکلا حق قانونگذاری ندارند. پاسخ میدهد که وظیفه وکلا قانونگذاری در امور عرفی و سیاسی است، نه احکام شرعی، و هدف مشروطه محدود کردن استبداد و حفظ نظم مملکت است. در ادامه، به مغالطه دوم که ولایت در امور سیاسی را مختص مجتهدین میداند، پاسخ میدهد که مجلس شورا باید از مجتهدین خالی نباشد و حاکم شرع نیز باید با مشورت عقلا عمل کند. مغالطه سوم درباره اعتبار اکثریت آرا در قانونگذاری و منافات آن با مذهب شیعه را رد میکند و توضیح میدهد که نظر اهل خبره در امور سیاسی ملاک است و در صورت تعارض، رأی اکثریت اهل خبره ترجیح دارد. مغالطه چهارم که برابری اهل ذمه با مسلمانان را نفی میکند، با استناد به قوانین اولیه اسلام و حقوق اهل ذمه در پناه اسلام پاسخ داده میشود. در نهایت، مغالطه پنجم که آزادی قلم و مطبوعات را به معنای آزادی در محرمات میداند، با تاکید بر حفظ شرف مردم و ممنوعیت محرمات در سایر مواد قانونی رد میشود و مواردی که غیبت و افشای معصیت جایز است، توضیح داده میشود. در پایان، نویسنده هدف خود را آگاهیبخشی به امت و دفع اباطیل عنوان میکند.
