کنشگران / عالمان دینی
سید ضیاءالدین طباطبایی
عالم دینی
خلاصه

متن با خطاب به مسلمانان ایران آغاز می‌شود و وضعیت ذلت‌بار کشور، از دست رفتن ثروت، شرف و ناموس، و تسلط اجانب و مستبدین را نتیجه بی‌غیرتی و بی‌تفاوتی مردم می‌داند. سپس به نقش علمای اسلام در حمایت از مشروطیت و فرمان مظفرالدین شاه برای استقرار آن اشاره می‌کند که هدفش اجرای احکام شریعت، امنیت، ازدیاد ثروت و بقای ملت و سلطنت بوده است. در ادامه، به وجود خائنین و مغضوبین دین و دولت که در صدد اخلال در کار مجلس شورای ملی هستند، هشدار می‌دهد. متن با فراخوانی ملت ایران به ترک جهل، بدبختی و بی‌غیرتی ادامه می‌یابد و بر لزوم حفظ استقلال و حقوق انسانیت تأکید می‌کند. نویسنده با اشاره به تجربیات تاریخی کشورهایی مانند چین، مراکش، هند و روسیه، اهمیت قانون را برای بقای یک ملت گوشزد می‌کند. در پایان، به کسانی که از فواید قانون و مشروطیت بی‌خبرند و گمان می‌کنند اجرای قانون به دین آسیب می‌رساند، توصیه می‌کند از علمای اسلام که جان و مال خود را فدای این امر مقدس کرده‌اند، تقلید کنند و حفظ دین و بقای سلطنت اسلامی را منوط به وجود قانون می‌داند و از ملت می‌خواهد برای تحصیل و استحکام آن بکوشند.

متن کامل گزارش
ای مسلمین بی‌رسم ایران! تا کی خود را ذلیل و زیر دست ظلم‌خواهان نموده و اسم مقدس اسلام را زبون‌کرده؟ نمی‌دانید یا می‌دانید؟ و کلمه منحوسه «به من چه و به تو چه» را بر زبان جاری می‌کنید؟ آخر بی‌غیرتی چقدر؟ مملکتتان رفت، ثروتتان رفت، شرف و ناموستان رفت، اجانب شما را محتاج به خود کردند، مستبدین و ظالمین بر سر شما تسلط یافتند، شمشیر استقلال را بر جسد شما آختند، تمام را غلام و زرخرید خود انگاشتند و بر ناموستان دست درازی کردند. حجج بالغه اسلام به مشاهده این اوضاع، خود را فدای راه وطن مقدس و مظلومیت شما نمودند. از شاهنشاه مبرور[۱] انارالله برهانه مستدعی رفع ظلم که منوط به سلطنت مشروطه است شدند، شاهنشاه مغفور هم نظر به فطرت پاک و مآل‌اندیشی و پیش‌بینی، نیات مقدسه خود را که سال‌ها در مد نظر داشتند امر به مشروطیت ایران فرموده و سبب اصلی اجرای احکام شریعت و حصول امنیت و استراحت و ازدیاد ثروت و بقای ملت و سلطنت و تمام نیک‌بختی‌های آتیه ایرانیان [را] فراهم آوردند. حال مشاهده و ملاحظه می‌نمائیم از گوشه و کنار، بعضی از خائنین ملت و مغضوبین دین و دولت به اشکال مختلفه در صدد اخلال و اضمحلال کارهای مجلس مقدس شورای ملی هستند. ای ملت پاک طینت و با فطانت ایران! جهل بس است، بدبختی بس است، ذلت بس است، بی‌غیرتی بس است، بنیان قومیت و قوای استقلالتان در شرف احتضار، حقوق انسانیت‌تان پامال مردمان بی‌شرف، و اعتبار بیت‌المال که پیغمبر اکرم(ص) معین فرمود، خالی، امنیت جان و مال مرتفع، خود را مسئولِ خدا و پیغمبر و اخلافتان نسازید، همت کنید در ارتفاع عَلَم[۲] مشروطیت و بکوشید در قلع و قمع وجود مستبدین. فریادهای چهارده ساله حبل‌المتین هنوز به گوش شما فرو نرفته: مملکت که قانون ندارد هیچ چیز ندارد، زوالش طبیعی و محقق است اگر چه بزرگترین مملکت روی زمین باشد. قسمت[۳] چین را متنبه شوید، زوال مراکش را ببینید، بدبختی خودتان را ملتفت گردید، ذلت اهل هند را ملاحظه بفرمائید، اقتدار دول با قانون را با فطانت ذاتی خودتان تصور بنمائید. و ودایع محمدبن عبدالله صلوات الله علیه را عمل کنید. بعضی از شماها به واسطه عدم معلومات، از فواید قانون و مشروطیت که چون آفتاب واضح و روشن است بی‌خبر، بلکه نفرت مخصوص از شنیدن این اسم مقدس دارید. چنان گمان می‌کنید که اجرای قانون -نعوذ بالله -خللی بر دین و زَلَلی[۴] در آئین شما پیدا می‌شود. تقلید کنید از حجج بالغه اسلام که از جان و مال و شرف خود در این امر مقدس گذشتند و مخالفت با این امر مشروع را مخالفت با امام زمان علیه السلام پنداشتند. آخر اینها نُوّاب امام و پیشوای شما مسلمانان هستند. تقلید در امور شرعی که، لوازم مذهبی ما مسلمانان است. چرا تقلید نمی‌کنید و ننگ را بر خود می‌پسندید؟ هر مسلمانی به حفظ دین و ناموس خود، به حکم خدا و رسول مجبور است و حفظ دین هم بسته به بقای سلطنت اسلامیه است و بقای سلطنت نیز بسته به قانون. پس فرض دینی و وجدانی ملت است که در تحصیلش سعی نمائید و قوائم دین و دولت خود را محکم کنید، چون به تاریخ مللی که امروز صاحب قانونند نظر کنیم خواهیم دید که تمام این ملل، قانون مذهبی خود را تکمیل کرده و در استحکامش بذل مال و جان دریغ نداشتند، رنج‌ها بردند تا صاحب قانون و حقوق و حریّت شخصیه شدند مثل فرانسه و انگلیز و آلمان و ایطالیا و اسپانیا و غیره که صاحب قانون نشدند مگر به سعی و همت ملت. تاریخ دول را به کناری گذاشته ملت روسیه را ببینید که چگونه از جان و مال‌گذشته، ساعی در تحصیل قانونند. اگر به‌دیده عبرت بنگریم کافیست. **پاورقی‌ها:** [۱] منظور مظفرالدین شاه قاجار است. [۲] ارتفاع علم: برافراشتن [۳] تقدیر، سرنوشت [۴] لغزشی، خطائی
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1285
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: بیانیه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها