کنشگران / عالمان دینی
علی محمد صدر العلماء نطنزی
عالم دینی
خلاصه
متن با اشاره به اهمیت کشاورزی و صنعت برای هر کشور آغاز میشود و وضعیت نابسامان ایران را نتیجه بیتوجهی حاکمان مستبد به آینده و نفوذ صنایع خارجی میداند. در ادامه، راهکار برونرفت از این وضعیت را کاهش مصرف و ترویج کالاهای داخلی معرفی میکند. سپس به مذمت پوشیدن لباسهای خارجی و تأکید بر پوشش اسلامی میپردازد و با یادآوری سیره گذشتگان در استفاده از تولیدات داخلی، به حرمت شرعی استفاده از منسوجات کفار اشاره میکند. در نهایت، با استدلال بر اینکه استفاده از کالاهای خارجی موجب تقویت کفار و بیکاری مسلمانان میشود، بر لزوم استفاده از منسوجات ایرانی و اسلامی تأکید میکند و وضعیت بیکاری و فقر ناشی از عدم رواج این امر را به تصویر میکشد.
متن کامل گزارش
این مطلب، مسلّم تمام عقلای عالَم است که روح هر مملکتی فلاحت و جَدّش صناعت است. ایران از آن روز رو به ویرانی نمود و بدبختی و پریشانی به ایرانیان زورآور شد که یک مشت مستبد خودپرست از قصور نظر[۱]، چشم از فردا و اَعقاب[۲] خود پوشیدند و به هیچ وجه رعایت اسلاف ننمودند. روح این مملکت را گرفتند، جسد بی روح که از او کاری ساخته نیست، کم کم به مرور ایام از هم متلاشی شد. زالوهای خارجی، خون ما را به واسطه نفوذ صنایع خود مکیدند و ما را در همه چیز محتاج به خود کردند.
امروز اگر بخواهیم آب از جوی رفته را به جوی باز آریم و حالت جدیدی طرح ریخته و روح تازه به او دمیده شود، حالا قوه و بنیه این را نداریم که جمیع لوازم احتیاج امروزه را از برای خود تهیه کنیم؛ پس ناگزیریم در بدایت امر از احتیاجات خود بکاهیم و به قدر ضرورت قناعت نماییم و در ترویج امتعه داخله، جدّ و جهد تام نموده. وقتی که نوع اهالی مملکت از امتعه خارجه احتراز نمودند لابد طولی نمیکشد که جمیع لوازم احتیاجات فراهم میآید. حالا دیگر باید راه را از چاه و جاده را از بیراه تمیز داد.
لباس کفر -که همه سراسر رسوایی و جامه خیانت و عاریت است و نتیجهاش جز ذلت و آوارگی و فلاکت و پریشانی نیست - از خاک نیک اسلامیین و ابدان[۳] طاهره مسلمین دور نمائیم. اگر سر از خواب غفلت برداریم و از بیهوشی بخود آئیم و عقل و علم را پیشرو و هادی خود قرار دهیم میبینیم که چنان در بیابان جهالت سرگردان و در بحر غفلت غوطه وریم [که] رقیبان از هر جهت اطراف ما را احاطه نموده، راهکسب و تجارت را بر ما مسدود کرده و به امتعه ملوّن[۴] خود، ما را چون اطفال بازی داده، هر دم به رنگی و هر ساعت به نیرنگی چنگال نفوذ و تصرف خود را در این مملکت محکم بند نموده، بازار مسلمین مملوّ از امتعه فرنگستان [و] البسه خارجه است. تجار، جز تجارت امتعه کفار نکنند و اهالی جز البسه نجسه نپوشند.
پدران ما که در راه ترقی دین جانها دادند و صدمهها خوردند جز لباس پاک اسلام نمیپوشیدند و خانههای خود به غیر از امتعه ایرانی زینت نمیدادند. ظروف خود را به چینی و بارفَتَن[۵] ترجیح دادند. نه ماهوت پوشیدند و نه مخمل الوان در برکردند. در مُلکشان فرنگی را مغازه نبود و خود به آنها معاشرت نداشتند. مگر آنها انسان نبودند و مثل انسان زندگی نمیکردند؟ یا ذلیل و فقیر اجانب بودند؟
تمام جهت آنست که راه کسب و تجارت را از ما گرفتند، ما را پریشان و محتاج به خود نمودند. هرگاه خوب تأمل کنیم مییابیم که لَبْس[۱] منسوجات کفار، در غایت اشکال است و از ادله میتوان استنباط نمود حرمت لبس آنها را؛ زیرا که براهین قاطعه و ادّله ساطعه[۲] -خصوصاً و عموماً از آیات قرآنیه و سنت نبویه و قواعد عقلیه - به خوبی ظاهر مینماید حرمت استعمال تمام امتعه کفار را، نهایت بعضی اختصاص به منسوجات دارد در حال صلوة.
اول آنکه، لبس منسوجات کفار، سبب تقویت آنها و ضعف اهل اسلام است؛ محض اینکه منشا قوّت، غنی و ثروت است و رواج مکاسب و تجارات، موجب غنی است؛ زیراکه عمده سبب تموّل و ثروت، کسب و تجارت است. هر چه دایره کسب وسیعتر باشد مال بیشتر حاصل میگردد، چون تقویت کفار به نص کتاب و سنت، حرام [است]؛ پس لبس منسوجات کفار و استعمال امتعه آنها که اسباب تقویت آنهاست روا نیست.
حالا میشنوم یک نوع مسلمانی پیدا شده که لباس آنها را باید دوخته از فرنگستان بخرند یا میدهند یهودی و ارمنی بدوزند [...]
دیگر آنکه، اگر شیوع منسوجات و امتعه کفار شود، راه کسب چندین هزار نفر مسدود میشود؛ کما اینکه هرگاه ملبوسات[۳] ایرانی را بپوشند کسب از برای یک کرور جمعیت مثلاً پیدا خواهد شد. بنابراین لبس منسوجات ایرانی باعث اکتساب معاش چندین هزار نفر را که امروز بیناناند و کسب معاش بر آنها واجب است، خواهد بود. پس لبس منسوجات ایرانی و امتعه اسلامی لازم، و هر گاه رواج این امر نشود به مقدار عدد مذکور مثلاً بیکار خواهند بود و راه تحصیل معاش نخواهند داشت؛ کما اینکه امروزه مشاهده میشود چندین هزار نفر در این شهر، بیکار و همه روزه انجمنها دارند و زن و بچه آنها از گرسنگی چارهای غیر از مردن نمیدانند. انجمن لاتها، بیکارهها، نوکر باب[۴]ها. همه از بیکاری قادر بر نان شب نیستند.
**پاورقیها:**
[۱] قصور نظر: تنگنظریها
[۲] جمع عقب: فرزندان، بازماندگان
[۳] جمع بدن
[۴] کالاهای رنگارنگ. در اصل: امتعه ملون
[۵] نوعی چینی سفید مایل به کبود
[۱] پوشیدن
[۲] ادله ساطعه: دلایل آشکار
[۳] پوشاک
[۴] خانه
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1286
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار