کنشگران / عالمان دینی
شیخ محمدعلی تهرانی
سیاستمدار
خلاصه

متن با تعریف عدل و مساوات در حقوق آغاز می‌شود و به تبیین حقوق نوعی و شخصی در اسلام می‌پردازد. سپس به وجوب سلطنت مشروطه اسلامی اشاره کرده و منکران آن را در شمار مشرکین قرار می‌دهد. در ادامه، احکام فروعی اسلام را به دو قسم قلبی و جوارحی تقسیم می‌کند و استبداد و خودخواهی را عامل خرابی ممالک و عدل و انصاف را موجب آبادانی می‌داند. در بخش بعدی، به اهمیت حفظ وطن از بیگانگان، افزایش ثروت، ترویج تجارت و تحصیل علم و درایت اشاره می‌کند و از دوری از ستمکاران و مراتب ظلم سخن می‌گوید. سپس احکام فروعی عملی اسلام را در سه دسته عبادات، معاملات و سیاسات بررسی می‌کند و فواید سیاسی و اجتماعی عباداتی چون طهارت، نماز، زکات، روزه، حج و جهاد را تشریح می‌کند. در ادامه، امر به معروف و نهی از منکر را معادل آزادی بیان و قلم مطابق با قوانین اسلامی می‌داند و به نقش آن در پیشرفت اقتصادی کشور اشاره می‌کند. در بخش پایانی، به لزوم وجود دو ریاست جسمانی (سلطان) و روحانی (علما) در ممالک اسلامی تأکید می‌کند و مشروطیت را نتیجه اصول و فروع محمدی می‌داند که با اجابت مظفرالدین شاه و تکمیل محمدعلی شاه محقق شده است. در نهایت، خطاب به متدینین، مخالفین و سیاسیون اروپا، مشروطیت را مطابق با شرع و موجب خیر و برکت برای ایران معرفی می‌کند و آن را نتیجه هم‌کیشی و هم‌عقیدگی ملت و شاه با علمای اسلام می‌داند.

متن کامل گزارش
معنی عدل کدام است؟ معنی عدل مساوات است؛ خاصه در حقوق. یعنی مقتضای حکم عدل این است که خلّاق عالم، با کمال قدرت و توانایی، ناشایسته و قبیح است که کسی را بی قانون مجازات عمل نیک و بد، مجازات نماید و عقاب فرماید: «اِنْ اَکرَمَکُم عِندَ اللهِ اَتقیکُم» [۱]. تمام افراد بنی نوع انسان مشابه و مثل یکدیگرند و هیچ‌کس را بر دیگری فضیلتی نباشد و همه در حقوق نوعی یکسانند، مگرکسی که صاحب حقوق شخصی باشد از تقوی و پرهیزکاری و عدل و رستگاری. حقوق نوعی و شخصی کدام است؟ حقوق نوعی آن است که افراد بنی نوع بشر در آن حق با هم مساوی باشند، نظیر حکمی که قانون اسلام به ما نشان می‌دهد که هر که مال کسی را به شرایطی که در کتب احکام مشروح است، به دزدی بَرَد و سرقت نماید، باید دست او به طوری مخصوص و به طریقی خاص از بدن جدا ساخته شود. این قانون فرقی بین عالم و جاهل و غنی و فقیر و سید و عام و عرب و عجم و ترک و دیلم و اروپایی و آمریکایی و آسیایی و آفریقایی نگذارده، تمام در این قانون با هم یکسان و مثل دیگرانند؛ و همچنین جمیع قواعد اسلام از احکام دیات و جنایات و دود و غیره و غیره. و حقوق شخصی آن است که هر که دارای مالی است، یاکمالی و صاحب درجه و فضلی، مال او محفوظ، و مرتبه و حدّ او منظور بوده باشد و بر حسب آن کمال، محترم و صاحب جلال. چنانچه این آیه به ما نشان می‌دهد: «هَلْ یَسْتَوی الّذینَ یَعلَمُونَ وَ الّذین لایعلَمونَ» [۲]. عالِم و جاهل در یک درجه و مقام نیستند؛ عالِم را مقامی رفیع [است] که جاهل به هیچ قوه نتواندکه بدان جایگاه قدمی گذارد. و چنانچه آیه دیگر به ما نشان می‌دهد: «فَضَّلَ اللّهُ المُجاهدینَ عَلّی القاعِدینَ اَجراً [عَظیماً]» [۳]. اشخاصی که در راه حق و اجرای قوانین اسلامی [۴] «مجلس شورای ملی» به جان و مال و لسان مجاهده می‌کنند با مخالفین، برتری دارد از کسانی که در گوشه خانه‌ها نشسته و در را بر روی خود بسته‌اند. پس بر حسب عقیده اصول مذهب امامی، سلطنت قاهره تامه مستقله الهی منظم، در تحت قوانین صحیحه صریحه عقل مستقیم است. و اگر به تعبیر دیگر بیان کنیم، سلطنت تامه واجب تعالی، سلطنت مقننه است، یا به تعبیر دیگر، سلطنت مشروطه به قانون است. از این بیانات، ظهور و وجوب سلطنت مشروطه اسلام واضح شد و منکر این حکم، در عِداد مشرکین محسوب، و قلع و قمع او بر جمیع مسلمین واجب [است]. احکام فروعی محمدی (ص) بر دو قِسم است: قلبی و جوارحی. و هر یک از این دو طایفه از احکام، کافی مهمات بشر است و سبب تعمیر [۱] دنیا و آخرت است. بدیهی و روشن است نفس پرستی و خودخواهی و استبداد موجب آن است که [انسان] عمل باطل خود را لباس نیکو در برکند و او را نیک بنگرد و بر او احکام باطله وارد آورد. تاریخ دنیا به ما نشان می‌دهد که هیچ مملکتی خراب و ویران نشد، مگر به استبداد و خودبینی و نفس پرستی؛ و هیچ مملکتی آباد نگشت مگر به مواسات و همراهی برادران دینی و عدل و انصاف؛ و این حکم نیز یکی از مهمّات احکام شریعت مطهره محمدی است. واضح است بزرگ منشی و تکبر ارباب رجوع [۲] و مرجع اجرای قوانین هر مملکتی، موجب هرج و مرج آن مملکت است؛ چه ظلم ظالم مخفی و مستور می‌ماند و مظلوم بیچاره بینوای به جان رسیده، دسترسی به جهت تکبر مرجع اجرای قوانین، به دادرسی ندارد. روشن است که دادرس و حاکم بین حق و باطل وقتی که در پس پرده خفا مستور ماند و دست مظلوم به دامان او نرسد، ظالم بی انصاف به قدر قدرت خویش در ترویج ظلم و جور می‌کوشد و بالاخره منتهی به هرج و مرج خواهد شد. حفظ حدود وطن مسلمین از چنگال اجانب و بیگانگان و ازدیاد ثروت و ترویج امتعه تجارت و تحصیل علم و درایت، شعبه‌ای است از شعب ایمان. «ولا تَرکَنُوا الی الّذینَ ظَلَموا فَتَمَسَّکُمُ النّارُ» [۳]. پشتگرم نباشید به کسانی که از جاده عدالت منحرف شدند و در وادی تیه [۴] ظلم مسکن گرفتند؛ بدین سبب که اعتماد این اشخاص، موجب این است که آتش ظلم شما را فراگیرد و سر تا پای شما را بسوزاند. بدیهی است ظلم را مراتبی است که پست‌ترین آن مراتب، نشستن در گوشه خانه‌ها است و از روی تقصیر جاهل بودن به حقوق شخصی و نوعی و ملی و مذهبی است. یا دانستن و تعلیم نکردن به ملت و ابناء مملکت حقوق ایشان را، و دست روی دست گذاشتن و گفتن آنکه: «به من چه! به تو چه! آخر یک طوری خواهد شد». واضح است که آتش این مقدار از ظلم، چه انجمن‌ها را پریشان می‌کند و چه ممالک را خراب و ویران. پس وای بر ظلمی که در مقام بالاتر مسکن دارد که آتش او دنیا را می‌سوزاند. احکام فروعی عملی جوارحی که از پیغمبر اکرم به پیروان خود رسیده، بر سه قسم است: عبادات، معاملات، سیاسات. غرض از عبادت، نزدیک شدن بنده است به پروردگار خویش و به تعبیر دیگر، غرضی از عبادت نیست مگر صفای روح و پاکی جان، و چیز دیگری مقصود از عبادت نباشد. ولی این پیغمبر اکرم از آن جایی که مبعوث نشده بود مگر برای تعمیر دنیا و آخرت و رفاه حال عموم بندگان خدا، لهذا در عباداتی که دستور از برای امت خود مقرر فرموده، بسیاری احکام سیاسیه دنیوی را در آن عبادات مندرج نموده که جمیع عقول کامله و خردمندان عاقل در مصالح دنیوی آن متحیر مانند. اول از احکام عبادیه، طهارت و تنظیف است. مثلاً بعضی از احکام سیاسیه این حکم، حفظ‌الصحه است از پاکیزگی بدن و لباس و پاکی طعام و مکان و تمیزی خیابان‌ها و بازارها و کوچه‌ها و خانه‌ها و ظروف و فروش و چراغ و اشجار و انهار و آب‌ها و باغ‌ها و بستان‌ها و غیره. دویم از احکام عبادیه، نماز است که دارای نظافت است، به علاوه صفای روح و مدد خواستن از عموم مسلمین. مثلاً یکی از احکام، نماز جماعت است. معلوم است اگر جمیع مسلمانان، این سنت سنّیه را مجری دارند و از حال یکدیگر در پنج وقت از شبانه روز مستحضر شوند، هرگاه ظلمی بر مظلومی وارد آید، رفع ظلم کنند؛ دفع جور را نمایند. اگر فقیر و پریشان در بین خود بینند، رفع حاجت او کنند و علاوه، جُهّال، از علما در این انجمن نمازی، تحصیل علم و دانش نمایند. «خُذَوا العِلمَ مِنْ افواءِ الرَّجالِ» [۵]. و مرض جهل را از خود دور سازند و اخلاق نیکو از هم اکتساب کنند. و این پیغمبر مکی، درگردش هر هفته در یک وقت مردمان یک فرسخ در یک فرسخ را از روی حتم و الزام به اجتماع و خواندن نماز جمعه در یک ناحیه و مکان دعوت فرمود. مثلاً در طهران، هرگاه در یک نقطه میدان مشق از شاه و رعیت و جاهل و عالم و غنی و فقیر با هم انجمن‌کنند در هر جمعه و حقظ حقوق نوعی و شخصی اسلامی یکدیگر را منظور دارند و قاعده «اَلمؤمِنونَ اخوّة» [۶] را مشهود خود دانند، واضح است چه فایده‌های‌کلی و نفع‌های بزرگ به جمیع افراد مسلمین می‌رسد. و این نوع از انجمن هرگاه منعقد شود در ممالک اسلامی، چه صنایع عجیبه و چه مخترعات غریبه هویدا خواهد شد. از احکام عبادی رسول عربی، زکات است و زکات، صاحب مصارفی است که تأسیس مریض خانه‌ها و دارالعجزه (مقصود از دارالعجزه، جایی است که کسانی که فقیر و بی‌چیز و بینوا و مستأصل و پریشان هستند و دسترس به صنعت و کسب و تجارت و فلاحت ندارند، در آن مکان شب را به روز و روز را به شب آرند و زندگانی‌کنند)، یکی از این مصارف محسوب می‌شود و تأسیس مدارس ابتدایی و وسطی و انتهایی از برای اطفال فقیر مسلمانان و مخارج آنها از قبیل کتب علمیه و لباس و شام و ناهار و غیره، یکی از این مصارف محسوب می‌شود و مخارج سوار و سرباز و قزاق و ژاندارم و توپ و تفنگ و مایحتاج نظامی، یکی از این مصارف محسوب خواهد بود. و مخارج تنظیف کوچه‌ها و بازارها و خیابان‌ها و ساختن راه‌ها و کشیدن ماشین و خریدن جهازهای جنگی و تعمیر خرابی‌ها و بستن سدها و سایر منافع عمومی از این مصرف شمرده می‌شود. پنجم، از احکام عبادی محمدی، روزه است. معلوم است روزه چه فواید بزرگی را دارا است، از قبیل صحت مزاح (بعضی از اطبا گمان کرده‌اند که روزه موجب صحت بدن نیست، بلکه مورث [۷] مرض است. عرض می‌کنم که این توهم فاسد را، سبب آن است که ما مسلمین تمام قوانین محمدی، را در محل اجرا نگذاریم و عمل نکنیم و از وقت افطار تا به سحر مشغول به خوردن و آشامیدن شویم) و صفای روح و تهذیب اخلاق و مساوات آحاد مسلمانان در چشیدن‌گرسنگی و آگاه شدن اغنیا از حال فقرا تا یوم المیعاد حجت الهی بر ایشان تمام گردد و خطاب قهرآمیز در رسد که چرا: دستگیری از فقرای بینوا نکرده‌اید؟ چرا به توسط ثروت و مکنتی که به دست شما به امانت داده بودیم، تأسیس مدارس از برای فقرا ننموده‌اید تا تحصیل علم و صنعت‌کنند یاکارخانجاتی آورید و فقرا را در آنجا مستخدم سازید تا تحصیل معیشت نمایند یا دارالعجزه تأسیس نمایید که ضعفا در آنجا زندگانی‌کنند؟ ششم، از احکام عبادی محمدی، حج است. واضح است چه مقدار فواید سیاسی دنیوی بر اساس این پایه و بنیان بنا خواهد شد. روشن است که اگر سایر احکام اسلامی با این حکم بزرگ دست در آغوش شود یک مجلس دارالشورای ملی اسلامی منعقد خواهد شد که وکلای آن مجلس هر هر سال مبدل شوند و عدة آن وکلا تقریبا یک میلیون بالغ است که نمایندگی هفتصدکرور نفوس با آنها است و تمام، در وضع لباس و وضع رفتار، یکسانند و زمان تشکیل و انعقاد آن مجلس محترم، قریب به بیست روز است. واضح است چه فواید بزرگ و منافع بسیار، عاید مسلمانان خواهد شد. هفتم، از احکام عبادی محمدی (ص)، جهاد است؛ چنانچه بر هر مکلفی واجب و حتم است تحصیل علم و عمل به احکام نماز، بر جمیع آحاد مسلمانان واجب و حتم است تحصیل علم و عمل به احکام جهاد. و به تعبیر دیگر، مشق نظام و علم جنگ - غیر از نسوان - بر هر انسان که صاحب مرض و پیری و عجز نباشد و قادر و بالغ باشد حتم و واجب است. بدیهی است که این حکم که در انظار، بی وَقْع [۸] و قدر می‌آید حکمی است که دول متحده آلمان استقبال نموده‌اند؛ با کوچکی و قلّت خاک آن مملکت نسبت به دول بزرگ دنیا از بزرگترین دول عالم به شمار آید و هرگاه مسلمانان اروپا و آفریقا و آسیا این حکم بزرگ را در مقام اجراگذارند در قلیل زمانی‌کثیری از ممالک دنیا را متصرف خواهند شد. هشتم، امر به معروف و نهی از منکر است و به تعبیر دیگر، آزادی درکلام و قلم، مطابق با قانون محمدی (ص). و هرگاه این حکم در بین مسلمانان ایران شایع می‌گردید، ضعف و ناتوانی در ثروت و تجارت مملکت هویدا نمی‌شد؛ چه بدیهی است که صادرات جنسی ایران زاید بر واردات جنسی است و صادرات نقدی نیز زاید بر واردات نقدی است. و واضح است اگر دخل فی الجمله کمتر از خرج باشد، زمانی نمی‌گذرد که سرمایه تجارتی، بالکلیه تمام خواهد شد. و اگر آزادی در زبان و قلم بود مطابق با قوانین محمدی (ص)، و اظهار به حافظین و نه که با نان ثروت (تجار) می‌شد که ضعف مسلمین در شریعت محمد (ص)، از جمله منکرات است [۹]. البته بر حافظین ثروت لازم می‌شد که حفظ سرمایه تجارت خود راکنندو اقلاً صادر و وارد مملکتی را مساوی یکدیگر سازند؛ اگر چه تأسیس کارخانجات لازم باشد. خاتمه: واضح است که ممالک اسلامی باید صاحب دو ریاست باشند: یکی، جسمانی که صاحب و حافظ آن ریاست را سلطان‌گوییم؛ و دیگری، ریاست روحانی‌که حافظین آن ریاست را تعبیر به علما کنیم. و چون هر یک محکوم به حکم دیگری می‌باشد و واجب الاطاعه نسبت به دیگری به شمار می‌آید -به قانون مذهبی که در دست هست -ابناء مملکت علیّه ایران، حتی اهل جنگ و نظام، در تحت لوای کلمة جامعة اسلام تعیّش و زندگانی می‌نمودند. و از این سه فصل که به عرض رسید، وجوب سلطنت مشروطة اسلام خوب ظاهر بود که اساس و بنیان او بر معدلت است وگذشتن قرونی از بدو اسلام تا این ایام و کثرت ظلم و اجرا نشدن احکام اسلامی، بلکه نزدیک شدن به اندراس [۱۰] قوانین محمدی در ممالک ایران [بود]. لهذا در این برهه از زمان، علمای اسلام و ملت مسلمین از شاهنشاه اسلام، مسأله مشروطیت سلطنت اسلام را خواستار شدند و بعد از وضوح آنکه مشروطیت سلطنت اسلام نتیجه اصول و فروع محمدی است، شاهنشاه سعید، مظفرالدین شاه، انارالله برهانه، مستدعیات علمای اسلام و ملت را اجابت فرموده و حکم به انعقاد مجلس شورای ملی نمود. «فَجَزاهُ اللّه عَن المسلمین خیرأً» [۱۱] و تکمیل مشروطیت به عزم سلطان عادلِ جوان بختِ جوان تختِ ملت خواه رعیت پناه «محمد علی شاه» گردید. «فَأبَدَ اللَّهُ عَبْشَهُ وَ أَبَدَ اللَّهُ جَیشَهُ» [۱۲]. پس، روی سخن را: اولا، به طرف مقدسین و متدینین مملکت علیّه ایران متوجه می‌کنم که عرض می‌نمایم: از این عرایضی که به عرض رساندم معلوم شد که غرض و مقصود شاهنشاه اسلام و علمای مسلمین غیر از ترویج قوانین محمدی چیز دیگر نبود. پس هرگاه العیاذبالله، به قوة واهمه، خطوری در قلب خود دیده‌اید که در این مقصد مقدس خلاف قانون محمدی است، یا آنکه احکام صادره از این مجلس شورای ملی بر خلاف شرع مطهر است، خیالی است در غیر موقع و اندیشه‌ای است در غیر محل. و ثانیاً، روی سخن را به سمت مردمی که در باطن امر، خلاف عقاید اسلامی به سر دارند می‌رانیم و می‌گوییم که: این خیال محال را از سر به دورکنید و هیچ وقت منتظر آن زمان نباشیدکه از این ناحیة مقدسه یک حکم جزیی مخالف با شریعت مطهره اسلامی صادر شود. خیلی عجب دارم از مردمی که این اوهام فاسده را در مغز بی مغز خود جای دهند با آنکه می‌دانند که شاهنشاه مسلمانان اعلی حضرت محمد علی شاه، إدام الله ظلّه علی رؤس الرعایا و علمای اسلام و اعضای صاحب احترام مجلس شورای ملی در تمام احکام ناظرند که تخطی از قانون اسلامی نشود. و ثالثاً، روی سخن را به طرف سیاسیون اروپ متوجه می‌سازیم و عرض می‌کنیم: از قراری که شنیده‌ایم امر مشروطیت و انعقاد مجلس شورای ملی مملکت ایران در قلیل زمان موجب تعجب و مورث [۱۳] حیرت از برای شما شده است که چه شد ایرانیان این گوهر بی بها و این جوهر گرانمایه مشروطیت را بدین آسانی به دست آورده‌اند، با آنکه جمیع دول اروپ نایل به این مقصود مقدس نگشتند مگر به قتال و جدال و ریختن خون‌ها و خراب شدن شهرها؟ ولیکن عرضه می‌دارم: اولاً، علمای روحانیین تمام دول اروپ، شاید در این مقصد محترم، مخالفت با ملت خود داشته و شاید هم دارند. و ثانیاً، اشخاصی که مصادر امور رعیت بودند، یعنی سلاطین ممالک اروپ، صاحب عقیده مذهبی نبوده‌اند یااگر بوده، شریعت آنها ایشان را به مشروطیت و مشورت دعوت نمی‌فرمود. و ثالثاً، آن ملتی که محکوم آن سلاطین بوده‌اند، صاحب مذاهب مختلفه و عقاید متکثره بوده‌اند. از این جهت در مشروطیت سلطنت اروپ، قتال و جدال واقع می‌گردید. از آنجایی که [مشروطه] خواهان از سلطان ایران این مقصد مقدس را، علمای اعلام و رؤسای روحانیین و عموم رعایای مسلمین بودند که بالتمام هم‌کیش و هم عقیده با شاهنشاه خود می‌باشند و اساس شریعت اسلامی، بر مشروطیت بود و حافظ حقوق این شریعت شخص سلطنت است، با کمال شوق و شعف و وجد و طرب، حقوق ملی و مذهبی و اسلامی ایرانیان را شاهنشاه اسلام، مظفرالدین شاه انار الله برهانه که خدایش با پیشوایان دین و آئینش محشورکناد، عنایت فرمود و به جهت تقویت شریعت و استحکام بنیان معدلت و مشورت که نبی اکرم محمد مصطفی، صلی الله علیه و آله و سلّم، به ملت خود وصیت فرموده: «وَ شاوِرهُمْ فِی الامرِ» [۱۴]، «وَ أمرُهُم شُوری بَینَهُمْ» [۱۵] شاهنشاه اسلام پناهِ رعیت خواه، محمد علی شاه که دولتش را خداوند پاینده بدارد و ظِلّ وجودش بر ابناء مملکت مستدام، دستخط مشروطه مطابق باقوانین اسلام مرحمت فرموده که تا وظیفه اسلامیت و تکلیف سلطنت و حفظ حقوق شریعت را ادا نموده باشد و یوم المیعاد نزد خدا و رسول، مُثاب [۱۶] و مأجورگردد و در جنّات نعیم مخلّد شود. «فَجَزاءُ اللَّهُ عَنِ الاسلام وَالمسلمینَ خَبرَ الجَزاء بِمُحمَّدٍ وَ آلِهِ» [۱۷]. بدین جهت بدون رنج و تعب و قتال و جدال، مملکت ایران به این مقصود مقدس نائل و مفتخرگردید. **پاورقی‌ها:** [۱] حجرات، ۱۳: هر آینکه گرامی‌ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. [۲] زمر، ۹: آیا آنهایی که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند برابرند؟ [۳] نساء، ۹۵: [خداوند] جهاد کنندگان را بر آنها که از جهاد سربرمی تابند، به مزدی بزرگ برتری داده است. [۴] در اصل: اسلام [۵] دانش را از دهان مردان (دانشمند) فراگیرید. [۶] حجرات، ۱۰: هر آینه مؤمنان با هم برادرند. [۷] موجب، در اصل: موووث [۸] اعتبار [۹] مطلب مخدوش است. کذا فی الاصل [۱۰] کهنه شدن [۱۱] خداوند مسلمانان را جزای خبر دهد. [۱۲] خداوند زندگی وی را ابدی سازد و سپاه او را باری رساند. [۱۳] باعث [۱۴] آل عمران، ۱۵۹: [ای پیغمبر] درکارها با ایشان مشورت کن. [۱۵] شوری، ۳۸: کارشان بر پابه مشورت با بکدیگر است. [۱۶] پاداش گرفته [۱۷] خداوند به حق محمد و آل او به اسلام و مسلمانان بهترین پاداش را بدهد. رسایل مشروطیت، ج ۱، ص ۶۶۲-۶۵۱.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1285
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: بیانیه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران، دولت های خارجی
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها