متن با تعریف عدل و مساوات در حقوق آغاز میشود و به تبیین حقوق نوعی و شخصی در اسلام میپردازد. سپس به وجوب سلطنت مشروطه اسلامی اشاره کرده و منکران آن را در شمار مشرکین قرار میدهد. در ادامه، احکام فروعی اسلام را به دو قسم قلبی و جوارحی تقسیم میکند و استبداد و خودخواهی را عامل خرابی ممالک و عدل و انصاف را موجب آبادانی میداند. در بخش بعدی، به اهمیت حفظ وطن از بیگانگان، افزایش ثروت، ترویج تجارت و تحصیل علم و درایت اشاره میکند و از دوری از ستمکاران و مراتب ظلم سخن میگوید. سپس احکام فروعی عملی اسلام را در سه دسته عبادات، معاملات و سیاسات بررسی میکند و فواید سیاسی و اجتماعی عباداتی چون طهارت، نماز، زکات، روزه، حج و جهاد را تشریح میکند. در ادامه، امر به معروف و نهی از منکر را معادل آزادی بیان و قلم مطابق با قوانین اسلامی میداند و به نقش آن در پیشرفت اقتصادی کشور اشاره میکند. در بخش پایانی، به لزوم وجود دو ریاست جسمانی (سلطان) و روحانی (علما) در ممالک اسلامی تأکید میکند و مشروطیت را نتیجه اصول و فروع محمدی میداند که با اجابت مظفرالدین شاه و تکمیل محمدعلی شاه محقق شده است. در نهایت، خطاب به متدینین، مخالفین و سیاسیون اروپا، مشروطیت را مطابق با شرع و موجب خیر و برکت برای ایران معرفی میکند و آن را نتیجه همکیشی و همعقیدگی ملت و شاه با علمای اسلام میداند.