کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

این نامه با حمد و ثنای الهی و ابراز ارادت به ائمه معصومین آغاز می‌شود. نویسنده با اشاره به عمر خود که در عبادت و خدمت به دین و مذهب شیعه گذشته و تصانیف بسیاری در این زمینه منتشر کرده، شوق خود را برای لقای الهی و شهادت بیان می‌کند. سپس، با لحنی گلایه‌آمیز، از شاه می‌خواهد که اگر کدورتی از او در دل دارد، آن را برطرف کند و اجازه دهد که به زیارت امیرالمؤمنین (ع) برود تا شاید به سعادت شهادت نائل شود. در ادامه، نویسنده به شاه یادآوری می‌کند که اگر سهوی از او سر زده باشد، نباید موجب این همه دل‌آزردگی شود. او با تأکید بر غیرت دینی شاه، از بی‌ادبی‌هایی که به بهانه ناخشنودی شاه از او صورت می‌گیرد، انتقاد می‌کند و آن را شبیه رفتار سنیان متعصب می‌داند. نویسنده با ابراز اطمینان از محبت شاه نسبت به خود، به اهمیت نماز جمعه اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد که پیش از این، با جمعی از علما و مؤمنین، نماز جمعه را در مساجد اصفهان اقامه می‌کرده‌اند و شیعیان این امر را غنیمتی در سایه دولت شاه می‌دانستند. اما به دلیل شایعاتی مبنی بر ناخشنودی شاه از اقامه نماز جمعه، آن را ترک کرده‌اند.

متن کامل گزارش
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم، الحمدُ لِلَّهِ رَبّ العالمینَ وَصَلواتُهُ عَلی سَیْدِ المُرسَلینَ وَ أوصیائِهِ المعصومین و عترته الطاهِرینَ. آری اگرَم دوست نداری رسدت اینت نرسد که گوییَم دوست مدار و کودک نتوان به مهد از شیر برید نتوان ز غم تو دل به تدبیر بُرید وز تو نتوان دلم به شمشیر برید با من نتوان داشت به زنجیر دلت واجب‌العرض دعاگوی مخلص عاشق، محمدباقر الداماد الحسینی: اول آن که همانا بر ضمیر آفتابْ تنویر اقدس اشرف، مانند روز ظاهر و هویدا باشد که شکسته ضعیف را از حیات این نشأة [۱] و لذّات مآکِل [۲] و مَناکِح [۳] و خواب شب و خورش روز، چندان حظّی [۴] و نصیبی نیست و بحمد اللّه سُبحانَه در عبادت الهی و خدمت دین مبین ائمه معصومین، صَلواتُ اللَّهِ عَلیهم، عمری گذرانیده شده است و در تشیید [۵] و تثبیت ملت [۶] اسلام و اِحصاف و اِحکام [۷] مذهب حق، و ردّ و ابطال مذاهب باطله، تصانیف عالیةالمرتبة پرداخته و در اطراف عالَم منتشر آمده است. و اکنون شوق لقای الهی و ملاقات سیدالمرسلین و امیرالمؤمنین و ائمه طاهرین و تشوّق به جهت [۸] حقّه نشأه باقیه، فوق‌الحد و بیرون از اندازه است. اگر العِیاذَ بالله، از وجود بی‌بود این خاکسار، غباری بر ساحت خاطر همایون بوده باشد، ملاحظه و تأملی در کار نیست. خونم که به تیغ غمزه ریزی تیغت که به خون من شود سرخ به هر سلاح که خون مرا بخواهی ریخت تو خون مرده وحشی چرا نمی‌ریزی هم شکر تو بر زمین نویسد بر دست تو آفرین نویسد حلال کردمت الّا به تیغ بیزاری بریز و باک مدار آب زندگانی نیست چندینی را دشمنان کُشتند، اگر یکی را دوست بکشد چه شود؟ سهل باشد؛ و الامرُ اعلی. دیگر، عرضه می‌دارد که اگر طبع همایون را از این امر استنکافی [۱] بوده باشد، چون این معنی از بدیهیات اولیه است که مخالفین مرا یک روز زنده نمی‌گذارند - علی الخصوص که تقیّه در طاعات و عبادات بر من دشوار است و نیز تقیّه با این اشتهار و انتشارِ تصنیفات، چه فایده داشته باشد؟ - پس استدعای رقم اشرف می‌نماید در باب رخصت زیارت روضه منورة خَیرُالبریّة، أمیرالمؤمنین، صلواتُ اللّهُ و تسلیماتُه عَلی رُوحِهِ و جَسَدِهِ، تا شاید به طریقی که بعضی از اعاظم مجتهدین به سعادت شهادت فایز شده‌اند، این شکسته عاجز نیز در عَتَبَهُ مقدسهُ یَعسوبُ‌المسلمین بر دست اعدای دین، ریش سفید را به خون مرده خود رنگین بیند [۲] و از درجه شهادت محروم و از زمره شهدا بیرون نباشد؛ و الأَمرُ اَعلی. دیگر، به عِزّ عَرض همایون می‌رساند که اگر از سید عالِم زاهد مخلص دعاگوی که در دل‌های شب داج [۳] به دعای ذات اشرف - که پناه دین و حامی حوزه ایمان است - بی‌طمع و بی‌ریا مشغولی نموده، به تضرّع و ابتهال، حیات خود \[و] عالَمیان را فدا می‌سازد، وقتی از اوقات از باب ساده‌دلی و بی‌وقوفی در مُهمّات دنیا، [۴] تقصیری یا سهوی واقع شده باشد، این همه \[دل‌آزردگی] ندارد و محل گنجایی این مقدار رنجش نمی‌نماید. و الاَمرُ اعلی. دیگر به ذروه عرض [۱] می‌رساند که آیا در غیرت تشیع و ایمان و دین پروری مثل تو پادشاه سید صحیح‌العقیده قوی‌التصلّب [۲] قویمُ‌الاعتقاد [۳] می‌گنجد که مردم به اظهار تخیّل کاذب آن که شاید خاطر اشرف را خوش آید، با این ضعیف شکسته بی‌ادبی‌ها کنند و به طریقه سنّیانِ متعصب عَنید [۴] در مملکت خواندگار روم [۵] یا [۶] عبداللّه‌خان بخارا [۷] لعَنَهُما اللَّهُ تَعالی، با مجتهدین و علمای دین امامیه سلوک نمایند؟ حاشا، که این قِسم امور، مُستَحسن طبع اقدس ولی‌نعمت شیعیان و پناه اهل ایمان بوده باشد؛ دیگران را نمی‌رسد که تقلید شاه دین کنند. حقا که هر چند اصحاب اراجیف، لاطلائلات می‌گویند باور نمی‌توانم داشت و به هیچ وجه در خاطر شکسته نمی‌نشیند که محبت این ضعیف دعاکار، مکنونِ [۸] ضمیر همایون نبوده باشد و باطناً کمال توجه و التفات درباره این دعاگو نداشته باشند؛ به دلیل آن که محال می‌نماید که صورت مرتبه اخلاص مخلص ترین دعاگویان در مرآت صافیه مَجلَوّه [۹] ضمیر آفتابْ تنویر حامی دین و پناه اهل ایمان، انطباع [۱۰] نداشته باشد، و هرگز هیچ محبوبی مُحبّ خود را و هیچ معشوقی عاشق خود را و هیچ تندخویی دوست خود را و هیچ پادشاهی گدای دعاگوی خود را دشمن نداشته است؛ و اگر معشوقْ دشمن باشد به از آن که دیگران دوست باشند. و الامر اعلی. دیگر به موقف عرض اشرف می‌رساند که افضل عبادات، فرایض یومیه است و افضل صلوات یومیه، نماز جمعه است مَعَ تَحقّق الشَّرائطِ و الامْن مِنَ المخالِفین، و عِندَ الزَّوالِ فِی یَومِ الْجُمُعَةِ وَ مَا بینَ الخُطبَتَین و ما بعدَ صَلوةِ الجُمَعةِ، [۱] مظانّ استجابت دعاست. بناءً علی ذلک، با جمعی از اخیار [۲] اهل‌علم و صلحای مؤمنین، به ادای فریضه جمعه و دعای دوام عافیتْ مزاج همایون و ثبات روزافزون دولت اَبَدیّالاتصال [۳] و نگونساری مخالفین دین مبین و اعدای دولت بی‌زوال قیام می‌نمود، گاهی در جامع جدید شاهی [۴] و گاهی در مسجد مزار شیخ یوسف بنّا، شیعیان [۵] بزرگْ غنیمتی می‌شمرند که به دولت همایون و در ظلّ حمایت سلطان سلاطین عالَم، خَلّد اللَّهُ مُلکَه ابداً، این نوع عباداتی، بی‌شائبه تقیه و خوف اعادی منعقد می‌شود. ناگاه در افواه مُرجفین، [۶] و مفسدین افتاده که انعقاد این امر، موافق رضای اشرف اعلی نیست اگر چه تصدیق این حکایت مشکل توان کرد؛ اما چون بر السنه عوام دایر شده بود، [۷] ترک آن عبادت نمود. و الاَمرُ اَرفعُ و اَعلی. **پاورقی‌ها:** [۱] در اینجا به معنی دنیا، زندگی [۲] جمع مأکل: خوردنی‌ها، خوراک‌ها [۳] جمع منکح: ازدواج‌ها [۴] بهره‌ای، نصیبی [۵] استوار کردن [۶] دین [۷] احصاف و احکام: محکم و استوار کردن [۸] در اصل: بهجت [۱] امتناعی [۲] در اصل: ریش سفید را به خود مرده خون رنگین بیند. [۳] بسیار تاریک [۴] بی‌وقوفی در مهمات دنیا: ناآگاهی به امور دنیوی [۱] ذروه عرض: عرض عالی [۲] قوی‌التصلّب: دارای تعصب زیاد [۳] قویم‌الاعتقاد: دارای اعتقاد استوار [۴] ستیزه جو [۵] خواندگار: عنوان سلاطین عثمانی (روم) [۶] در اصل: با [۷] منظور عبداللّه‌خان ازبک (حکومت: ۹۹۱ - ۱۰۰۶ ق)، بزرگترین امیر سلسله شیبانیان که بر ناحیه‌ای کوچک بین سمرقند و بخارا حکومت می‌کرد. [۸] پسندیده [۹] دارای جلوه [۱۰] نقش بستن. در اصل: انتطباع [۱] مع... الجمعة: در صورت فراهم بودن شرایط و ایمن بودن از (آزار) مخالفان، حوالی ظهر روز جمعه و در میان دو خطبه و پس از نماز جمعه... [۲] نیکان. [۳] در اصل: ثبات دولت ابدی‌الاتصال روزافزون [۴] منظور، مسجد شاه (امام خمینی) اصفهان است که به تازگی بنا شده بود. [۵] در اصل: و شیعیان [۶] یاوه‌گویان [۷] بر السنه عوام دایر شده بود: بر سر زبان مردم عادی افتاده بود. [۸] نقش خاندان‌کرکی...، ص ۴۱۰ - ۴۱۳.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1037
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: نامه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: شاه عباس اول صفوی

موضوعات و دسته‌بندی‌ها