کنشگران / عالمان دینی
سید احمد طباطبایی یزدی
عالم دینی
خلاصه

نامه با ستایش از جایگاه مخاطب به عنوان پناهگاه مسلمانان و ترویج‌دهنده احکام اسلام آغاز می‌شود. سپس به شرح مفصل تعدیات مسیو نوز بلژیکی، مدیر گمرکات و پستخانه و وزیر مالیه ایران، بر تجار و مسلمانان می‌پردازد. نویسنده به تظلمات مکرر تجار و تحصن آنها در حرم حضرت عبدالعظیم اشاره می‌کند که با وعده‌های دروغین پایان یافت و در نهایت، دولت به جای رسیدگی به شکایات، به مسیو نوز و همسرش نشان افتخار داد. در ادامه، نویسنده از عدم توجه مخاطب به عرایض قبلی و کارشکنی‌های صدر اعظم وقت (عین‌الدوله) در رساندن نامه‌ها و جلوگیری از رسیدن پاسخ‌ها گلایه می‌کند. در پایان، از مخاطب درخواست می‌شود تا تکلیف شرعی خود را در قبال این فرنگی و حامی او (صدر اعظم) اعلام کند و راهکاری برای ریشه‌کن کردن این «شجره ملعونه» ارائه دهد، به گونه‌ای که این حکم شرعی در زمان مناسب و به دست فردی مطمئن به شاه برسد تا مؤثر واقع شود.

متن کامل گزارش
به عرض حضور مبارک حضرت مستطاب عالی می‌رساند از آنجایی که امروز خداوند متعال آن وجود مبارک را ملجأ و پناه مسلمانان قرار داده و ترویج احکام و تشیید قواعد اسلام و اعلاء کلمة حقه و استحکام مذهب اثنی عشریه را به کف کفایت حضرت مستطاب عالی‌گذارده، البته بر حضرت عالی لازم است‌که آنچه شاید و باید، در ترویج شرع انور و مذهب جعفری(ع) و حمایت از اسلام و مسلمانان بکوشید. کراراً در خصوص مسیو نوز فرنگی یهودی المذهب -که فعلاً مدیرگمرکات و پستخانه و وزیر مالیه ایران است- عرایض عرض‌کرده و تظلم نموده و تسلط او و ارامنه اتباع او را بر عِرض و اموال و نفوس مسلمین شکایت‌کرده، هیچ جواب شافی از آن ناحیه شریفه نرسید. و البته تظلمات تجار و رفتن آنها به زاویه مقدسه حضرت عبدالعظیم به سمع مبارک رسید که کراراً عریضه دادند از تعدیات و اجحاف مسیو نوز و کسان او و تظلم کردند. از طرف دولت، مجلسی برای تحقیقات و رسیدگی معین شد. در همان مجلس، تجار مدلّل کردند تعدیات او را. مثلاً از یک جنس که بر حسب تعرفه دولتی، گمرک او هفت تومان است، دویست و پنجاه تومان گمرک گرفته شده، و هکذا و هکذا. مع ذلک ابداً اعتنا به تظلم آنها نشد. لابدّ شده به زاویه مقدسه رفته متحصن شدند. آنها را هم به القاء اختلاف بین خودشان و به وعده‌های دروغ فریب داده، آوردند به شهر، و ابداً به هیچ یک از وعده‌هایی که به آنها داده عمل نکردند. بل به عوض تسلیت آنها، زمان حرکت به فرنگستان شمشیر جواهر نشان از طرف دولت به خود مسیو نوز و نشان شیر و خورشید هم به زن او داده شد و تمام تجار را بل همه مسلمانان را به یک فرنگی فروختند و این حمایت که به این شدت از این یهودی می‌شود تماماً از طرف صدر اعظم حالیه است. داعی و سایر علماء اعلام، بل تجار این بلد و سایر بلاد هم، آنچه عریضه خدمت جناب مستطاب عالی عرض کردند و استخلاص خود را از آن فرنگی و اتباعش خواستند هیچ التفاتی به آن عرایض نفرمودید و عکس آن فرنگی راکه با عمامه و عبا انداخته، فرستادم که القاء شبهه کردند خدمت حضرت عالی که این مجعول است و حال آنکه اندازنده عکس، آنتوان فرنگی، موجود است [۱]. منظور عین الدوله است. و خود مسیو نوز، انکار عکس را نکرده و نمی‌کند، بعض عذرهای غیر موجّه آورده و چنانچه مرحمت هم فرموده در خصوص امر او چیزی فرموده باشید نرسیده و نمی‌گذارند برسد؛ بخصوص در پستخانه کاغذها را باز می‌کنند و آنچه کاغذ که در آن مطلبی که مضرّ به امر مسیو نوز باشد یا مضرّ به حامی او باشد برمی دارند، لذا لابدّ به فرستادن آدم مخصوص شدیم. غرض آنکه در خصوص امر فرنگی باید مرحمتی بفرمایید و آنچه لازمه تکلیف شرعی و استخلاص مسلمین است مرقوم فرمایید. ولی تا این صدر اعظم در سرکار است نمی‌گذارد وهنی بر او وارد بیاید و کمال حمایت و همراهی با او دارد. باید این شجره ملعونه را ریشه کن کرد و چنانچه مرحمتی خواهند فرمود و در مقام حمایت از اسلام و مسلمین خواهند برآمد، باید به توسط آدم مخصوص، مرقومه شریفه برسد. آن هم به نحوی که در زمان رسیدن شاه به خاک ایران مرقومه شریفه برسد که ان شاءالله اثری بکند. ایام ترویج مستدام باد. **پاورقی‌ها:** [۱] آیت الله حاج میرسید احمد طباطبایی، ص ۶۵ و ۶۶.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1284
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی
قالب کنش: نامه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: سید محمد کاظم طباطبایی یزدی
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها