نامه با ستایش از جایگاه مخاطب به عنوان پناهگاه مسلمانان و ترویجدهنده احکام اسلام آغاز میشود. سپس به شرح مفصل تعدیات مسیو نوز بلژیکی، مدیر گمرکات و پستخانه و وزیر مالیه ایران، بر تجار و مسلمانان میپردازد. نویسنده به تظلمات مکرر تجار و تحصن آنها در حرم حضرت عبدالعظیم اشاره میکند که با وعدههای دروغین پایان یافت و در نهایت، دولت به جای رسیدگی به شکایات، به مسیو نوز و همسرش نشان افتخار داد. در ادامه، نویسنده از عدم توجه مخاطب به عرایض قبلی و کارشکنیهای صدر اعظم وقت (عینالدوله) در رساندن نامهها و جلوگیری از رسیدن پاسخها گلایه میکند. در پایان، از مخاطب درخواست میشود تا تکلیف شرعی خود را در قبال این فرنگی و حامی او (صدر اعظم) اعلام کند و راهکاری برای ریشهکن کردن این «شجره ملعونه» ارائه دهد، به گونهای که این حکم شرعی در زمان مناسب و به دست فردی مطمئن به شاه برسد تا مؤثر واقع شود.