کنشگران / عالمان دینی
میرزا محمد حسینی همدانی
عالم دینی
خلاصه
متن با اشاره به وضعیت نامطلوب ملت اسلامیه و دوری از تربیت اخلاقی، دلیل اصلی این ضعف و وابستگی به اجانب را نفاق و بیاعتدالی اخلاقی میداند. سپس با رد این تصور که اختلاف مذاهب عامل تفرقه است، خوشاخلاقی و الفت قلوب را مایه جمعیت و اتفاق و اصل تمدن معرفی میکند. در ادامه، با مقایسه پیشرفت فرنگیان بر پایه اتفاق و غفلت مسلمانان از اصول تمدن اسلامی، بر لزوم تلاش همگانی برای حفظ حوزه اسلامیت و رفع نیاز از بیگانگان تأکید میشود. در پایان، با خطاب به افراد متکبر، بخیل و اهل نفاق، از آنها میخواهد که با کنار گذاشتن صفات ناپسند خود، برای استعلا بر اجانب و حفظ استقلال و منافع مسلمین متحد شوند و هشدار میدهد که کوتاهی در این امر، به جهاد و فداکاریهای بزرگتر در آینده منجر خواهد شد.
متن کامل گزارش
آشکار میبینیم که ملت اسلامیه، امروز به سبب دوری ایشان در سالهای دراز از تربیت و تعدیل اخلاقی در تمامی امور معاشیه، زیردست و محتاج اجانب شدهاند. با وجود اینکه این ملت تابعین شریعت غرّا، قویترین ملل عالم بودهاند و قواعد این دین مقدس دارای جمیع اصول تمدن است و این ضعف بعد از قوت، و فقر بعد از غناءِ تام را هیچ سبب درکار نیست جز نفاق در میانه اهل اسلام و نفاق مابین را، سبب جز بیاعتدالی اخلاق نیست.
کسی گمان نکند که سبب تفرقه و نفاق این ملت، اختلاف مذاهب طوایف اسلامیه است زیرا که اختلاف طریقه و مذهب با تعدیل اخلاقی، ضدیت با جامعه اسلامیت ندارد؛ چنانچه اختلاف در ادیان با تعدیل اخلاقی، ضدیت با جامعه انسانیت ندارد. پس اگر کسی بخواهد حافظ نوع باشد هر انسانی را حفظ میکند خواه همدین او باشد یا خیر. همچنین کسی که بخواهد حافظ اسلامیت باشد حفظ هر مسلمانی میکند خواه هممذهب او باشد یا نه. پس تجاوز این حد لامحاله به سبب خُلق بدی خواهد بود از قبیل اغراض شخصیه و تعصبات جاهلیه.
از مطلب دور نشویم و رشته از دست نرود. مقصود، توضیح این مطلب بود که سررشته خوبی معیشت انسان، خوشاخلاقی است که خُلق نیکو مایة الفت قلوب است با یکدیگر؛ و الفت قلوب، مایة جمعیت[۱]؛ و اتفاق، اصل تمدن است و مایة پیشرفت مقاصد شخصیه و نوعیه. هیچ اهلیت به از خلق نکر
من ندیدم در جهان جستجو
طایفه فرنگان که بویی از عقل فطری یافتند یا از اصول انبیاء عظام (ص) که تمامترین آنها دین مقدس اسلام است، شناختند که سرمایه همه خوشبختیها در دنیا اتفاق است [و] مدتها است که دو اسبه به سوی این مقصد میتازند و این همه امتیازات جالبه انظار را از این سرمایه به دست آوردهاند. صدهزار افسوس برای علما و دانشمندان و صاحبان غیرت باید خورد که میبینند اهل اسلام از اصول و سرمایة تمدن خود غافل مانده و حیران اصول خارجه شدهاند و حال آنکه تمامی، اصول اجانب نیست مگر «فریب» که به اصطلاح خودشان «پلتیک» میگویند، که غیر از پیشرفت مقاصد-آن همگاهگاه نه همیشه نتیجه ندارد. و اصول تمدن اسلام گذشته از اینکه به طورکلیت، مایه پیشرفت مقاصد است منتج انسانیت و تخلّق به اخلاق رحمانیت هم هست. تفاوت از زمین تا آسمان است
میان ماه من تا ماه گردون
توضیح این مطلب ترجمه پهناوری میخواهد. چون کشتی شکسته اسلامیان در غرقاب سُلّطات[۲] خارجه است وقت تنگ است و اعمال، بسیار. علیالعجاله بیش از این از برادران دینی خود تمنا نداریم که به قدر وسع و طاقت، هرکسی در فواید عامه بکوشد و چشم از غرض شخصی بپوشد و سعی و قیام به انداره خودش در اجرای فواید عامه نوعیه بفرماید.
امروز، روزی است که باید حوزة اسلامیت و بیضة اسلام را نگاه داشت و این تکلیفی است که بر یکانیکان اهل اسلام از شاه و گدا، امیر و وزیر متوجه است و احدی در بذل جهد خود در ادای این تکلیف معذور نیست.
امروز، ادای این تکلیف به سعی در رفع حاجت مسلمین از خارجه میشود که در تأسیس مدارس علمیه[۳] و کارخانجات برای ترویج صنایع بکوشند و به آنچه خود دارند قناعت فرمایند و از اجناس خارجه به قدر ضرورت از باب أکل میته[۴] استعمالکنند و دل را فریفتة رنگ و بوی امتعة خارجه نکنند و همراهی اجانب را به راه و رسم برای غرض شخصی خود غنیمت نشمارند و قدر اسلامیت را مجهول نگذارند و کوچک نشمارند.
نمیگوییم شخص متکبر، کبریایی را مختص ذات احدیت جل ذکره بداند و خود از حد بندگی بیرون نرفته، تواضع با برادران دینی خود کند؛ از او تمنا میکنیم وخامت زیردستی اجانب را ملاحظه و از احتیاج خود و برادران دینی خود به آنها عار داشته باشد و ریاست بر اجانب را طلب کند و به مقتضای تکبر خود، استعلا[۵] بر اجانب کند و با برادران خود به فروتنی، محض مصلحتبینی همراه شود.
بخیل را نمیگوییم بخل تو شاخهای است از شاخههای شجره خبیثة جهنم، اتصال و بستگی خود را از آن شجره ملعونه قطع کن؛ میگوییم مگذار اجانب از گوشه و کنار، ممالک مسلمین [را] تصاحب کنند و رضا نده منافع املاک مسلمین عاید اجانب شود. بخل کن که نفوذات اجانب راه تجارت را بر خود و برادرانت بسته، هر روزه تاجری ورشکسته میشود. اهل نفاق و تزویر را میگوییم نفاق و تزویر را در نجات خود و برادرانت از شرور منافقانه اجانب بهکار ببر و با برادرانت به راستی و درستی در منع استیلای اجانب اتفاق و همراهی کن.
بالجمله، امروز که به همین قدر قلیل از اتفاق مسلمین حفظ بیضه اسلام میشود کوتاهیکردن، کمال بیعقلی و بیغیرتی است و کوری از عواقب است. اگر امروزه از این حرکت مذبوح در اداء تکلیف، کوتاهی میشود فردا مکلف به جهاد خواهیم شد. در حفظ بیضه اسلام، جان و مال و عیال را باید فدای اسلامکنیم وگره دست را به دندان بیندازیم زهی جهالت و نادانی است که در بستن درب خانه، تنبلی و مسامحهکنیم تا دشمن وارد خانه شود و چاره بیرون کردن دشمن را به تبر و تفنگ و شمشیر ناچار شویم.
**پاورقیها:**
[۱] گرد هم آمدن، اجتماع
[۲] جمع سلطه
[۳] منظور، مدارس تعلیم دانشهای جدید است.
[۴] اکل میته: خوردن مردار که در غیر ضرورت، شرعاً جایز نیست. منظور، اضطرار است.
[۵] برتری، چیرگی
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1286
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار