کنشگران / عالمان دینی
میرمحمدحسین خاتون آبادی اصفهانی
عالم دینی
خلاصه
متن با اشاره به سالها مطالعه و کسب اجازات علمی آغاز میشود و سپس با استناد به آیه ۱۱۲ سوره نحل، به تغییر اوضاع زمانه و شیوع ظلم و فسق در ایران، به ویژه عراق عرب و عجم، میپردازد. در ادامه، به خاموشی چراغ علم، از رونق افتادن آثار عالمان و ذلت پرهیزکاران اشاره میکند. سپس، به ضعف ارکان دولت و سستی بنیاد سلطنت میپردازد و محاصره اصفهان توسط سپاهیان افغان را توصیف میکند. متن به قحطی و گرانی بیسابقه در شهر و وضعیت اسفناک مردم، از جمله مرگ و میر گسترده، اسارت زنان، قتل مردان و ذبح فرزندان اشاره دارد. در پایان، با ابراز تأسف از تسلط دشمن بر شهر، حبس پادشاه، قتل امیران و تخریب مدارس و معابد، به فقدان عالمان و صالحان و از میان رفتن آثار فقیهان اشاره میکند.
متن کامل گزارش
سالهای زیادی از عمر خویش را در راه مطالعه کتابهای متعدد صرف کردم و اجازات فراوانی از عالمان بسیار دریافت داشتم؛ اما از آنجا که عادت انسان چنان است که در هنگام غِنا و بینیازی کفران بورزد و خداوند نیز مقدر فرموده است تا هرگاه انسان خود موقعیت خود را تغییر داد او نیز نعمتش را از او بستاند و «نعمت» را به «نقمت» تبدیل سازد، این بار نیز چنین شد: وَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً قَریةَ کانَتْ آمِنَةٌ مُطمَئِنة یأتِیها رِزقُها رَغَداً مِن کلّ مَکانِ فَکفَرَت بِأنعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الجُوع والخَوفِ بمَا کانُوا یَصنَعُونَ.[۱] اینجا بود که اوضاع زمانه، سال به سال دگرگون شد تا آن که ظلم و فسق و گناه در بیشتر بلاد ایران شایع گردید و مصیبت، تمامی آفاق و نواحی، به ویژه عراق عرب و عجم را فراگرفت؛ آن گونه که ساکنان آن مناطق تحت فشار و سختی قرار گرفته، چراغ علم به خاموشی گرایید و آثار عالِمان، مُنَدرِس[۲] گردید. وضعیت دانشوران دگرگون شد و اوضاع، آنچنان شد که برخی از پرهیزکاران، گرفتار ذلت و خاموشی شده و مرگ، کسانی را در آغوش خود گرفت. به دنبال آن، صدماتی بر اسلام وارد گردید، ارکان دولت ضعیف شد و بنیاد سلطنت سست گردید. این وضع ادامه داشت تا آن که اصفهان به محاصره درآمد و سپاهیان افغان بر اطراف آن تسلط یافتند. آنها از ورود مواد خوراکی به شهر جلوگیری کردند به طوری که قحط و غلاء شایع گردید و قیمتها به حدی بالا رفت که از آغاز خلقت سابقه نداشت!
در این میان، وضعیت مردم دوگونه بود: یا در شهر، مانده، گرفتار گرسنگی میشدند و در حالی که از پشت روی زمین افتاده بودند، توانایی تلاش برای کسب معاش را نداشتند. اینها طبعاَ گرفتار مرگ شده و پس از مردن، بدون آن که اجسادشان دفن شود زنانشان به اسارت رفته، مردانشان کشته شده و فرزندانشان ذبح و اموالشان غارت میشد و تنها اندکی از آنها از اسارت و کشتن خلاصی مییافتند؛ در حالی که بیشتر ساکنان شهر مریض و مجروح شده و یا مقتول و مَذبوح،[۳] روی خاک افتاده بودند. کم کم دشمن بر شهر تسلط یافت؛ در هر خانه و مُلکی که تصرف کرد، عزیزان آن را ذلیل ساخت، پادشاه را محبوس کرد، بیشتر امیران را با برخی از ساکنان شهر به قتل آورد... وا اسفا بر این سرزمین و ساکنان آن، به ویژه یاران و دوستان! وا اسفا بر تخریب مدارس و معابد و فقدان عالمان و صالحان! وامصیبتا بر از میان رفتن آثار فقیهان!
**پاورقیها:**
[۱] سوره مبارکه نحل، آیه شریفه ۱۱۲: خدا قریهای را مثل میزند که امن و آرام بود، روزی مردمش به فراوانی از هر جا میرسید؛ اما کفران خدا کردند و خدا به کیفر اعمال آنها به گرسنگی و وحشت مبتلایشان ساخت.
[۲] از رونق افتاده، کهنه
[۳] سربریده
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1138
برهه تاریخی: استقرار حکومت افشاریان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: رساله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عموم مسلمانان