متن با توصیف جایگاه شیخ علی کرکی در دربار صفوی و نقش او در ترویج مذهب شیعه آغاز میشود. سپس به وضعیت شیعیان پیش از صفویه اشاره میکند که به دلیل عدم وجود پادشاهی شیعه، همواره در تقیه و تحت فشار اهل سنت زندگی میکردند و در شهرهای ایران پراکنده بودند. در ادامه، به دورههای کوتاهی از قدرت شیعیان در زمان آل بویه و سلطان محمد خدابنده اشاره میشود که با تلاش علمایی چون علامه حلی و ملاحسن کاشی، مذهب شیعه رونق گرفت، اما با مرگ این پادشاهان، دوباره اهل سنت مسلط شدند. متن سپس به ظهور دولت صفویه و نقش شاه اسماعیل و شاه طهماسب در احیای مذهب شیعه و اعزام معلمان به شهرهای مختلف ایران برای آموزش احکام شیعه میپردازد. در بخش بعدی، به وضعیت کتابهای حدیث و فقه شیعه پیش از صفویه و نابودی بسیاری از آنها در جنگها و حوادث مختلف اشاره شده و تأکید میشود که بسیاری از کتب شیعه به برکت دولت صفویه حفظ و منتشر شدهاند. در پایان، به مراسم عزاداری امام حسین (ع) در دوره صفویه اشاره میشود که با وجود برخی اطوار غریب، مورد تأیید علما بوده و به دلیل حکمتهای نهفته در آن، از آن منع نشده است. همچنین، به تلاشهای صفویه برای بازسازی عتبات عالیات در عراق و آرزوی نویسنده برای تسلط دولت صفویه بر این مناطق اشاره میشود.