این متن با اشاره به سفر نویسنده به عتبات عالیات در سال ۱۳۲۴ قمری آغاز میشود و به شایعهای مبنی بر دریافت پول از ولیعهد برای تحریک علمای نجف به تحریم مشروطیت میپردازد. نویسنده این شایعه را توطئهای از سوی مستبدین میداند و با توسل به ائمه، خواستار مجازات عاملان آن میشود. در ادامه، به مشاهده وضعیت پریشان مردم تبریز و تلاش مجاهدین برای ریشهکن کردن استبداد اشاره میکند. نویسنده پس از بررسی معنای مشروطه در یک جریده ملی، آن را عین مشروعه و مطابق با اصول عدل و انصاف اسلامی میداند. سپس، به دعوت از علما و تجار برای طرح دو مطلب میپردازد: اول، اثبات مشروعیت مشروطه و وجوب اجرای آن، و دوم، ارائه طرحی برای ترقی ملت و دولت ایران، افزایش درآمدها، تأسیس بانک ملی، قطع وابستگی خارجی، ایجاد کارخانجات و برقراری امنیت. در پایان، نویسنده به اتهامات وارده مبنی بر استبدادطلبی و مخالفت با مشروطه پاسخ میدهد و با تأکید بر سوابق خود در حمایت از دین و ملت، این اتهامات را رد میکند و بر بیمیلی خود به ریاست و ثروت تأکید میورزد.