کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

خطبه با حمد و ثنای الهی آغاز می‌شود که مالک مطلق هستی است و قدرت اعطا و سلب سلطنت را دارد. سپس به ستایش پیامبر اسلام و ائمه اطهار می‌پردازد و بر جایگاه رفیع آنان تأکید می‌کند. در ادامه، به فلسفه وجودی انبیا و اوصیا برای هدایت بشر و نظم‌بخشی به امور دین و دنیا اشاره می‌کند. پس از دوران غیبت، خداوند مقالید فرمانروایی را به سلاطین عادل سپرده تا مردم در سایه امنیت و عدالت آنان آسایش یابند. در این راستا، به وضعیت مردم ایران در سایه دولت صفویه اشاره می‌کند که در رفاه و امنیت به سر می‌برند و از ظلمات کفر و حیرت نجات یافته‌اند. در پایان، به شکرگزاری از خداوند برای جلوس شاه سلطان‌حسین صفوی بر تخت سلطنت می‌پردازد و او را با صفاتی چون «پادشاه تاج‌بخش»، «شهسوار گردون رخش» و «حامی ثغور اهل ایمان» ستایش می‌کند. خطبه با دعا برای دوام سلطنت شاه و گسترش عدالت او به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش
بسم الله الرحمن الرحیم تَبارَک الّذی بِیدِهِ المُلک وَ هُوَ عَلی کلِّ شَیءٍ قَدِیر. نَحمَدُکَ. اَللّهُمَّ مالِکَ المُلکِ تُؤْتِی اَلمُلکَ مَن تَشَاءُ وَ تَنْزعُ المُلکَ مِمَّن تَشَاءُ وَ تُعِزُّ مَن تَشَاءُ وَ تُذِلّ مَن تَشَاءُ بِیَدِکَ الخَیرُ إِنَّک عَلی کلّ شَیءٍ قَدِیر. لَکَ العَظَمَةُ و القُدرَة و البَهاءُ و الرَّفَعَةُ و العِزَّةُ و البَقاءُ و بِیَدِکَ مَلَکوتُ الارض وَ السَّماءِ و اَنتَ العَلیمُ الخَبیرُ و اَنتَ مَلِکُ المُلوکِ و رَبُّ الاربابِ و قاهِرُ مَن فِی الارض و السَّمواتِ و اِلیکَ المَصیرُ مَلِکَت المُلوکَ بِقُدرَتِکَ و قَهَرَت الاربابَ بِعزَّتِکَ و تَواضَعَت الجَبابِرةَ لِهَیبِتکَ و خَضَعَتِ الرِّقابُ لِعَظَمَتِکِ فَکُلَّهُم بِعزِّکَ یَعتِزّونَ و مَن خَشَیَتِکَ مُشفِقُونَ و وَضَعَت مِنَبرُ الَمذَّلَةِ عَن اَعناقِ المُلوکِ فَهم مِن سَطَواتِکَ خائِفُونَ فَلَکَ المُلکُ و لَکَ الحَمدُ و اِلَیکَ یَرجعونَ و نَسئَلُکَ اَن تُصَلَیَ عَلی نَبِیِّکَ الّذی مَلّکتهُ عَوالِمَ المُلکِ و المَلَکوتِ و رَفَعتهُ عَلی مَدارِج العِزِّ و الجَبَروتِ و اَطلَعَتهُ عَلی غَوامِض اَسرارِ النّاسُوتِ وَ اللّاهُوتِ، سَیِّدِ الاصفِیاءِ و خاتَمِ الاَنبِیاءِ صاحِب المَقامِ المَحمُودِ و الحَوض المَورودِ و اللّواءِ المَسعودِ و حَبِیب اِلهِ المَعبودِ و صَفیِّ الرَّبِ الوَدودِ، امام النبیّینَ و فَخر المُرسَلینَ اَبِی القاسِم مُحَمّدِ بن عَبدِ اللهِ شافِع یَوم الدّین و عَلی آلِهِ البَرَرةِ الاَتقِیاءِ و اوصِیائهِ السَّفرةِ الاصفِیاءِ لا سِیَّما عَلی صِنْوَهِ و اَخِیهِ و کُفوِ ابنَتِهِ وَ اَبَی بَنیهِ النّاصِح لامَّتِهِ وَ الماضِیعَلی سُنَّتِهِ و النّاطِقِ بِحُجَتِهِ اَسَدِ اللهِ الغالِبِ و سَیفهِ الضّارِب وَ شِهابِهِ الثّاقِب اَمیرالمُؤمِنینَ عَلیّ بن اَبی طالِب صَلواتُ اللهِ عَلیهِ وَ عَلَیهِم اَجمَعینَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلَی اَعدائِهم اِلَی یَوم الدّینَ. اما بعد، بر ضمایر صافیه ارباب عقول و افهام و خواطر زاکیه اصحاب فطانت و اَعلام، بسی لایح و واضح است که جناب ربّ‌الارباب و خداوند مالک‌الرّقاب، قبل از تعمیر [۱] عرصه عالم و تخمیر [۲] طینت، آدم ندای جانفزای إنّی جاعِلٌ فِی الأَرض خَلیفَةً [۳] در طاق مُقَرنَس فلکِ اطلس، بلند گردانید و بعد از خلق زبده عوالم کون و مکان - اَعنِی [۴] نوع انسان که خلاصه عالَم امکان است - و به تکریم وَ لَقَد کرَّمنَا بَنِی آدَمَ [۵] مُمَتَّع [۶] و به تشریف وَ فَضَّلنَاهُم عَلی کَثِیر مِمَّن خَلَقنَا [۷] مُخَلّع [۸] گردید و هیچ عصری از اعصار و دَوری از ادوار را از انبیای هدایت‌شعار و اوصیای ولایت‌آثار خالی نگذاشته، تا گم‌گشتگان به وادی حیرت و ضلالت و هامیان فَیافی [۹] غوایَت [۱۰] و جهالت، به نور هدایت و پرتو رعایت ایشان از دَرَکات خسران و مَهاوی [۱۱] طغیان، نجات یابند و امور دین و دنیای عامه عباد در کافّهُ [۱۲] بلاد، به حُسن تقریر و لطف تدبیر آن برگزیدگان علیم خبیر، به اِتّساق [۱۳] و انتظام، به انجام آید. و بعد از غروب خورشید سپهر نبوت در افق عالَم بقا و احتجاب اقمار فلک امامت در نقاب غیبت و سپهر و سحاب اختفا، قادر بی‌منت و خالق بی‌ضَنَّت، [۱۴] از مزید لطف و مرحمت بر بقایای این امت، مَقالید [۱۵] فرمانروایی و مَفاتیح [۱۶] کشورگشایی را در کف کفایت و قبضه درایت سلاطین عدالت‌شعار و خواقین فلک‌اقتدار سپرده که عامه رعایا و کافه برایا در ظِلّ ظَلیل [۱۷] ایشان در مِهاد [۱۸] امنیت و استراحت بیاسایند و از جور و عُدوانِ ارباب ظلم و طغیان نجات یابند و به فحوای صدق اِنتِمای [۱۹] اِذا اَرادَ اللَّهُ بِرعیَّةٍ خَیراً جَعلَ لَها سُلطاناً رَحیماً، [۲۰] چون اراده کریم لایزال و مشیت رحیم ذوالجلال به صلاح و خیریّت ورفاه و امنیت گروهی تعلق گیرد، تاج سَروری ایشان بر تارک فرمانفرمایی نهد که مَطمَح [۲۱] نظر خیراندیشش جز صلاح حال عِباد و مَعموری [۲۲] جمیع بلاد نباشد و از خزانه بی‌کرانه تُؤْتِی المُلکَ مَن تَشَاءُ [۲۳] تشریف سلطنت و جهانبانی، بر قامت بااستقامت شهریاری پوشد که نصب‌العین خاطر خورشیدناظرش، بسط بساط رأفت و عدالت و خَفض جَناح [۲۴] مرحمت و مَکرَمَت بر کافّه امت بوده باشد. و مصداق این مقال و مصدق این حال، احوال خیرمآل قاطِنان [۲۵] ایرانِ جنت‌نشان است که کافه اهل این دیارِ هدایت‌آثار سال‌هاست که در ظلّ ظُلیل رأفت و عدالت و حِصن حَصین [۲۶] شوکت و جلالَتِ سلاطین معدلت‌آیین دولت علّیهُ صفویه اَنارَ اللّه بُرهانَهُم وَ شَیَّدَ اللَّهُ اَرکانَهُم [۲۷] به فراغ بال و رفاه حال، در مهد سلامت و مهاد استراحت آرمیده‌اند و از برکات سعادات بلانها[یا]ت آن اَنجَمِ [۲۸] سپهر هدایت و ولایت به مقتضای کریمه اَللَّهُ وَلِیُ الَّذِینَ آمَنُوا یُخرجُهُمْ مِنَ اَلظَلَماتِ إِلَی اَلنّورِ [۲۹] از ظلمات کفر و حَیرَت و ضلالت نجات یافته، در مُتَنزَهات جَنّات [۳۰] ایمان و حدایق حقایق ایقان، عالَمْ عالَم نور و سرور خرامیده‌اند؛ پس به فحوای اَشکَرکُم لِلَّهِ اَشکَرکُم لِلنّاس بر ذِمَّتِ همت کافّهُ شیعیان و عامّه مؤمنان - که ضمیر حقایق تصویر ایشان به نور ایمان منوّر گردیده - شکر نعمت هر یک از افراد اَنجاد [۳۳] این سلسله علیّه که شموس فلک‌رفعت و جلالت و اقمار بروج هدایت و ولایتند، متحتّم و لازم است؛ علی‌الخصوص در این اَوان سعادت اَوان که مالک مُلک و واهِب [۳۴] سلطنت، از افق مبین رفعت و علاء به فحوای وحی‌اِنتمای تُؤْتِی المُلکَ مَن تَشاءُ [۳۵] خورشید جهانتابی طالع گردانیده که فلکِ حدیدُالنظر، [۳۶] با عینک دوربین شمس و قمر، در ادوار بی‌شمار، مثل او ندیده و از خزانه خاصه یَختَصُّ بِرَحمَتِهِ مَن یشاءُ [۳۷] خلعت شهریاری بر قامت بارفعت نونهالی پوشانیده و بر سریر فلک‌نظیر نَرْفَعُ دَرَجَاتِ مَنْ نَشاءُ [۳۸] متمکن گردانیده که گوش حقیقت‌نیوش چرخ پیر در اعصار متوالیه و قرون خالیه، مانند او در شوکت و جلالت نشنیده، اَعنِی [۳۹] اعلیحضرت فلک‌رفعت گردون‌بسطت ثریامرتبت، پادشاه تاج‌بخش، شهسوار گردون رخش، خسرو کشورگشای عالمگیر، خدیو صاحب افسر و سریر، نیّر جهان‌افروز عظمت و کامکاری، آفتاب عالمتاب سلطنت و بختیاری، فرازنده تاج کیانی، برازنده دَواج [۴۰] خسروانی، شهریار خطه جلالت، شهسوار میدان بَسالت، [۴۱] مورد عنایات نامتناهی، مَهبط [۴۲] فیوضات انوار الهی، شهریار کامکار کامران، قهرمان عادل کشورستان، صاحبقران ظفرقرین، مُطَرّز [۴۳] شعار شرع سیّدالمرسلین، مُشَیِّد [۴۴] بنیان دین متین، حامی ثغور اهل ایمان، ماحی [۴۵] آثار بَغی [۴۴] و طغیان، کاسِر اَوثان و اَصنام، [۴۵] مروج دین سیّدالانام، پادشاه جوانبخت کامکار، شهریار سکندرصولت عالی‌مقدار، ثمره شجره اَبهّت و کامرانی، نهال حدیقه حشمت و جهانبانی، وارث مُلک سلیمانی، اَعدَل [۴۶] سلاطین زمان و اَفخَم خَواقین [۴۷] دوران، سلطان سلطان‌نشان، کافِل [۴۸] مصالح المُلک و المِلة بالعدل و الاحسان، مظهر آثار رحمت‌الله، المَلِکُ المَنّان، السُّلطانِ بن السُّلطان و الخاقان بن الخاقان، السلطان‌حسین‌خان مَدّ اللهُ ظِلالَ جَلالِه عَلی مَفارِق العالَمینَ وَ شَیَّدَ اَساسَ دَولَتِهِ اِلی ظُهورِ اَنوارِ خاتَم الوَصّیینَ. [۴۹] و عابدان مجامع لا یَعصُونَ الله ما أمَرَهُم وَ یَفعَلَونَ ما یُؤمَرُونَ، [۵۰] جهت ذات شریفش که از آسیب عین الکمال محفوظ ماند به تلاوت کریمهُ وَ إِن یَکَادُ [۵۱] مواظبت نمودند و مُسبّحان صَوامِع [۵۲] وَ المَلائِکَةُ یُسَبِّحُونَ بِحَمدِ رَبِّهِم وَ یستَغْفِرُونَ لِمَن فِی الأرض [۵۳] به اقامت وظایف دعا مبادرت جستند و عامّهُ برایا و کافّهُ رعایا به شکرانه نوید جلوس میمنت‌مأنوس، سَجَدات [۵۵] شکر الهی به تقدیم رسانیده، زبان قاصرُالبیان [۵۶] به مصدوقه [۵۷] اَلحَمدُ لِلَّهِ اَلّذی أَذهَبَ عَنَّا الحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٌ شَکورٌ [۵۸] رَطبُ‌اللّسان [۵۹] گشتند. امید که پیوسته آفتاب عالمتاب دولت قاهره و ماه جهان‌افروز سلطنت باهره از مشارق اقبال و مطالع اِجلال، شارِق و بارِق [۶۰] بوده باشد و ظِلال [۶۱] سلطنت همایون از یُمن معدلتِ روزافزون، بر مَفارِق اَعاظِم عالَم و اَکابر بنی‌آدم، مُخلّد [۶۲] و پاینده مانَد و نیّر عظمت و اِجلال، از افق ذات بی‌مثال آن سایه ذی‌الجلال، فروزنده و تابنده گردد و ذَرای [۶۳] مَنابِر اسلام و مَنائِر [۶۴] اعلام، به اسم سامی میمنت‌فرجام الی یَوم القیام مزیّن و مُحَلّی [۶۵] باشد و رایَت [۶۶] شرع متین و عَلَم دین مبین حضرت سیّدالمرسلین و ائمه طاهرین صلوات الله علیهم اجمعین به حُسن نیت و صفای طَویَت [۶۷] آن اعلیحضرت، از بساط بسیط زمین به سوی آسمان رفعت و تمکین، مرتفع و متعالی بوده باشد و علی‌الدوام مستقر سلطنت بختیاری و تختگاه بَسالت و شهریاری و فرمان‌گزاری، به مَیامِن [۶۸] ذات همایون و دولت ابدمقرون، به فیض فضل قادر بی‌چون، مزیّن و مُوَشَّح [۶۹] گردد، بالنّبی و آلِهِ الامجادِ. و تا روح پرفتوح پادشاه جَنَّت‌بارگاه رضوان‌آرامگاه [۷۰] در ریاض جنان [۷۱] و عَرفات فردوس جاودان در پرواز است، ظِلال عدالت‌آیین این سلطان سلاطین روی زمین و خاقان خواقین باعزّ و تمکین، بر مفارِق عالَمیان، مُخلَد [۷۲] و پردوام بوده باشد. بِمُحمدٍ و آلِهِ الطاهِرینَ. [۷۳] **پاورقی‌ها:** [۱] آبادانی [۲] سرشتن [۳] سوره مبارکه بقره، آیه شریفه ۲۰: من در زمین، جانشینی قرار می‌دهم. [۴] یعنی [۵] سوره مبارکه اسرا، آیه شریفه ۷۰. ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم. [۶] بهره‌مند [۷] سوره مبارکه اسراء، آیه شریفه ۷۰. و بر بسیاری از مخلوقات خویش برتری‌شان دادیم. [۸] خلعت یافته [۹] هامیان فیافی: سرگشتگان کوه و صحرا [۱۰] گمراهی [۱۱] جمع مهوی و مهواة: منجلاب‌ها، گرداب‌ها، جایگاه‌های سقوط [۱۲] عموم [۱۳] نظم و ترتیب [۱۴] بی‌ضنّت: بدون بخل و خست [۱۵] جمع مقلاد: کلیدها [۱۶] جمع مفتاح: کلیدها [۱۷] ظل ظلیل: سایه بلند و دائمی؛ و به مجاز، لطف و حمایت همه جانبه و بسیار [۱۸] جمع مهد: گهواره‌ها [۱۹] صدق‌انتما: راست‌گفتار [۲۰] هرگاه خداوند نیکی برای مردم اراده کند، برای آنها پادشاهی مهربان قرار می‌دهد. [۲۱] مورد [۲۲] آبادانی، عمران [۲۳] سوره مبارکه آل عمران، آیه شریفه ۲۶: به هر کس بخواهی ملک می‌دهی. [۲۴] خفض جناح: پایین آوردن بال؛ و مجازاً به معنی فروتنی و تواضع. [۲۵] ساکنان [۲۶] حصن حصین: دژ استوار [۲۷] خداوند ایشان را راهنمایی کند و پایه‌های [سلطنت] آنها را استوار گرداند. [۲۸] جمع نجم: ستاره‌ها [۲۹] سوره مبارکه بقره، آیه شریفه ۲۵۷: خدا یاور مؤمنان است. ایشان را از تاریکی به روشنی می‌برد. [۳۰] متنزهات جنات: گردشگاه‌های بهشت [۳۱] جمع نجد: دلاوران، شجاعان [۳۲] بخشنده [۳۳] سوره مبارکه آل عمران، آیه شریفه ۲۶: به هر کس بخواهی ملک می‌دهی. [۳۴] حدیدالنظر: تیزبین [۳۵] سوره مبارکه بقره، آیه شریفه ۱۰۵: [خداوند] هر کس را بخواهد به بخشایش خویش مخصوص می‌دارد. [۳۶] سوره مبارکه انعام، آیه شریفه ۸۳: هر که را بخواهیم به درجات بالا می‌بریم. [۳۷] یعنی [۳۸] نوعی لباس که بر روی لباس‌های دیگر پوشیده می‌شد. [۳۹] شجاعت، دلیری [۴۰] محل فرود آمدن [۴۱] زینت دهنده [۴۲] استوار کننده [۴۳] محو کننده [۴۴] سرکشی [۴۵] کاسر اوثان و اصنام: شکننده بت‌ها [۴۶] عادلترین [۴۷] افخم خواقین: باشکوهترین پادشاهان [۴۸] ضامن [۴۹] مدّ اللّه ...الوصیین: خداوند بگستراند سایه‌های جلالش را بر سر مردم دنیا و استوار سازد اساس دولتش را تا ظهور نورهای خاتم‌الاوصیاء (امام زمان). [۵۰] سوره مبارکه تحریم، آیه شریفه ۶: نافرمانی [خدا] نمی‌کنند و همان می‌کنند که به آن مأمور شده‌اند. [۵۱] اشاره است به آیه شریفه ۵۱ سوره مبارکه قلم که برای مصونیت از چشم زخم خوانده می‌شود. [۵۲] مسبحان صوامع: تسبیح گویان معابد [۵۳] سوره مبارکه شوری، آیه شریفه ۵: فرشتگان به ستایش پروردگارشان تسبیح می‌گویند و برای ساکنان زمین آمرزش می‌طلبند. [۵۴] سجده‌ها [۵۵] زبان قاصرالبیان: زبانی که از بیان کوتاه است. [۵۶] مصداق [۵۷] سوره مبارکه فاطر، آیه شریفه ۳۴: سپاس خدایی را که اندوه از ما دور کرد، زیرا پروردگار ما آمرزنده و شکرپذیر است. [۵۸] شیرین زبان [۵۹] شارق و بارق: تاباننده و پرتوافکن [۶۰] جمع ظل: سایه‌ها [۶۱] جاوید [۶۲] بلند، بلندا [۶۳] جمع منار، مناره‌ها [۶۴] آراسته [۶۵] پرچم [۶۶] نیت، ضمیر [۶۷] جمع میمنت [۶۸] امضا شده، تأیید شده [۶۹] منظور: شاه سلیمان صفوی، پدر شاه سلطان‌حسین است. [۷۰] ریاض جنان: باغ‌های بهشت [۷۱] جاودان [۷۲] دستور شهریاران، ص ۲۱ - ۲۴.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1105
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: سخنرانی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: شاه سلطان حسین صفوی، ملت ایران

موضوعات و دسته‌بندی‌ها