متن با تشبیه انسان به عالم صغیر و عالم به انسان کبیر آغاز میشود و بر ضرورت فعالیت و عدم بطالت تأکید میکند. سپس به دستهبندی افراد جامعه بر اساس میزان فعالیت و نقش آنها در نظام عالم میپردازد و چهار گروه ملحدان، فاسقان و بطالان، عاجزان و ابلهان، و قلندران و تنآسایان را معرفی میکند. برای هر گروه، مجازات یا جایگاه متناسب با عملکردشان را تبیین میکند و ثواب و عقاب الهی را نتیجه عدل و تقویم الهی میداند. در ادامه، به تفاوت صنایع از نظر شرافت و پستی میپردازد و صنایع را به نافع ضروری و غیرضروری، خیر بالذات و بالعرض تقسیم میکند. صناعت پیغمبری را اشرف صنایع و آهنگری را خادم کل معرفی میکند و با استناد به آیات قرآن، بر اهمیت این دو مرتبه تأکید میورزد. در نهایت، صنایع را بر اساس میزان نفع و خیر و دوری و نزدیکی به این دو قطب، در مراتب مختلف شرف و پستی قرار میدهد و بر لزوم تلاش هر فرد در صنعتی متناسب با استعدادش برای حفظ نظام کلی تأکید میکند.