کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

نامه‌ای به دارالشورای کبری، وضعیت نابسامان خراسان را در سه حوزه قشون، عدلیه و مالیه تشریح می‌کند. ابتدا به فقدان قشون منظم و ضعف امنیت در مرزها و مناطق داخلی اشاره شده و از دولت خواسته می‌شود تا با اعزام قشون و تجهیزات جدید، امنیت را برقرار سازد. سپس به عدم حضور والی خراسان و تأخیر در اجرای قوانین عدلیه و همچنین بی‌عدالتی در نظام مالیاتی و اخذ مالیات از افراد فقیر و ناتوان، در حالی که ثروتمندان از پرداخت معاف هستند، انتقاد می‌شود. در پایان، بر لزوم پرداخت حقوق اعضای انجمن ایالتی برای جلوگیری از تعطیلی آن تأکید شده و از دارالشورای کبری درخواست رسیدگی فوری به این مسائل می‌شود.

متن کامل گزارش
مقام منیع ریاست جلیله دارالشورای کبری، دامت شوکته. اگرچه برحسب وظیفه دولتخواهی، از راه اصلاح‌اندیشی کراراً وضع حالیه مملکت را پیشنهاد خاطر انور داشته و معایب و مفاسد فعلیه را توضیح نموده و راه اصلاحات مقتضیه را خاطرنشان کرده، از این که تاکنون مثمر ثمر واقع نشده، به ناچار از وظایف حتمیه وطن - خواهانه می‌شمارد که جداً جلب توجهات کامله را نموده. امید که به حسن اقدامات مجدانه، درد ملک و ملت را که از چهار جانب و شش جهت بروز و ظهور آن محسوس و آشکار است به درمان رسانند؛ خاصه با حسن موقع و این تصادف مخصوص که پیشامد کرده است و نایب مستطاب اشرف والا شاهزاده ارفع‌السطان، نایب رئیس انجمن ایالتی خراسان به موجب اجازه موقتی که قانوناً از طرف انجمن حاصل کرده و برای اصلاحات امورات شخصی به مرکز دارالخلافه مسافرت نموده و شرف‌اندوز مبارک را جالب هستند. داعی[۱] نیز وقت را مغتنم شمرده و لزوماً به عرایض مهمه که فریضه ذمه است، خاطر مبارک را متذکر می‌سازد و بقیه را به عهده ملت‌پرستی و دولتخواهی نواب مستطاب ایشان واگذار می‌نماید. اولا، مهمترین مسائل، مسئله قشون و حقوق قشون و ذخیره خراسان است که دولت با نهایت تنگی و عسرت، یک صد و پنجاه و پنج هزار تومان به نقد و بیست و هفت هزار خروار جنس تقریباً به اسم حقوق قشونی به خرج بودجه خراسان منظور می‌نماید. ملت هم که این مالیات را می‌دهد و انواع تحمیلات را تحمل دارد برای حفظ امنیت و محفوظ بودن ثغور[۲] و سرحدات است. بدیهی است بقای امنیت، دائم نخواهد بود مگر به وجود قشون. اما قشون بحمد الله تعالی به هیچوجه در خراسان وجود ندارد! نه سوار مرتب، نه سرباز مرتب، نه ساخلو[۳] مرتب، نه نظام مرتب، ابدا هیچ ترتیبی از ترتیبات قشونی موجود نیست. فعلاً در مشهد قحط قشون است، سرحدات به صد درجه بدتر و بیچاره مردم اطراف سخت‌تر گرفتارند. اگر بگویند قشونی هست، جواب عرض می‌شود: چهل روز است محمدعلی نام از قُطاع‌الطریق[۵]، اهالی طبس و تون و گناباد را به تنگ آورده. حکومت از عدم استعداد[۶] گریخته. در این مدت از مشهد به واسطه نیستی [قشون] مساعدت نمی‌شود. مردم در اضطراب. قوه محمدعلی روز به روز در ازدیاد [بوده]، چنان که حسین نام کاشی[۲] خیلی سهل‌تر از این ممکن بود جلوگیری شود و نشد که حالا قوه گرفته و مبالغی مال دولت تلف شده و هنوز به دست نیامده. داعی، مات و متحیر است که آیا اولیای امور عموماً و مقام منیع ایالت جلیله دارالشورای کبری خصوصاً، چرا از این مملکت که از توجهات حالیه پلتیکی و سیاست، اولین شهر ایران و از حیث توجه نفوس قبه‌الاسلام مسلمانان و از حیث اهمیت موقع از چهار طرف با دول خارجه همجوار است، به کلی صرفنظر فرموده و عرایض متظلمانه ملت را به طاق سهو نسیان[۱] گذارده‌اند؟ هر گاه از این ولایت چشم پوشیده‌اند پس، فرستادن پیشکار مالیه و تعیین رسومات و اداره نمک و سایر ادارات تصدیق چشم‌پوشی را نمی‌نمایند، و اگر صرفنظر نشده چرا به عرایض راجعه لازمه این مردم رسیدگی و اجابت نمی‌فرمایند؟ که، اگر خودداری شود و بیش از این به طفره بگذرد، خدا شاهد است مملکت را اجانب از دست می‌برند و همین امنیت صورتی هم که ابداً روح ندارد و قلوب وطن‌پرستان در اضطراب است، از میان رفته و بهانه صحیح به دست آنها می‌افتد؛ چنان که کراراً تجربه شده و موقع توضیح نیست. پس، علاج واقعه قبل از وقوع لازم است. هیچ چاره ندارد مگر آن که از مقام وزارت جلیله جنگ و وزارت جلیله مالیه - دامت شوکتهما - اجازه داده شود که در خود مشهد به دستور عالیه و رموز جدید، قشون صحیحی انتخاب کرده و در تحت اداره صاحب‌منصبان صالح دایر داشته و حقوق آنها را به طور مرتب هر ماه به ماه چنان که درباره قشون تهران که به طرز جدید مقرر شده، در مشهد نیز به نظارت انجمن ایالتی هم قشون معین شود و هم حقوق عاید شود که اقلاً در انظار اجانب اظهار حیاتی کرده و در مقابل مالیاتی که از ملت گرفته می‌شود وانمود گردد که خرج خود آنها می‌شود. ضمناً بیچاره مردم آسوده، قاطعان طریق معدوم، مسافرین راحت، سرحدات امن و مرتب که به هیچوجه در هیچ نقطه فعلاً اساس سرحدی نیست [تا] لااقل یک مقداری مرتب شود، چرا که: ما لایُدَرکُ کُلُه لایُترَکُ کُلُه[۳]. اصلاحات کلیات امور، اگر فوری ممکن نیست از جزییات کوتاهی نشود که بتوان به آسودگی به سایر دردهای بی‌درمان رسید و نواقص دیگر را اصلاح کرد. مسئله دیگری که راجع به عمل قشون است، فقره ذخیره خراسان است که هیچ نوع از جنس سلاحی که فعلاً به درد بخورد در ذخیره مشهد موجود نیست. نه تفنگ دارند، نه فشنگ دارند، نه یک توپی که بتوان کاری انجام داد، دارند. فرستادن اسلحه جدید که به نظام جدید داده شود هر قدر مفصل می‌دانند و اولیای امور صلاح بدانند و استعداد مملکت را تصور نمایند از واجبات فوری است که ارسال فرمایند و در تحت ریاست شخص امین کافی قرار دهند که مثل سابق، اسلحه دولت تضییع و باطل نشود. باز هم تجدید عرض می‌نماید: فرستادن توپ و تفنگ و فشنگ از لوازم فوریه است که هرچه خودداری شود ده مقابل، ضرر عاید است. دیگر بسته به اختیار اولیای امور خواهد بود. داعی، بنا به وظیفه وطنخواهی، حق اخطار را ادا نمود، زیاده بر این از وظیفه و تکلیف خارج خواهد بود. مسئله دیگر، نیامدن [والی] ایالت خراسان است. شش ماه می‌شود انجمن به تدابیر عملی، صورت انتظام ظاهری را حفظ کرده. آخر مملکت که بی‌حاکم نمی‌شود! هر کس وظیفه و تکلیفی دارد. تعدیات ادارات از حد گذشته، مردم در تحت ظلم و شکنجه، حرکت ایالت کبری به زودی لازم، و تأخیر به هیچوجه جایز نخواهد بود که مضرات آن زیاده از حد و بلکه غیر محدود و محسوس و آشکار است. یقین است تأکیدات اکیده متواتره در حرکت ایشان خواهند نمود. فقره دیگر مسئله عدلیه خراسان است که به هیچوجه تاکنون قوانین موقتی عدلیه در مشهد به موقع اجرا نرسیده. بلی، مجدالدوله رئیس استیناف و رئیس موقتی حالیه در کار رعیت [است] ولی دستوری سرمشق دارد و رفتار می‌نماید که غیر از قانون موقتی را سریعاً به موقع اجرا بگذارد ... ریاست سابق عدلیه مشهد و نیشابور که آقای آصف‌الممالک و ادیب‌الممالک باشند و انجمن ایالتی تحقیقاتی کرده راپورت[۲] خود را پیشنهاد نموده. آیا در مقابل این تحقیقات، با این دو نفر رئیس چه رفتار شد؟ اگر ترتیب، همان اوضاع سابق باشد که یأس مردم امتداد پیدا کرده و عاقبت وخیم دارد. خوب است عطف نظری در این قبیل امورات بفرمایند تا مردم بدانند خیانت مجازات، و خدمت احسان خواهد داشت. فقره دیگر، بی‌ترتیبی وضع گرفتن مالیات فعلی است که مختصراً به طور توضیح محض حضور استحضار عرضه می‌دارد که اگر تعدیل کلی، فوری غیر ممکن است لااقل به قدر امکان، تعدیل موقتی به اندازه لزوم حالیه به عمل آید. حسب‌المثل عرض می‌کند دولت بر[۳] سه عنوان بیشتر مالیات جنسی نبسته: یا مالیات مزورعی است که از ...[۴] باشد، یا مراتع است که سرکله باشد، یا نفوس است که خانوار و سرشماری باشد. به قدری در این موارد تعدی و ظلم و اجحاف می‌شود که لا تُعَدُ وَ لا تُحصَی[۵]. مثلاً یک مزرعه از قدیم‌الایام دایر و آباد بوده، ممیزین[۶] قدیم جمع بسته و حالا آن مزرعه بایر شده و صاحبان آن مفلوک. اکنون همان جنس قدیم مطالبه می‌شود بدون یک دینار تخفیف. بر عکس، مزرعه دیگری که قدیم بایر بوده یا اسم نداشته و حالا آباد و دایر و مالک آن متمول شده، به هیچوجه مالیات نمی‌دهد و اگر می‌دهد همان از ...[۷] قدیم را می‌پردازد. فقره دیگر، مالیات مَواشی[۱] و سرکله است. از قرار قدیم‌الایام، اشخاصی که صد گوسفند داشته معادل صد گوسفند مالیات می‌داده‌اند و حالا آن اشخاص مرده و گوسفندشان تلف شده. باز همان مالیات صد گوسفند از آنها و ورثه آنها گرفته می‌شود. ایضاً چه بسیار اشخاص که آلاف و الوف[۲] گوسفند دارند، چون اسمی در دفتر از سرکله آنها نیست و شخصاً متمول و گردن کلفت هستند، یا چیزی به دیوان نمی‌دهند، و اگر می‌دهند، به طور رشوه، مختصر وجهی به مباشر می‌دهند. در مقابل آن بیچاره بدبخت بی‌گوسفند، به اسم ...[۳] پولی و مبلغی باید بدهد. فقره دیگر، مسئله سرشماری است که از قدیم‌الایام فلان قریه یا فلان بلوک، فلان میزان تعداد نفوس داشته و به همان معادل جمع بسته شده. حالا تعداد نفوس کسر کرده و به معدودی رسیده، باز همان جمع قدیم از این اشخاص معین گرفته می‌شود. همچنین در قدیم قریه‌ای آبادی نداشته و در بلوکی اشخاص معدودی بوده‌اند و حالا زیاد شده. ابداً سرشماری ندارند و اگر دارند به تقلب و دزدی مباشر، پوشیده می‌ماند. امسال که گذشته. لازم است برای سال آینده که تنگوزئیل[۴] ۱۳۲۹ می‌شود، یک دستور صحیحی برای پیشکار مالیه خراسان از طرف اولیای امور و مالیه دولت مرحمت شود که تعدیل صحیحی به عمل آید. می‌توانم به طور قطع و یقین عرض کنم مبالغ کلی به قدر عایدی تمام ادارات از این راه عاید دولت خواهد شد. باعث ظلم و تعدی هم نیست، بلکه با رعایت عدل و رأفت با آحاد الناس رفتار شده، ولی در هذه السنه[۵] یک نوع توجهی لازم است که به طور موقت تعدیلی بشود که بی‌اندازه بیچاره رعیت از دست نرود و آن کسی که باید مالیه دیوان را از حیث زیادی مکنت و استطاعت بدهد، به قدر حِصه[۶] و عایدی خود بدهد و به قوه شخصی تحمیلی به رعایای زیر دست ننماید. دیگر، اصلاح این امر و اجرای این تعدیل موقت بسته به توجهات کامله است که ترتیب آن را شخص ...[۷] از طرف وزارت جلیله مالیه به پیشکار مالیه خراسان دستور می‌دهد و مردم امیدوار و آسوده شوند. فقره دیگر، مسئله حقوق اعضاءِ انجمن ایالتی است که زحمات و خدمات لیل و نهار[۸] این هیأت، در حضور مبارک مستغنی از یادآوری و تذکار است. این ...[۹] از صبح الی شام مشغول خدمت و زحمت شده و هر مورد صرفه و صلاح دولت را که متضمن خیر ملت باشد، منظور داشته، از لازمه خدمتگزاری به دولت و ملت غافل نشده. آیا صبح که حاضر خدمت می‌شوند تا شب که به منزل می‌روند از کجا معاش نمایند؟ کدام وجدان پاک تصدیق شایستگی آنها را نمی‌نماید؟ آنگاه با این قلت عدد و کسر نفرات، آنها که از هیچیک از ولایات نماینده قانونی آنها حاضر نشده مگر از ترشیز که یک نفر آمده، با این زیادی کار و کثرت ادارات و افراط آنها در تعدیات، چگونه می‌توان از عهده خدمات مقرره و وظایف لازمه کاملاً برآمد؟ آنچه هم در این مدت از اطراف و ولایات نماینده و وکلاءِ آنها خواسته می‌شود، جواب می‌نویسند مخارج راه و حقوق شخص، معین و حواله شود تا حرکت کنیم. فقط برای مخارج، یک همچو اداره بزرگی نزدیک است تعطیل شود؛ چرا، که حقوق جاریه و اساس آن هم که کراراً به توسط ایالت کبری و مستقیماً به وزارت جلیله داخله پیشنهاد شده، تاکنون نرسیده. آخر فکری به حالت اشخاص زحمتکش خدمتگزار و وکلای ملت بفرمایید. صریح عرض می‌کنم اگر حقوق معین نشود و یا داده نشود - چنان که موقتاً هم ترتیب آن را سابقاً عرض کرده - اعضای حاضر، قهراً مستعفی و نمایندگان ولایات هم حاضر نخواهند شد و ترتیبات به کلی مغشوش و مایه زحمت اولیای امور خواهد شد و آخرالامر هم ناچار استعفاء می‌نمایند و می‌دهند. پس، خوب است تا اطمینان و استظهار[۱] حاصل است، عرایض لازمه به اجابت رسیده و مایه یأس نشود تا به دل‌گرم، شرایط خدمت و لوازم مراقبت در اجرای وظایف پرداخته، جدا چنان که مشغول هستند، باز هم بهتر و بیشتر از پیش مشغول باشند. یقین است همان ترتیب سابقه را که به طور موقت عرض شده بود، به موقع اجرا و مانده[۲] و برای آمدن وکلای ولایات توجهی مخصوص مبذول فرموده که ثانی مرتبه اسباب عرض و زحمت نشود. بقیه نواقص اصلاحیه را به عهده علم و اطلاع نواب مستطاب اشرف والا شاهزاده نایب رئیس - دام اقباله - واگذار کرده، بیش از این خاطر انور را مزاحمت نمی‌دهد. ایام شوکت و اقبال مستدام باد. ذبیح‌الله **پاورقی‌ها:** [۱] دعاگو، منظور، نگارنده است. [۲] جمع ثغر: مرزها، سرحدها [۳] پادگان [۴] در اصل: فعلاً نه [۵] راهزنان [۶] نیرو و تجهیزات [۱] طاق سهو نسیان: به دست فراموشی سپردن [۲] منظور، همان نایب حسین کاشی، سرکرده اشرار و راهزنان بود که در اطراف کاشان اقامت داشت و ناحیه وسیعی را دچار غارت و ناامنی کرده بود. [۳] آنچه راکه نشود همه‌اش را درک کرد، همه آن را نباید ترک نمود. [۱] چهارپایان، مانند گاو، گوسفند، بز، شتر [۲] آلاف و الوف: هزاران [۳] یک کلمه ناخوانا [۴] سال خوک: سال دوازدهم از دوره دوازده ساله تُرکی [۵] امسال [۶] قسمت [۷] یک کلمه ناخوانا [۸] لیل و نهار: شبانه روز [۹] یک کلمه ناخوانا [۱] پشتگرمی [۲] کذا فی الاصل
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1328
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: نامه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: مجلس شورای ملی

موضوعات و دسته‌بندی‌ها