کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

متن با توصیه به دوری از افراد دنیاپرست و کسانی که با نیت‌های غیرخالص به دنبال هم‌نشینی هستند، آغاز می‌شود. سپس به ماهیت دوگانه این افراد اشاره می‌کند که در حضور چاپلوسی کرده و در غیاب بدگویی می‌کنند. در ادامه، به سوءاستفاده این افراد از جایگاه علمی و اجتماعی دیگران برای رسیدن به جاه و مال می‌پردازد و بیان می‌کند که چگونه این افراد، عالمان را نردبان نیازهای خود قرار می‌دهند. در بخش پایانی، به وضعیت اسفناک مدرسین و فقهایی می‌پردازد که برای تأمین معاش خود و شاگردانشان، مجبور به روی آوردن به دربار شاهان و تحمل ذلت می‌شوند و در نهایت، به دلیل تقسیم وجوهات حرام و عدم رعایت عدالت در آن، هم در دنیا رنج می‌کشند و هم در آخرت گرفتار می‌شوند. متن با پناه بردن به خدا از خودپسندی و نابینایی به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش
رها کن کسانی را که خواستار هم‌صحبتی با تواند؛ آنهایی که برای هم‌نشینی و یاد گرفتن آنچه که از تو بدان‌ها سود رساند به سویت می‌آیند، زیرا از آنها مالی برای تو نیست و تو را از آنان حال و جمالی پیدا نشود و هم‌نشینی با آنان رنجی و ملالی از تو دور نسازد. و بدان که دوستانِ ظاهر، دشمنان باطن‌اند و دوستان جَلوَت، دشمنان خلوتند، چون تو را بینند چاپلوسی کنند، و چون از تو دور شوند بر تو طعنه زنند. آنگاه که بر تو وارد شوند مراقب باشند، و چون از تو بیرون روند بدگوییت کنند. اهل نفاق و دوروی‌اند، و اصحاب کینه و تزویر. هیچگاه به اجتماعشان پیش خود و ازدحام و احتشادشان به نزدت مغرور نشو، زیرا که خواست آنها علم و حال نیست، بلکه جاه و مال است. تو را نردبان نیازهای خود سازند، و بارکشی برای بردن بارهای خویش و گناهانشان قرار دهند. اگر در برآوردن خواستی از خواسته‌هاشان کوتاهی کردی، شدیدترین دشمن تو شوند و رفت و آمدشان را به نزد تو حقی واجب در نزد تو دانند. از تو توقع آن دارند که دین و شرفت را در راه آنان بذل کنی، دشمن دشمنانشان گردی و دوستان و همنشینان آنها را یاری کنی و حتی اگر که فقیه بوده باشی برای آنها دیوانه گردی، اگر پیشوا و رئیس بوده‌ای برای آنها دنباله‌روی پست گردی؛ از این رو است که گفته‌اند: دوری از عوام، نهایت جوانمردی است و این گفته‌ای است درست و سخنی است راست؛ چه، ما مدرّسین زمان خود را می‌بینیم که گویی آنها در اسارت همیشگی و زیر حق لازم و بار سنگین کسانی هستند که به نزد او در رفت و آمدند؛ و چه بسا که اگر استاد، تکفل روزی آنان به طور دائم نکند، مدت‌ها به سویش روی نکنند. در اینجا است که مدرّس بیچاره و بنده سست‌آیین به انگیزه ناتوانی مالی‌اش از این کار، دایم به سوی دربار شاهان روی کرده و تن به ذلت و خواری دهد و رنج اهانت پذیرا گردد تا پس از اصرار و پافشاری بسیار، پاره‌ای وجوه ناروا و حرام نصیبش گردد. آنگاه در رنج پخش آن وجوه، میان اصحاب و توزیع بین دانشجویان باقی بماند. اگر آن را به تساوی تقسیم کند، شاگردان برجسته، دشمن وی گردند و نسبت بیخردی و نادانی و بیدادی و گمراهی به وی دهند و گویند که از درک مصارف فضل[۱] ناتوان، و از پخش اندازه‌های حقوق به طور عادلانه عاجز است؛ و اگر هم بین آنها تفاوت نهاده و فرق قائل شود، شاگردانِ سفیه و کم‌استعدادش به آزارش بپردازند و همچون شیران و مارهای سیاه به خونخواهیش برخیزند. پس بدینگونه در دنیا پیوسته از دست آنان رنج کشد و در آخرت به مَظلمه[۲] گرفتن وجوهات حرام و تقسیم آن به نااهلان گرفتار شود. شگفتا! با همه بلاهایی که می‌بیند و دردهای شدیدی که تحمل می‌نماید، از این کار دست بردار نیست و چنان با طناب خودپسندی به پایین روان است که گویی آنچه انجام می‌دهد برای خشنودی پروردگار و به خاطر شریعت رسول خداست، و اوست ناشر دین خدا، و قایم به کفایت دانشجویان از بندگان خدا؛ و اگر مورد ریشخند شیطان قرار نمی‌گرفت و مسخره اطرافیان سلطان نمی‌شد، هرآینه با کمترین تأمل درمی‌یافت که تباهی زمان را سببی و جهتی نیست مگر زیادی اینگونه فقیهان و محدّثان؛ محدّثانی که این روزها زیاد پیدا می‌شوند که آنچه را از روا و ناروا می‌یابند می‌خورند و از راه پیشوایی و پیروی کردن عوام از آنها، عقاید عوام را تباه و آنان را به سوی گناه و گمراهی می‌کشانند. بار خدایا از خودپسندی و نابینایی به تو پناه می‌بریم؛ چه، آن دردی است که مر او را درمانی نه.[۳] **پاورقی‌ها:** [۱] مال زاید بر نیاز [۲] ستم، تعدی، بی‌مروتی [۳] الواردات القلبیه ...، ص ۱۵۷ - ۱۵۵
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1049
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: رساله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عموم مسلمانان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها