کنشگران / عالمان دینی
شیخ علی عراقی
روزنامه نگار
خلاصه

متن با اشاره به سابقه مشروطیت در ایران باستان، از زمان کیومرث تا پادشاهان ساسانی، آغاز می‌شود و نحوه انتخاب حاکم، تشکیل مجلس شورا و رسیدگی به شکایات مردم را شرح می‌دهد. در ادامه، به مشروطه بودن اساس مذهب اسلام و شرع محمدی می‌پردازد و با استناد به سیره پیامبر اسلام (ص) و امام علی (ع) و آیات قرآن، بر اهمیت مشورت و اتحاد آرا تأکید می‌کند. سپس، با ذکر مبارزه امام علی (ع) با معاویه و شهادت امام حسین (ع) در برابر ظلم یزید، به لزوم مقابله با ظلم و استبداد اشاره می‌کند. در پایان، با انتقاد از مخالفان مجلس شورای ملی، آن را برای رفع ظلم، فقر، نفاق و تأمین رفاه و سربلندی مسلمانان و ایرانیان ضروری دانسته و همگان را به اتحاد و حمایت از مجلس فرا می‌خواند و مخالفان آن را دشمن اسلام معرفی می‌کند.

متن کامل گزارش
هرکه ندانسته، بداند که سلطنت ایران از خیلی زمان قدیم مشروطه بوده (یعنی از زمان کیومرث [۱] اول پادشاه دانای ایران؛ چنانکه همه تواریخ نشان می‌دهد). رسم این بوده که تمام آحاد رعیت [۲] اجتماع کرده از میان خود یک نفر آدم باتدبیر دانای با امانت و دیانت را انتخاب کرده او را بر خود رئیس و حاکم قرار می‌دادند. او نیز برای اجرای این مقصد و حفظ حقوق رعیت و آبادی مملکت، از طبقات مردم از هر طایفه و قبیله یک نفر آدم‌کاردان مجرب باتقوا و امینی انتخاب کرده «مجلس شورا» تشکیل می‌داد؛ تأمین بلاد و تنظیم امور عباد [۳] را بر روی اساس می‌نهاد. آخرالعمر که پیر و ضعیف می‌شد حکم احضار داده علی رؤوس الآشهاد [۴] استعفا می‌داد و درگوشه‌ای به عبادت حق تعالی، می‌پرداخت و ملت به اکثریت آراء، دیگری را به وپاست منتخب \[می‌کردند\] و تاریخ احوال هرمز چهارم [۵] و خسرو پرویز [۶] شاهد بر این مقال است و سلطنت او با آن همه شکوه و حشمت و اقتدار، مشروطه بود. و در روز نوروز اولِ هر سال، تمام نمایندگان ملت از اطراف ولایات حتی کدخدا و ضابط [۷] از هر ده و دهکده در پایتخت حاضر می‌شدند و نیز هرکه شکایت و تظلمی از کسی داشت، خواه از عمّال دیوان یا از شخص سلطان، بی‌ترس و محابا در مجلس بزرگ حاضر شده در حضور قاضی قاضیان و وکلاء ملت عرضه می‌داشت، فورا احقاق حق می‌شد. بعد از چند روز که تمام نمایندگان ملت از ایالات و اطراف حاضر می‌شدند قاضی‌القضاة بالای منبری رفته می‌گفت: «ای وکلای ملت و رؤسا و نمایندگان نجیب ایران! سلطنت سال گذشته شاهنشاه ایران و توران و گرجستان به پایان رسید، اگر از او راضی هستید اجازه دهید امسال را نیز به امر سلطنت قیام نماید و با شما به عدل و دادخواهی، رفتارکند». آنگاه قاضی‌القضاة بعد از اجازه، شمشیر برکمر او بسته و تاج بر سرش می‌نهاد (هرکه این مسائل را باور ندارد به تواریخ معتبره رجوع نماید، تا شبهه‌اش زایل شود). قطع نظر از تواریخ و مشروطگی سلطنت‌های قدیم، اساس مذهب اسلام و شرع انور محمدی، (ص) بر مشروطه مطلقه است. از ساعتی که حضرت رسول صلی‌الله علیه و آله به امداد جماعت انصار به اعزاز [۱] تمام وارد مدینة منوره شد و در خانه خالدبن زید نزول اجلال فرمود، همان روز رؤسای قبایل مدینه و اشخاص هوشمند کاردان را طلبیده با مشورت آنها دست به کار زد. با آنکه عقل‌کل بود و به امر حق تعالی کار می‌فرمود -برحسب ظاهر -اکثریت آرا و مشورت با عقلا را در هیچ موقع ترک نفرمود؛ فقط محض این بود که خواست یاد امت دهد که در هر کار بزرگ از نظم عالم و اصلاح امور بنی‌آدم مشاوره و اتحاد آرا و عقول لازم است، \[زیرا\] که عقل واحد ما - جز عقل پیغمبر و امام - قاصر [۲] است از احاطه و غلبه بر عقول همه مردم. و همین است که فرموده‌اند: یَدُ اللهِ مَعَ الجماعَة [۳]. و ضرب‌المثل شده که یک دست صدا ندارد، یعنی اتفاق باید کرد. باید دانست که حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام با معاویه جنگ نکرد مگر برای کندن ریشه ظلم و استبداد که چنان حاکمی را سزاوار نمی‌دانست بر بلاد اسلام مسلط شود و حکم بر نفوس و اموال مسلمانان کند، بلکه از حد خود تجاوز کرده علی علیه‌السلام را رعیت خود بداند و از آن حضرت برای خود بیعت بخواهد و حال آنکه یک حاکم شوم شام بیش نبود و بعد از عثمان به خبال سلطنت افتاد. عمروبن عاص را هم که ریاست و دعوی داشت با خود همدست کرده به تدابیر او مردم را فریب داده اشتباه‌کاری‌ها کرد و کم کم دعوی خلیفگی نموده گفت: بعد از عثمان بن عفّان، امیرالمؤمنین منم و علی‌بن ابی‌طالب در عِداد [۴] رعیت است، باید بیاید و چون سایرین با من بیعت کند. و ضمنا بخشش‌ها کرد و پول‌ها به مردم داده همه را با خود همراه کرد و شهرت دادند که علی علیه‌السلام از دین بیرون رفته. حال اگر تو مسلمانٍ با غیرت دیندار هستی انصاف ده که علی علیه‌السلام به این اوضاع غریب چه کند؟ آیا واجب است که مجاهده و پاداری‌کند، نگذارد چنین کسی چنان ادعاکند؟ یا بنشیند در خانه خود تا دینی که هنوز اساس \[آن\] تازه است و پی و بنیان او هنوز محکم نشده، تندباد حوادث نفسانیة معاویةبن سفیان از بنیان براندازد و خراب سازد؟ ای هوشمندان و ای دوستداران وطن! ای مسلمانان باغیرت! بیدار شوید و آگاه باشید و گول بعضی حرف‌ها \[را\] نخورید، بدانید اساس مذهب اسلام بر مشروطه است. پیغمبر ما (ص) مجلس شوری داشت. آیات قرآن مجید شاهد است: و اَمرُهُم شوری بَینَهُم [۵]. یعنی :کارهای امت محمد از روی شور و مشورت باید باشد. و باز جای دیگر می‌فرماید: و شاوِرهُم فی‌الامرِ فَاذا عَزَّمتَ فَتوکَل عَلَی‌اللهِ [۱]. یعنی ای محمد! تو که رئیس مجلس شورایی مشاوره کن با اصحاب خود درکارها، چون رأی گرفتی پس توکل کن بر خدا و عمل‌کن بر آن. پس بدانید امیرالمؤمنین علیه‌السلام کندن ریشة ظلم و آسایش خلایق را در نظر داشت و حریت مطلقه [۲] و مساوات که حق، در مرکز قرار گیرد، هرکس حق خود را ببرد، مال مسلمانان را غارت نکنند و خون رعیت نریزند. ای بی‌خبر مردم! تاریخ احوال علی علیه‌السلام را بخوانید و درک مطلب کنید و گول این مشت جماعتی که محض دنیاطلبی به ضد مجلس برخاسته‌اند و بعضی حرف‌ها می‌زنند نخورید، که مثل عمروبن عاص و معاویه، کار را بر شما مردم مشتبه می‌کنند. والله و بالله به وجود اقدس محمّد(ص) که این عرایض از غرض شخصی و مرض نفسانی مبراست. جز خیر ملت و حمایت امت چیزی منظور نیست. باز بدانید که سیدالشهداء محض رفع ظلم شهید شد، خواست بعد از خرابی‌ها و اشتباه‌کاری‌های معاویه و ظلم یزید، مردم را بیدارکندکه: ای مردم! بیدار شوید و زیر بار ظلم و بیداد یزید مروید \[که\] لیاقت سلطنت و ریاست مبلمانان را ندارد. شما مردم چرا چنین ظالم جاهل شهوت‌پرست را بر خود رئیس قرار داده \[اید\]؟ مگر مرد، نایاب است که یزید را بر خود سلطان کرده و امیرالمؤمنین بخوانید؟ به واسطه همین، واقعه کربلا واقع شد، کاغذ نوشتند و استفتاها در کوفه مهر کردند و ریختن خون پسر پیغمبر را مباح شمردند. چرا؟ زیرا که با «امیرالمؤمنین» بیعت نکرده. او کیست؟ یزیدبن معاویه. وای بر حال شما مُعاندین [۳] اسلام و مسلمین که در بالای منبرها مردم را \[در\] به راه انداختن ادارات صنایع و کارخانجات و رفع حوائج از خوارج [۴] دعوت و تحریص نمی‌کنید بلکه مردم را بر ضد مجلس شورای اسلامی خوانده، معایب تراشی می‌کنید و این مخالفت با تمام امت مرحومه و ملت اسلام است و مخالف، در عداد مشرکین است؛ بلکه باید گفت مجلس شورای ملی اسلامی، برای رفع ظلم و عداوت و نفاق و فقر و نکبت است. مجلس ملی سبب رفاه و آسایش عبادالله المسلمین و تأمین بلاد و حدود و ثغور [۵] مسلمین است. مجلس ملی برای سربلندی و افتخار ایرانیان است. مجلس ملی برای ترویج قانون اسلام و شریعت مطهرة محمدی است. مجلس ملی برای، شکستنِ پشت دشمن اسلام است. مجلس ملی برای تقویت دولت و استحکام اساس سلطنت و تنظیم افواج قاهره و انباشتن خزانه و بیت‌المال است و برای رفع هزاران عیب است و پیدا کردن هزاران خوبی‌ها. ای هموطنان‌گرامی و برادران اسلامی!از دل و جان بکوشید و شربت اتحاد بنوشید. چون و چرا و من و تویی را کنار بگذارید، همراهی کنید تا مجلس ملی قوت گیرد و مهماتش [۱] برآورده شود. هرکس بر ضد این مجلس مقدس برخیزد بر دهنش زنید و او را مرتد و مردود\[و\] دشمن اسلام بشمارید و بدانید که می‌خواهد در میان اسلام و مسلمین فتنه برانگیزد و آبروی خود بریزد. این \[است\] نصحیت مشفقانه و برادرانه این بنده به هموطنان عزیز. **پاورقی‌ها:** [۱] نخستین بشر طبق روابات زرتشتی و نخستین بادشاه به روابت شاهنامه. [۲] مردم [۳] بندگان، مردم [۴] علی رؤوس الاشهاد: در حضور همه [۵] هرمز جهارم (۵۹۰.۵۷۹ م)، بیست و دومین بادشاه ساسانی، وی پسر خسرو انوشیروان بود. در زمان او جنگ با رومیان رخ داد و ایرانیان با ترکان جنگیدند و بهرام جوبین آنان را شکست داد، وی به دست یکی از سردارانش زندانی و کور شد. [۶] خسرو برویز (۵۹۰-۶۲۸ م)، بادشاه ساسانی. وی بر هرمز چهارم بود. به کمک موریس، امپراتور روم بر تخت سلطنت نشست. او سپس با رومیان جنگید و فتوحات فراوانی در آسیای صغبر کرد و حاضر به مصالحه نشد. اما سرانجام از رومیان شکست خورد و مردم تیسقون نیز بر ضد او شوریدند، از اینرو از سلطنت خلع شد و در زندان به قتل رسید. [۷] مباشر [۱] عزیز داشتن، گرامی داشتن [۲] نارسا [۳] دست خدا با جماعت است. [۴] شمار، ردیف [۵] شوری، ۳۸، [۱] آل عمران، ۱۵۹، [۲] حریت مطلقه: آزادی مطلق [۳] دشمنان [۴] جمع خارجی: منظور کشورهای اروپایی است. [۵] جمع تغر: مرزها [۱] کارهای مهم آن
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1286
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها