کنشگران / عالمان دینی
خلاصه
این مثنوی با گلایه از مردم زمانه و حقناشناسی آنان آغاز میشود. در ادامه، شاعر به دردها و رنجهای خود از بیانصافی، بیحیایی و بیشرمی مردم اشاره میکند و این وضعیت را از نشانههای آخرالزمان میداند. در پایان، با لحنی حزین، از ساقی میخواهد که آتش درونش را فرونشاند و نغمهای دیگر ساز کند.
متن کامل گزارش
آنچه من دیدم به عالَم زین خَسان
کس مبیناد از مُغ کافرستان
آنچه من دیدم ز جور این فلک
هیچ زخمی آن نبیند از نمک
آنچه من دیدم ز درد و تفرقه
هیچ سِندانی ندید از مِطرَقه[۱]
آنچه من دیدم ز هر سنگیندلی
هیچ گنجشکی ندید از چَنگلی[۲]
دردها دارم عیان، کو مرهمی
رازها دارم نهان کو محرمی
مرهم این سینه مجروح کو
محرم راز دل این روح کو
گر خریداری بُدی در خورد جان
میگشودم من متاع آن جهان
همدمی گر میشنیدی راز من
میشکفتم هم چوگل اندر چمن
داد ازین کاسد قماشیها بسی
داد ازین حقناشناسیها بسی
در دل کس ذرّهای انصاف نیست
دیده حقبین درونی صاف نیست
از مسلمانی به جز نامی که راست
وز سلامت جز ملامت از کجاست
در دل کس از خدا آزرم نه
وز رسولالله کسی را شرم نه
این علامتها درین آخر زمان
هست از اشراط ساعت[۳] بیگمان
از رخ مردم حیا برخاسته
شرم بنشسته، جفا برخاسته
بر حکیمان، ابلهان محنتفزا
بر سلیمان، دیو ودد فرمانروا
آدمی را بر سُتوران، فضل نه
نیک و بد را خوب و ردّ را فضل نه
ساقیا آبی بر این آتش فشان
جوشش دیگ درون را وانشان
نغمه بر آهنگ دیگر ساز کن
مطرب جان را سخنپرداز کن[۴]
**پاورقیها:**
[۱] پُتک
[۲] چنگال شاهین
[۳] اشاره به آخرالزمان است به موجب آیه شریفه: یسئَلُونَکَ عَن السّاعَة. سوره مبارکه اعراف، آیه شریفه ۱۸۷؛ سوره مبارکه نازعات، آیه شریفه ۴۲.
[۴] مثنوی ملاصدرا، ص ۱۵۷، ۱۵۸.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1049
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: مثنوی
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران