کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

متن با سلام به حامیان اسلام و ذکر آیاتی از قرآن کریم آغاز می‌شود که اسلام را راه پرستش خدا، شاهراه هدایت و وسیله نجات دنیا و آخرت معرفی می‌کند. سپس به زحمات پیامبر اکرم (ص) و اصحاب ایشان در راه گسترش دین اسلام اشاره می‌کند و فداکاری‌های آنان را در تأسیس این بنای مقدس برمی‌شمارد. در ادامه، به وضعیت کنونی مسلمانان می‌پردازد و با ابراز تعجب از ذلت و خواری آنان در برابر کفار، این وضعیت را ناشی از شکستن گوهر گرانبهای اتحاد توسط استبداد داخلی می‌داند. متن با مقایسه وضعیت مسلمانان در صدر اسلام و زمان حال، علت اصلی ضعف کنونی را در اختلاف و تفرقه میان مسلمانان می‌داند و با استناد به یک رباعی، هر عیبی را در مسلمانی خود مسلمانان می‌بیند. سپس به کشتارهای داخلی و سوءاستفاده کفار از این اختلافات اشاره می‌کند و تأکید دارد که اگر اتحاد حفظ می‌شد، هیچ کافری بر خاک اسلامی مسلط نمی‌شد. در بخش پایانی، به توطئه‌های مسیحیت و سیاسیون اروپا و آمریکا برای محو اسلام اشاره می‌کند و با ذکر نمونه‌هایی از مداخلات استعماری، مسلمانان را به بیداری و اتحاد فرا می‌خواند. متن با تأکید بر مشترکات دینی مسلمانان، از آنان می‌خواهد که با غیرت دینی و حمیت اسلامی، دست برادری به یکدیگر داده و برای حمایت از اسلام و تجدید مؤاخات نبوی تلاش کنند و از ارباب جرائد می‌خواهد که در این راه به نشر مقالات اتحاد اسلامی بپردازند.

متن کامل گزارش
اَلسَّلامُ عَلَی حُماهِ الاسلام و قال الله تعالی: إِنُّ الدینّ عند الله الإسلام. و قال جل شأنه: و رَضیتُ لَکُمُ الاسلامَ دِیناً[۳]. اسلام، یعنی راه پرستش خدا. اسلام، یعنی طریقة مرضیة الهیه. اسلام، یعنی شاهراه هدایت ربانی. اسلام، یعنی وسیلة نجات دنیا و آخرت. اسلام، یعنی مفتاح جنت. اسلام، یعنی سپر آتش جهنم. اسلام، یعنی راه حق. اسلام، یعنی شریعت محمدیه صلوات الله علیه و سلم. اسلام، یعنی حبل‌المتین اتحاد. اسلام، یعنی عروه‌الوثقای وداده. اسلام، گوهر گرانبهای عزیزی است که اکمالاً للِدین و إتماماً لِلنَعمهِ از جانب رب‌العزه به بندگان خود اکرام و انعام شد. تصور نشود که این گوهر گرانبها به رایگان به دست مسلمین افتاد و اگر از دست برود بدلی از برای او تواند بود. باید به تاریخ بدو ظهور اسلام مراجعت شود که حضرت رسول اکرم و اصحاب محترم چه زحمات را متحمل شده‌اند، به چه بلاها صبر نموده‌اند تا این دین مبین انتشار یافته، چه ناسزاها گفته شده و چه خس و خاشاک بر سر رسول خدا (ص) ریخته شده، چه مسخره‌ها کرده شده، چه توهین‌ها وارد آمده، چه سرزنش‌ها شده، چه جان‌های گرامی فدای این کار شده، چه جراحت‌ها به ابدان مقدسه رسیده، چه بچه‌ها یتیم شده، چه زن‌ها بیوه گشته تا این بنای مقدس گذارده شده. در تأسیس مسجد رسول‌الله (ص) در مدینه منوره، حضرت رسول (ص) به نفس نفیس خود با اصحاب گرام سنگ از کوه‌ها نقل[۷] می‌فرمودند در کمال بی‌بضاعتی و مسکنت. غزوات رسول اکرم را تقدیر باید نمود که چه جان‌نثاری‌ها در راه تشیید بنیان اسلام کرده شده تا دین اسلام که به موجب و من أحسنُ دِیناً مِمَن أَسَلَمَ وَجهَة لله" أکمل و اثم و آمتن" ادیان است، در روی زمین انتشار یابد و مایه فوز و فلاح دارین" عباد الله گردد. لا حول و لا قوه الا بالله. در عجبم که مسلمانان را چه روی داده که این گوهر گرانبها را به سنگ استبداد درهم شکستند و در امیدواری را بر روی مسلمانان بستند و از این رو همگی بر خاک مذلت نشستند به حدی که کفار جزیه‌بده از مسلمانان، جزیه‌بگیر شدند، و بر نفوس و اموال و أعراض مسلمانان مسلط شده و ایشان را به چشم مالکیت نگاه کردند؟ در بدو اسلام، روزگاری بود که به محض صدای یک خطیب، یک مؤذن که اعلان غزوه‌ای، می‌شد، ده هزار، بیست هزار مسلمان در کمال بی‌بضاعتی در دور یک بیدق و علم گرد می‌آمدند، در حالتی که نه معاش بود، نه تعیش بود، نه جیره بود، نه مواجب بود، نه اداره عسکریه بود، نه قرعه بود، نه ردیف بود، نه احتیاط بود، نه جزایی بود، نه چیزی بود، نه اکراهی بود؛ محض غیرتاً للاسلام به جان‌نثاری حاضر می‌شدند. تقاعد و تخلف و فرار از زَحف[۳] یک لکه بی‌غیرتی و بی‌ناموسی و تَهاون[۴] در دین شمرده می‌شد و حالا که هم ادارة منظمة عسکری و لشکری هست هم جیره می‌دهند و هم مواجب می‌دهند، ترقیع به مرتبه هست، و جزا هست، جبر هست، اکراه هست، با وجود اینها چون اعلان تجمع می‌شود، بیشتر از نصف روگردان و فراری می‌گردند، [و حال آن که] اسلام همان اسلام است، دین همان دین است. طریقه همان طریقه است. پس این تفاوت ره از کجا و از چیست؟ آن وقت کفار بیست مقابل اسلام بود و حالا دو مقابل اسلام است؛ معذلک آن وقت اسلام غالب بود و حالا مغلوب است. فرق عمل در کجاست؟ جواب این ایرادات را یک رباعی حاوی است: آبادی بتخانه ز ویرانی ماست جمعیت کفر از پریشانی ماست اسلام به ذات خود همان است که بود هر عیب که هست در مسلمانی ماست باید ببینیم عیب مسلمانی مسلمانان حالیه چیست؟ در مسلمانی چه قصور دارند؟ آن وقت چه بود که حالا نیست؟ اسلام غالب را چه مغلوب داشته؟ اسلام عزیز را چه ذلیل نموده؟ چه چیز است که کفار را بر اغلب مسلمانان مالک‌الرقاب و آمر و حاکم و سلطان و مسلط نموده با این که احتیاط کاری‌ها در امور دینیه که الان در کار است آن وقت در کار نبود؟ پس سبب این مذلت‌ها در اسلام چیست؟ چون تعمق مکرر و تدقیق نظر به کار برده شود، معلوم گردد که سبب واقعی ترقی و عزت و غلبه اسلام در آن روزگار، اتحاد مسلمین بود و علت حقیقیت تنزل و ذلت و پریشانی اسلام در روزگار ما اختلاف مسلمین است. آن وقت، من قتل مُؤمِناً خَطَئاً فَتَحریرُ رَقَبهٍ مُؤْمَنِعٍ وَدِیة مُسَلَمَة اِلی أَهلِهِ مقرر بود و حال آن که در کار خطا جزائی نیست و مَن یَقتُلُ مُؤمِناً مَنَعَمْداً فَجَزاوُهُ جَهَنّمْ[۱] در کار بود. هم حد می‌زدند و قصاص می‌گرفتند، و هم طریقة دفن و کفن و نماز و دعای اسلام را از جنازه او مضایقه می‌نمودند و اهل‌بیتش بر او متأسف نمی‌شدند. آن وقت إِذا اَلتَقَی المُسلِمانَ بَسیفِهما فَقَتَلَ اَحَدَهُما صاحِبِهِ فَالقائِلُ وَ المَقتُول فِی‌النار[۲] گفته می‌شد، بعد از آن که چکش[۳] استبداد نافرجام گوهر گرانمایه اتحاد اسلام را در هم شکست و آینة بدن‌نمای شریعت را خُرد خُرد نمود، مسلمانان، جاهلانه از ذمّت اتحاد محروم مانده و به جنگ خانگی و برادرکشی مشغول شدند، کفار از این معنی استفاده نموده، با یک فرقه ساختند و کار دیگری را پرداختند. [در نتیجه] مسلمانان از یک طرف به تغلب[۵] کفار، و از طرف دیگر به عنوان اختلاف مذهب به دست همدیگر افناء شدند. اگر تواریخ و سِیَر[۶] ملاحظه شود اقلاً ده ملیون مسلمان به شمشیر همدیگر کشته شده‌اند. اگر این کشتار در کار نبود و آن ده ملیون زنده می‌ماندند، زاد و ولد ایشان به صد ملیون بالغ می‌شد و ممالک از دست‌رفته اسلام که درصدی نود و پنج است از دست نمی‌رفت، بلکه عقیده سیاسیون اسلام این است که اگر اسلام از طریق مستقیم اتحاد منحرف نمی‌شد و اختلاف صوری، آنها را از هم نمی‌پاشید و با آن سرعت سیری که با اتحاد مقصود در پیش داشتند مشی می‌کردند، الان یک نفر کافر، یک وجب خاک غیراسلامی در روی زمین نمی‌ماند. خیلی جای تأسف است که با این ترقی کون[۸] و ظهور حقایق امور، مسلمانان هنوز به معنای این مسئله سطحی برنخورده‌اند که اختلاف صوری مانع از اتحاد معنوی نتواند بود. اختلاف شاخه‌های درخت مانع از اتحاد ساقه نگردد. بغض و عداوتی که در میان کاتولیک[۹] و پروتستانی، هست، بالاترین عداوت‌ها و اختلاف‌ها است که یک قرن کامل چه کشتارها در میان این دو فرقه بود! بعد از یک قرن مقاتلات، به معنای مزبور برخورده و متارکه نمودند و فقط مسیحیت را مدار حرکت خود قرار داده و از این رو به مدارج عالیه که حالیه مشهود است رسیدند. کدام دین و آیینی است [که] در فروعات، این اختلاف به میان نیامده و به فِرَق متشتته منشعب نشده‌اند؟ چرا باید ما فِرَق مسلمین به هوش نیاییم و بیدار نشویم، دست برادری و اتحاد به همدیگر ندهیم و به صدد حمایت اسلام برنیاییم؟ در صورتی که خدای ما یکی است و پیغمبر ما یکی است، کتاب ما یکی است، شریعت ما یکی است، ضروریات ما یکی است، قبله ما یکی است. چه داعی[۱] شده که باز بنشینیم و بر ضرر همدیگر ساعی باشیم، و معناً در صدد ترویج کفر و اعانت کفار بوده باشیم؟ بیایید با غیرت دینی و حمیت اسلامی که از طرف شارع مقدس توصیه کرده شده‌ایم، بدون اختلاف صوری و بدون اعتبار لفظی و بدون ملاحظه هندیت و افغانیت و ایرانیت و عثمانیت و عربیت و عجمیت و ترکیت، به یک آواز بلند به ندای اللهُ ربّنا وَ مُحمَد نَبیُّنا و القُرانُ کِتابِنا و الکَعبَة قِبلَتُنا وَ الاسلامُ دِینُنا وَ المَشرُوطِیَة دَولَتُنا وَ حِمایَة الاسلام غایَةُ هَمِّنا[۲] به تمام کرة ارض و مَن فِیها[۳] بفهمانیم که اسلام یک وجود است، افراد مسلمان اعضای اوست، و دین محمدی (ص) یک شمس است و تمام مسلمانان ذرات او هستند. الاسلامُ مِلَّهٌ وَاحِدَةٌ کَما اِنْ الکُفرَ مِلَّة واحِدة[۴]. آنچه دهد خرمن دشمن به باد اتحاد است اتحاد است اتحاد مسلمانان عصر حاضر هیچ می‌دانند که در عالم مسیحیت چه ترتیباتی جهت محو اسلام چیده شده؟ به وجدانم قسم و إِنَّهُ لقَسَمْ لَو تَعلَمُون عظیم[۵] که غابتاً هم کفار محو اسلام است. و مبدأ این فکر سخیف و خیال خام آن است که سیاسیون اروپا و آمریکا متحدالفکرند در این که تمدن تکمیل نمی‌شود مگر به این که در تمام کره ساری و جاری باشد، و این امر صورت نبندد مگر به استیلای دیانت مسیحیة تمام نقاط کرة ارض را، و هیچ معارضی و مانعی از برای این استیلا متصور نیست مگر دیانت اسلامیه که به واسطه انضباط احکامش بدون حامی سیاسی یوماً فیوماً در جریان و سَرَیان است. دیانت اسرائیلی فعلاً در حکم محو است و دیانت بت‌پرستی به انواعه و اقسامه، طبیعی یک دیانت آسمانی را قبول خواهند نمود. پس معارضی از برای استیلای مسیحیت تمام ارض نیست مگر اسلام. بنابراین مقدمات، چون دانسته‌اند که تمدن در عالم تکمیل نگردد مگر به محو شدن اسلام و آثار اسلام به نحوی که تمام عالم اسلامیه شکل مملکت اسلامیة اندلس را بگیرد و معبدی به جز بیت‌المقدس و کتابی به جز انجیل و دیانتی به جز صلیبیه در میان نباشد، این است مقصد سیاسیون اروپ در حق اسلام؛ چنان که بعضی از کم‌ظرفان و تنگ‌دلان ایشان در مجالس عمومی تفوه[۶] به این کلام هم نموده‌اند، مثل گلادستون[۷] که در گرماگرم نقشه‌بندی از شدت کم‌ظرفی برخاسته و قرآن را از روی میز برداشته و نطق مفصلی نمود که حاصلش این است که: تا این کتاب در روزی، زمین است نیل مقصود، در کمال اشکال است. باید این کتاب به کلی نابود شود تا روزگار به کام گردد. یُریدُونَ لِیُطفِنُوا نُور الله بافواهِهم وَ اللهُ مُنّمُ نُورهِ وَ لَو کَرة الکافِرُونَ[۱]. این است علت حرکات دولت اروپ در حق ممالک اسلام! این است سبب مداخله فرانسه و اسپانیا در مملکت اسلامیة مغرب زمین! این است جهت تغلبات[۲] اوستریا[۳] و روس در مملکت شبه جزیرة بالکان و گریک[۴]! این است علت اتحاد روس و انگریز در تقسیم جغرافیایی و نفوذی، مملکت ایران! این است مبادی[۵] ملاقات ریوال! این است سبب حمایت انگریز افغانستان را و سالیانه مبالغی حق‌السکوت رسانیدن ایشان به حکومت افغانستان! این است جهت حمایت دولت اربعه اوروپی حکومت یونان را در مسئله کرید[۶]! این است علت ملاقات امپراطور روس با اعلیحضرت سلطان عثمانی که عماقریب صورت خواهد گرفت تا پی[۷] ملاقات‌های پی‌درپی، حکمداران اوروپ علیه[۸] اسلام در میانه گم گردد و تطیب[۹] خاطر مرجع اصلی سیاسی اسلام عمل آید و خود را از حمایت و طرفداری سایر حکمداران اسلام بر کنار کشد. تا نظر حقیقت‌بین اعلیحضرت سلطان المسلمین چه حکم فرماید و فکر صائب و غیرت اسلامیة اولیای دولت علیّة عثمانی چه اقتضا نماید؟ اگر امپراطور روس از این زیارت خوشنود برگردد، وای به حال مسلمین! وای به حال اسلام! انا لله و انا الیه راجعون باید خواند! مأمول[۱۰] قوی اسلامیان این است که این ملاقات بر اتحاد اسلامی بر نخورد و این دولت بزرگ اسلام را از طرفداری و حمایت حکومت‌های اسلام باز ندارد، بلکه پس از این ملاقات، پی به مقصود صلیبیان برده و اقدام بعد در تحصیل اتحاد اسلامی کرده شود؛ زیرا که بحمد الله اسلامیان را از استبداد فراعنه اسلامی فراغتِ بال دست داده و به تحقیق فهمیده‌اند که هواپرستی و خودستایی، رؤسای سابق اسلام را به خاک مذلت نشانیده و به سوی سر منزل محو عدم می‌کشاند و به راستی دانسته‌اند که چاره این مذلت جز به داوری اتحاد اسلامی نتواند بود و اگر اندکی در تحصیل این امر مقدس مسامحه و مماطله شود، از اسلام جز نامی در صحایف[۱۱] روزگار باقی نخواهد ماند. ای معاشر[۱] مسلمین! ای اهل توحید! ای امت محمدی! ای متدینین به دین حنیف اسلام! بیایید برادری قدیمی مؤاخات نبوی خودتان را امروز تجدید کنید که امروز حفظ بیضه بقیه‌السیف[۲] اسلام متوقف بر اتحاد تمام مسلمین است، قُربَتاً إلی اللهِ وَ مَحَبتاً لِرَسول الله وَ جِمایَتاً لِدین الله[۳]، در تحصیل این امر مقدس آنچه قولا و فعلاً و کتباً در قوه دارید از ابراز آن مضایقه نفرمایید، خاصه ارباب جرائد به نقل و ترجمه مقالات اتحاد اسلام به زبان‌های اسلامی، افراد مسلمین را متنبه ساخته و وظیفة اسلامی خود را به عمل آورده و روح مقدس حضرت رسالت‌پناهی را از خود خوشنود بدارند. و السلام علی من اتبع الهدی و خشی عواقب الرّدی. **پاورقی‌ها:** [۳] مائده، ۳: اسلام را برای شما (به عنوان) دین پذیرفتم. [۷] جا به جا کردن [۱] نساء، ۹۲ هر کس مؤمنی را به اشتباه بکشد، پس آزاد کردن بنده مؤمنی (واجب است)، و خونبهایی به خانواده‌اش داده شود. [۲] حدیثی از پیامبر اکرم (ص): وقتی دو مسلمان شمشیر به دست با یکدیگر روبرو شوند و یکی از آنها دیگری را بکشد، قاتل و مقتول به جهنم می‌روند. در اصل: اذا النفی الملمان با سیف کلاهما فی النار. [۳] در اصل: چه گوش [۴] سهل‌انگاری، غفلت [۵] چیره شدن [۶] کتب سیره [۸] جهان [۹] کاتولیک [۱] سبب [۲] الله، پروردگار، و محمد (ص) پیامبر ما، و قرآن کتاب ما، و کعبه قبله ما، و اسلام دین ما، و مشروطه دولت ما، و حمایت اسلام نهایت تلاش ماست. [۳] ساکنان آن [۴] اسلام، دین واحدی است، همانطور که کفر، آیین واحدی است. [۵] واقعه، ۷۶ و مسلماً آن سوگند بزرگی است اگر بدانید. [۶] بر زبان آوردن [۷] صدر اعظم و سیاستمدار مشهور انگلیسی [۱] صف، ۸ [کافران] می‌خواهند تا نور خدا را با دهان‌هایشان خاموش سازند در حالی که خدا کامل کننده نور خویش است. [۲] چیرگی‌ها، پیروزی‌ها [۳] اتریش [۴] یونان [۵] در اصل: بادی [۶] کرت و به ترکی عثمانی گرید، بزرگترین شبه جزیره یونان است که در سال ۸۲۴ م به دست اعراب مسلمان افتاد و در سال ۹۶۰ م و در جریان جنگ‌های صلیبی بار دیگر به تصرف امپراتوری روم شرقی درآمد. در سال ۱۶۶۹ م. عثمانی‌ها پس از ۲۱ سال محاصره بر کرت استیلا یافتند و نیمی از ساکنان آن مسلمان شدند. در جریان جنگ یونان (۱۸۲۱ تا ۱۸۲۹ م) این سرزمین از عثمانی جدا شد، در اصل: کرید [۷] اصل، هدف اصلی [۸] در اصل: در علیه [۹] پاک کردن، زدودن [۱۰] آرزو، مورد انتظار [۱۱] جمع صحیفه: دفاتر [۱] جمع معشر: گروه‌ها، جماعات [۲] بقیه السیف: بازمانده سپاه با مردمی که در جنگ شکست خورده و از مرگ نجات یافته‌اند؛ باقیمانده‌ها [۳] برای نزدیکی به خداوند و دوستی پیامبر خدا و پشتیبانی از دین خدا
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1327
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: بیانیه
کنشگران و ذینفعان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها