متن با اشاره به شدت تقیه در میان شیعیان از زمان خلافت امام علی (ع) تا ظهور دولت صفویه آغاز میشود. توضیح میدهد که چگونه علمای شیعه به دلیل استیلای مخالفان، همواره در تقیه بودهاند و از ثبت و ضبط احوال بزرگان خود خودداری کردهاند، مگر در مواردی که برای استنباط احکام ضروری بوده است. در ادامه، به نقش دولت صفویه در تقویت شیعیان و امکان اظهار مذهب اشاره میکند و توصیه میکند که کتاب از دسترس مخالفان دور نگه داشته شود تا از آزار شیعیان جلوگیری شود. سپس، به مناظرهای با یک سادات قزوینی درباره امامت و چرایی عدم مناظره علمای شیعه در گذشته میپردازد و دلیل آن را غلبه اهل سنت و حمایت سلاطین از آنها ذکر میکند. در پایان، به شدت تقیه در دوران اموی و عباسی اشاره کرده و تفاوت وضعیت شیعیان و اهل سنت را در این زمینه تبیین میکند و بیان میدارد که تقیه برای شیعیان به دلیل حفظ جان و دین بوده است، در حالی که اهل سنت به دلیل امنیت، نیازی به آن نداشتهاند.