متن با حدیثی از امیرالمؤمنین (ع) درباره عواقب ظلم و لزوم درمان آن با عدالت آغاز میشود. سپس چهار نوع ظلمی که از سوی پادشاهان و عواملشان بر مردم روا داشته میشود، شامل ظلم مستقیم پادشاه، ظلم خواص و اعوان، ظلم حکام و عمال در مناطق دور و نزدیک، و ظلم اشرار و راهزنان، تشریح میگردد. تأکید میشود که ریشه همه این ظلمها به پادشاه بازمیگردد و پادشاه حکیم باید با عدالت، این مرض را درمان کند. در ادامه، به اهمیت تبعیت امرا و حکام از اخلاق پادشاه و لزوم دقت در انتخاب عمال و گماشتن جاسوسان برای نظارت بر اعمال آنها اشاره میشود. همچنین، به پاداش نیکوکاران و مجازات بدکاران برای ریشهکن کردن ظلم تأکید شده است. در بخش بعدی، با استناد به حدیثی دیگر از امیرالمؤمنین (ع)، سه خصلت اصلی سیاست عادلانه شامل نرمی همراه با احتیاط، احتیاط همراه با عدالت، و احسان همراه با میانهروی تبیین میشود. نویسنده به اهمیت نرمی و ملایمت در جلب محبت مردم اشاره کرده و از غلظت و درشتخویی که موجب تنفر میشود، برحذر میدارد. در عین حال، نرمی بیش از حد را نیز موجب جرأت مفسدین دانسته و بر لزوم احتیاط تأکید میکند. همچنین، استقصای کامل در حکم برای تشخیص حق از باطل و میانهروی در بخشش برای جلوگیری از تنگی خزانه و طغیان طامعان مورد توجه قرار میگیرد. در پایان، با حدیثی دیگر از امیرالمؤمنین (ع)، بدترین پادشاهان و فرماندهان کسانی معرفی میشوند که بیگناهان از آنها بترسند. دلایل ترس بیگناهان شامل طبع ظالم حاکم، حرص و طمع او، و عدم قدرت تمییز و کیاست او در تشخیص حق از باطل ذکر شده و هدف اصلی از وجود پادشاهان، برقراری امنیت و جلوگیری از ظلم دانسته میشود.