کنشگران / عالمان دینی
ادیب الممالک فراهانی
شاعر
خلاصه
متن با تبیین دو فایده اصلی مجلس شورای ملی آغاز میشود: حفظ قواعد سیاسی و نوامیس طبیعی کشور و ملت، و همچنین ابداع و تغییر قوانین سیاسی متناسب با زمان و مصلحت. در ادامه، قوانین سیاسی به دو دسته الهی و مُلکی تقسیم میشوند؛ قوانین الهی را تغییرناپذیر و قوانین مُلکی را حاصل خرد جمعی دانشمندان و عقلا میداند که با اکثریت آرا تصویب شده و پس از تأیید شاه، برای اجرا به وزارتخانهها ابلاغ میگردند. نویسنده با تشبیه مجلس شورا به مغز و وزارتخانهها به اعضای بدن، بر لزوم هماهنگی و سلامت هر دو بخش برای پایداری دولت تأکید میکند. در پایان، با اشاره به پیشرفتهای تمدنی، اعضای مجلس و دولت را به همکاری و همیاری برای آبادانی و پیشرفت کشور فرا میخواند.
متن کامل گزارش
فایده مجلس [شورای ملی] دو چیز است: یکی، حفظ قواعد سیاسیه و نوامیس طبیعیه مُلک و ملت؛ دوم، اختراع و تغییر قوانین سیاسیه آن به اقتضای زمان و مصلحت وقت.
قانون سیاسی بر دو قِسم است: اول، الهی که نتیجه ارسال رسل و انزال کتب باشد؛ دوم، مُلکی و کشوری که عقلا و دانشمندان هر مملکتی در پایتخت سلطنت آن سامان، انجمن کرده کلیات و اصول امور مُلکی را موضوع مذاکره و مباحثه و مطرح مداقه و مشاوره قرار داده، در هریک از شعب آن مواضیع [۲] با مشورت یکدیگر و اکثریت آرا، فصلی چند در مقتضیات مصالح آن ایام نوشته و به امضای همگنان رسانیده. صدر آن را به طغرای همایون شهنشاهی موشّح و مزیّن سازند تا عامه افراد ملت و قاطبه طبقات رعیت سر بر خط اطاعت نهاده مندرجات آن را با قلب سلیم و عقیده خالص در پذیرند و پس از طبع و نشر، نُسَخ آن کتاب به وزارتخانههای دولت ابد مدت فرستاده شود تا کارگزاران مَهامّ مُلکی و عسکری [۳] و وزراء مسئول دولت، این قواعد محکم را بدون درنگ و تخلف اجرا کنند.
گفتن ز من از تو کار بستن
بیکار نمیتوان نشستن
نام این انجمن در اصطلاح «مجلس شورای ملی» است و نام آن دفاتر «قانون سیاسی ملت». فرق قانون داوری و کشوری آن است که حکم خدای تعالی تغییرناپذیر است و رسولانش از خدمت خود هرگز معاف نباشند. ولی مبعوثان خلق [۴] و نتایج افکار و عقول ایشان همواره به اقتضای زمان، دیر یا زود در شُرُف تغییر و دستخوش تبدیل خواهند شد.
قانون سیاسی مُلکی نیز بر دو قسم بُوَد: یکی، تشریعی که عقلا ماده آن را ایجاد کنند؛ دوم، تنفیذی که امنای دولت، ماهیت آن را از قوّه به فعل آرند. مثال این هردو در پیکر انسان محسوس و معاینه گردد. چنانچه گویی انجمن شورای ملت مانند دِماغ است که به اتفاق حواس، مصلحتی اختیار کند و وزارتخانه دولت همچون دست و پای و سایر اعضا که به انجام خیالات و اجرای مقاصد آن بپردازد.
و توان گفت که مجلس شورا، مرکز اعصاب حس است و عَتَبه علیا، مرکز اعصاب حرکت. مادام که این هردو سلیمند پیکر دولت مستقیم است و اگر خدای ناکرده یکی سقیم [۱] شود، مادرِ صحتْ عقیم گردد؛ زیرا که حس بیحرکت، از خفته بی خبر ناشی شود و حرکت بیحس، از درخت بیبر [۲] پدید آید.
پس اعضای انجمن ملت و اجزای محکمه دولت را واجب است که خود را به مثابه پیلهای مثبت و منفی که موجد و محرک قوه کهربایی میشوند شمرده بی معارضه ضدیت و مناقشه عنصریت با معاونت یکدیگر، عالم تمدن را از نور چراغ الکتریک و صوتگرامافن و حرکت واگن و صدای تلگراف و تلفن و سایر آثار و آلات مخترعه گوناگون آباد و منوّر سازند.
ای که دستت میرسد کاری بکن
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
**پاورقیها:**
[۱] بیمار
[۲] جمع موضوع
[۳] مّهام ملکی و عسکری: امور مهم کشوری و لشکری
[۴] مبعوثان خلق: نمایندگان مردم
[۵] [روزنامه] مجلس، س ۱، ش ۱، یکشنبه ۸ شوال ۱۳۲۴ ق، ص ۵.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1285
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار