کنشگران / عالمان دینی
عبدالکریم قزوینی
عالم دینی
خلاصه
متن با حدیثی از امیرالمؤمنین (ع) آغاز میشود که بیداری برای حفظ امور و تلاش برای صلاح عموم را از نشانههای دولت و کمال سعادت میداند و مستی غفلت و غرور را از مستی شرابها بدتر توصیف میکند. سپس به نقد غرور و خودپسندی حاکمان میپردازد و بیان میکند که سلطنت و فرمانروایی، با وجود ناپایداری و آفات بسیار، شایسته غرور نیست. در ادامه، با استناد به تجربیات تاریخی و کتب سِیَر، هشدار میدهد که هر حاکمی که دچار نخوت و غفلت شود، به زودی از تخت عزت به ذلت خواهد افتاد و سرنوشت او عبرتی برای دیگران خواهد شد. در پایان، تأکید میشود که انسان، با توجه به ضعف و نیاز خود به دیگران، سزاوار خودپسندی و تکبر نیست.
متن کامل گزارش
قال امیرالمؤمنین (ع) مِن أماراتِ الدّولَةِ التَّیقَظ لِحراسةِ الأمورِ. مِن کمَالِ السَّعادَهِ السَّعِی فِی صَلاح الجُمهُورِ. سُکرُ الغَفلِهِ و الغُرورِ أبعَدُ إِفاقَةً مِن سُکر مِنَ الخُمُورِ: از جمله علامات دولت، آگاهی و بیداردلی است برای محافظت کارها که ناشایستی و خلاف مصلحتی واقع نشود. از جمله کمال سعادت است سعی نمودن در آنچه صلاح عامه خلایق در آن باشد. مستی غفلت و غرور دورتر است از هوشیاری نسبت به مستی شرابها...
بر سرمستان باده هوشزدای[۱] غرور و پندار و زینتپرستان جلوهگاه خودستایی و افتخار، مخفی و محجوب نماناد که آنچه در عاریتسرای دنیای فانی و در این دو روزه مهلت زندگانی سبب عُجب[۲] و خودپسندی و موجب غرور و سربلندی میگردد از چند چیز بیرون نیست:
اول، که به رغم اهل عالم، درّةالتاج عزت و ارجمندی و نگین خاتم سعادت و فیروزمندی است، جلوس بر مسند سلطنت و فرمانروایی و رُکوب[۳] سمند جهانگیری و کشور گشایی است و ظاهر است که دولتی که غایت دوام و بقای آن پنج روز حیات و در ظرف این مدت کم در معرض[۴] بسیار از آفات باشد، شایسته آن نیست که منشأ اغترار[۵] یا سرمایه افتخار گردد؛ و نیز مکرر به تجربه رسیده و بر متبعان علوم سِیَر و تواریخ، مبین و مبرهن گردیده که هر کس از این طبقه جلیله لباس نخوت و غرور پوشیده و از جام بیباکی باده غفلت و بیخبری نوشیده، غیرت جناب اقدس الهی - که ردای کبریا مخصوص حضرت او و منع و عطای مُلک و سلطنت به دست قدرت اوست- آن مغرور سرکش را در اندک فرصتی از تخت عزت به خاک مذلت انداخته و سر پرغرور او را در تنگنای گور برای عبرت دیگران معبر مار و مور ساخته؛ چنان که حکایات ایشان در کتب سِیَر مسطور و بینالانام[۱] معروف و مشهور است؛ و با این مراتب باید تصور این معنی نمود که هرگاه کسی قادر بر دفع اندک مکروهی از خویشتن نبوده و در کمترین حاجتی از حاجات خود به ابنای نوع بلکه به حیوانات و جمادات استعانت مینموده باشد، یقین که سزاوار مباهات و خودپسندی نیست و کبر و عُجب از او بسیار ناپسند و بیمعنی است.[۲]
**پاورقیها:**
[۱] در اصل: هوش زادی
[۲] خودبینی، تکبر
[۳] سوار شدن
[۴] معرض
[۵] فریفته گردیدن، فریب خوردن
[۱] بینالانام: میان مردم
[۲] بقا و زوال دولت ...، ص ۵۷، ۵۸.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1115
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: رساله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران