کنشگران / عالمان دینی
هیئت علمی نجف اشرف
گروه
خلاصه

این لایحه با تأکید بر ضرورت اتحاد مسلمانان در برابر نفوذ بیگانگان آغاز می‌شود. سپس به تحلیل وضعیت ایران در مواجهه با دول خارجی می‌پردازد و بیان می‌کند که قدرت‌های بیگانه به دنبال تضعیف ایران و جلوگیری از استقرار یک حکومت مقتدر هستند تا از نفوذ ایران در جهان اسلام جلوگیری کنند. در ادامه، به ضعف‌های داخلی ایران، از جمله عدم وجود ارتش منظم و رقابت‌های ایلی، اشاره می‌کند و تشکیل یک نیروی دفاعی متشکل از ایلات و عشایر را برای حفظ استقلال کشور ضروری می‌داند. لایحه بر اهمیت کنار گذاشتن اختلافات مذهبی و جلب حمایت مسلمانان جهان تأکید کرده و نقش روحانیت را در این زمینه برجسته می‌سازد. در پایان، بر لزوم اعزام مبلغان برای آگاهی‌بخشی به مردم درباره تاریخ اسلام و ایران و حقوق ملی و مدنی تأکید می‌کند و مسئولیت وکلا، وزرا و عموم ملت را در تحقق این اهداف یادآور می‌شود.

متن کامل گزارش
لایحه‌ای است که در هیأت علمیه نجف اشرف برای انتباه عموم مسلمین ایران در فراهم نمودن اسباب مطالب ثلثه ذیل قرائت شده: اول، فراهم نمودن موجبات اتحاد و اتفاق کلیه مسلمین در رفع تشبثات و استیلاءِ اجانب بر اسلام. دوم، فراهم نمودن قوه مرکّبه [۲] از عناصر مختلفه ایلات و عشایر. سیم، فراهم نمودن اسباب ارسال مبلغین و خطباء برای مسلمین در لزوم دفاع ممالک اسلامیه. بسم الله الرحمن الرحیم امروزه بر هر مسلمانی باحس و وجدان، واجب است که حِسیّات خیرخواهانه خود را درباره سعادت و شرافت استقلال [۳] مسلک و ملت ایران بر عموم مسلمانان با یک نیت خالص و عزم راسخ، محض ارشاد و هدایت تقدیم نماید. آنچه از قراین داخله و خارجه استنباط شده آن که اجانب، استقلال مملکت ایران را به اندازه‌ای که باعث وحشت و خوف آینده آنها نشود و مانع از جلب منافع آنها نباشد، مخالف نبوده و بلکه کمال همراهی را داشتند؛ ولی احساسات ترقی‌طلبانه ایرانیان در این سنوات اخیره و ثوره مُدهشه [۴] ایران، دول اجنبیه را دچار اشکالات عظیمه و افکار عمیقه داشته؛ چه، آن که هرگز تصور نمی‌کردند یک قومی که قرن‌ها در توحش زندگی کرده و بربریت خمیرمایه طبیعت آنها گردیده این اندازه قابل نشو و نما باشند. هرگز اعتقاد نمی‌کردند که آب و هوای قطعه آسیا، مردم آن مرز و بوم [۵] را با این سرعت فوق‌التصور موزون‌تر و معتدل‌تر از اروپاییان تربیت کند. نتیجه این حرکت سریعه ایرانیان به جانب تکامل و ترقی و این توجه دول اجنبیه به صحفه ایران - به میزانی که از قراین سیاست و ائتلاف بین دولتین امروزه استخراج می‌شود - این است که این دول مقتدره، وطن مقدس ما را به طوری در فشار و مضیقه خواهند نگاه داشت که همیشه در انتظام امور داخلی خود به درجه‌ای، دچار اشکالات و معمیات [۱] لاینحل بشود که به هیچوجه و در هیچ زمانی نتواند مهام امور خود را بر یک اصل اساسی مستقر نماید و تا قدرت دارند در بر هم زدن اصول مشروطیت از بذل هیچگونه مساعدات مضایفه نخواهند نمود. چنانچه مساعدت‌های مالی همسایه شمالی ما از طرق غیرمستقیمه و از راه‌های پنهانی و اختلاف انداختن بین ملت و تشکیل فِرَق سیاسیه و القاءِ نفاق و بغض بین آنها و اغتشاش انداختن در بلاد و ناامن ساختن طرق تجارت و مسافرت و همدست نمودن فرقه ارتجاع و متمرد ساختن ایلات سرحد و وارد کردن خسارات مالی به تبعه خود و مطالبه خسارات تبعه را از دولت و سایر خرج‌تراشی‌های فوق‌العاده، و ازدیاد نقود تجارتی و اخذ امتیازات و مداخلات غیرقانونی در امور داخلی مملکت و حرکات استقلال‌شکنانه و سایر افعال آنها، برهان محکمی است بر این مدعا. به خوبی دانستند که اگر ایران به انتظام امور داخلی خود موفق آید و در انظار دول، یک موفقیت صحیحه را واجد شود، به واسطه اهمیت جغرافیایی و مرکزیتش برای اسلام، تمام مسلمانان عالم به صدای ایرانیان [پاسخ] خواهند داد و متحرک به حرکت آنان خواهند شد. در این صورت، در داخله دول مقتدره اجنبیه که بدن ممالک اسلامیه را قطعه قطعه کرده و هر یک قطعه را اختلاس نموده، انقلاب خواهد حاصل شد، به طوری که آنها را گرفتار انتظامات داخلی خواهد نمود. در آن زمان ممکن‌شان نخواهد شد که چنگال ستمکارانه خود را به ایران بند نموده و در صدد هلاکت و اضمحلالش برآیند. و اگر قضیه برعکس شود و همیشه ایران در لباس اختلاف واغتشاش درآید، این اختلاف و انقلاب سبب عمده و میزان کل اضمحلال دولت خواهد گردید. از طرف دیگر وقتی ملاحظه در صفحات تاریخی ایرانیان می‌نماییم به خوبی معلوم می‌شود که مدت یک قرن و اندی است که سلاطین ایران چون قشون منظم نداشته و یک اداره بحریه را که امروزه بزرگترین حربه سیاست دول مقتدره است، واجد نبوده و بیت‌المال مسلمین صرف طرق تبذیر [۴] و اسراف و مَلاهی و مَلاعِب [۵] می‌گردد، انتظام امور داخلی مملکت به یک رقابت ایلی که روح ملوک‌الطوایف است، نگاه داشته بودند؛ به این معنی که همیشه ملک‌الملوکی و شاهنشاهی و شاه شاهان بودن، خودش را در اختلافات بین ایلات ایران و همراهی موقتی با یک طایفه دانسته، همین که [به] مساعدت یک طایفه، بر طایفه دیگر غالب می‌شدند به مساعدت یک ایل دیگر این غالب را مغلوب ساخته و به طوری این رقابت، رسوخ در قلوب ایالت پیدا کرده که علاجش خیلی صعب به نظر می‌آید و انتظامات خارجیه را به دادن امتیازات و تذلیل [۶] مسلمین برای اجانب و تملقات بی‌موقع منوط کرده، در این صورت لازم است به مقتضی اسلامیت و دیانت حَقّه خود، چیزهایی را که باعث نجات و استخلاص [۱] این خاک مقدس اسلامی است و موجب سعادت و شرافت مسلمین شناخته شده، به عموم اهالی اخطار و اعلام شود. همان طوری که زمامداران امور مملکت در توسیع [۲] و تنظیم ادارات مالیه و عدلیه و غیرها کوشش می‌نمایند، همان طور در تحصیل انتظام قشون که فی‌الحقیقه روح مملکت و مایه حیات جمیع فروع و اعضاء است، کوشش نمایند و اگر یک نحو کسر و کوتاهی در اتمام تنظیم این اداره مهمه روی دهد، از ادارات دیگر تنقیص [۳] نموده، این اداره را تتمیم و تکمیل نمایند. و همان طوری که در زمان سابق و دوره استبداد، نبودن قشون منظم، بقاءٍ مملکت منوط به یک نسبت متساویه متعلق بین ایلات و سرداران عظام و سرحدداران گِرام به طور تفاوت بوده، عجالتاً همان سبب متساویه [۵] را در این زمان و در دوره حاضره اهتمام نموده و قلوب همه رجال باکفایت را جلب نموده و تمامی را درحفظ و انتظام مملکت و خدمت به عالم اسلامیت دخیل نمایند و همه را خادم حقیقی به شمار آرند. بدیهی است که اگر رئیس یک ایل مخصوصی به قوت ایل خود اطمینان پیدا کرده و خود را خادم با کفایت جلوه دهد، به طوری که سایر رجال مملکت بی‌بهره از این فیض عظیم بمانند، علاوه بر این که باعث ملامت و انزجار قلوب سایر ایلات و رؤسا شده و خیال آنها [را] متوجه مواعید و تفقدات اجانب نموده، و موجب مفاسد عظیمه‌ای است که با آن که مشهود و حسی هر با وجدانی است، قلم از شرح و تسطیر [۴] آن، عاجز است. امروزه برای حفظ استقلال مملکت، تشکیل یک قوه مرکبه از عناصر مختلفه ایلات و عشایر از اهم فرایض است و این قوه مرکبه باید اجزایش را به طور تسویه و به یک اندازه ملحوظ داشت؛ چه، آن که افراط یا تفریط نسبت به یک عنصر، باعث انحلال و اضمحلال آن قوه مرکبه را فراهم خواهد نمود. همین که دولت دارای یک قوه مالیه و اقتدار کامل گردید، لامحاله به مقتضای مصالح وقت در اخذ قشون خواهد رفتار کرد. چندی قبل هم مقام ریاست روحانیه این پیشنهاد را به اولیاءِ امور نموده، نمی‌دانیم به کدام سبب و چه مصلحتی، اقتضای تأخیر این امر را نموده؟ امروزه، ایرانیان باید برای استخلاص مملکت اسلامی از استیلاءِ اجانب تشبث به عروه‌الوثقی [۶] اتحاد و اعتصام [۷] به حبل‌المتین [۸] جامعه اسلامیت و اعلاءِ لواءِ [۹] توحید بنمایند. تباینات [۱۰] مذهبی را که از فروع و اعضاءِ یک شجره طیبه اسلام شناخته می‌شود، به جهت اهمیت مقام و با خطر بودن موقع، صرفنظر و به کلی اغماض فرمایند. قلوب عامه مسلمانان کره ارض را به جانب خود جلب و خود را حافظ کلیه قوانین اسلام معرفی نمایند تا به مرکزیت و محاطیت [۱] سیصد میلیون مسلمین موفق آیند. چون ذمه‌دار تأسیس و تشیکل این امر مهم، رؤسای روحانی اسلام می‌باشند، لهذا با کمال بهجت و بشاشت، این امر مقدس را استقبال نموده، عامه مسلمین را ترغیب و تحریض بر تخلق به این اخلاق عظیم اسلامی اَلمُؤمِنُونَ اِخوَةٌ [۲] اَلمُسلِمُونَ اِخوَهٌ تَتَکافی دِمانُهُم وَ یَسعَی بذِمَّتِهم اَدناهُم هُم یَدُ عَلَی مِنَ سِواهِم [۳] نموده به توسط تلگراف و مکاتیب [۴]، تشکیل این اتحاد اسلامی را به مرکز مهمه اسلامیه اعلام و اعلان فرمودند. جمیع طبقات مسلمین را است که از صمیم قلب، این اتحاد اسلامی را به جهت استخلاص از استیلاءِ اجانب استقبال نمایند و این تازه مهمان عزیز را که فی‌الحقیقه رکن قویم [۵] اسلام‌خانه بوده، گرامی دارند. بدیهی است که مقام ریاست روحانیه اصناف اسلام، تعقیب این اتحاد را هم خواهند فرمود تا اسباب استقرار و استمرار این اتحاد و استحکام و اتفاق این جامعه اسلامیه فراهم شود. امروزه، اسلامیان را است همان طوری که در تأسیس و تشکیل اجتماعات سیاسیه مرامنامه و نظامنامه ترتیب داده و صندوق اعانه معین می‌نمایند، همانطور ترتیبات برای ارسال مبلغین به نقاط مختلفه اسلامیه [را] فراهم نموده و به وسیله اجتماعات و نطق‌های مهیجانه و تقریرات مؤثره، خطباء و وعاظ، ترقیات قرون سالفه [۶] اسلام و ایران را در نظر عموم مسلمین مجسم نمایند. ذلت و نکبت و تحت تازیانه بودن اهالی قریم [۷] و قازان و قفقاز و اندلس و الجزایر و تونس و مصر و هند و غیرها را هم ذهنی آنها نموده تا خون اسلامیت را در آحاد آحاد آنها ایجاد نموده و محبت مملکت اسلامی را و زحمات حضرت ختمی مرتبت صلی الله و علیه و آله را در تشکیل دولت علیّه اسلامی در قلوب آنها جای دهند، به طوری منافع اتحاد و حقوق وطنی و مدنی را در نظر ملت مجسم کنند که مملکت اسلام را خانه خود بدانند و سلطنت اسلامی را حق خود پندارند و جمیع خیرات و سعادات و یا سقوط و اضمحلال آب و خاک اسلام را راجع به شخص خود بدانند. اگر وکلاءِ ملت در مقام تهیه اسباب این سه مطلب مذکور برآمدند، حقوق امانت و وکالت خود را بجای آورده و نان و نمک ملت را منظور داشته‌اند. و همینطور هیأت وزراء اگر اقدام در وظایف مقررة خود فرمودند به وظیفه پاسبانی ملت قیام نموده‌اند. و اگر جمیع طبقات ملت ایران اغراض شخصیه را به کنار گذاشته و تمام نظریات خود را در پیشرفت این سه مطلب مصروف داشته و از حیث اعانت، همراهی با وکلاء و وزراء بنمایند، و بالفرض اگر یک طایفه مانع از پیشرفت یکی از سه امر شوند، به توسط وکلاء و وزراء خود دفاع از مانع نمودند، یک حق بزرگی را از حقوق اسلام ادا کرده‌اند. وَ لا فَعَلی مَملِکهِ الاسلام و استقلال المُسلِمینَ وَالسلام. ۲۹ شهر ذی‌الحجه الحرام سنه ۱۳۲۸ **پاورقی‌ها:** [۱] جمع معمی: معماها [۲] قوه مرکبه: نیروهای مختلط نظامی [۳] در اصل: استقبال [۴] ثوره مدهشه: انقلاب ترسناک [۵] سرزمین [۶] خوار کردن [۷] دستاویز محکم و استوار [۸] متوسل شدن، چنگ زدن [۹] ریسمان محکم [۱۰] اعلاء لواء: برافراشتن پرچم [۱۱] دو گانگی‌ها [۱۲] اداره کردن، احاطه شدن [۱۳] حجرات، ۱۰: مؤمنان برادران یکدیگرند. [۱۴] از فرمایشات پیامبر اکرم (ص): ارزش خون مسلمانان با یکدیگر برابر است و امانی که کوچکترین فرد آنها می‌دهد برای همه‌شان محترم است و آنها در مقابل بیگانگان به هم پیوسته و دارای قدرت متشکل و فشرده‌اند. [۱۵] جمع مکتوبه: نامه‌ها، نوشته‌ها [۱۶] استوار [۱۷] قرون سالفه: دوران‌های گذشته [۱۸] کریمه [۱۹] و اگر چنین نشود، سرزمین‌های اسلامی و استقلال مسلمانان را باید وداع گفت.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1328
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: بیانیه
کنشگران و ذینفعان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها