کنشگران / عالمان دینی
میرزا ابوالفضل رشتی
عالم دینی
خلاصه

متن با استناد به آیه قرآن و حدیث «حب الوطن من الایمان» به اهمیت وطن و لزوم صیانت از آن می‌پردازد. سپس به دوران شکوه ایران در گذشته اشاره می‌کند که به دلیل خردورزی و دانش، کشور در اوج قدرت و رفاه بود. در ادامه، انحطاط و عقب‌ماندگی کنونی ایران را نتیجه روی آوردن مردم به لذایذ مادی و غفلت از علم و خرد می‌داند که منجر به تسلط جهل، خیانت و ظلم شده است. در پایان، با اشاره به بیداری برخی غیرتمندان و تلاش آنان برای آگاهی‌بخشی و ترویج علم و صنعت، از اقدامات حاج زین‌العابدین تقی‌اف در تأسیس کارخانه‌ها و مدارس و ارسال اخبارات مجانی برای روحانیون به عنوان نمونه‌ای از این تلاش‌ها تقدیر می‌کند و برای او دعا می‌کند.

متن کامل گزارش
به نام خداوند جان‌آفرین. قال الله تعالی شأنه العزیز: مِنها خَلَقناکُم و فیها تُعیدُکم و مِنها نُخرِجُکُم تارَةً أَخری [۱]. وطن هر قومی قطعه‌ای است از اقطاع اراضی جهان که ابتداءِ تکوّن [۲] مادی آن قوم و بازگشتشان به خاک اوست. پس وطن ما ایران یعنی ماده تکوّن ما و اجساد و عظام بالیه و رّمیمه [۳] پدران و مادران و خویشاوندان ما. از این بیان باید معنی «حُبُّ الوطنِ مِنّ الایمانِ» [۴] را درست فهم کنیم و نیز بشناسیم که صیانت [۵] ناموس وطن از فرایض ذِمَّم [۶] هموطنان است. تا وقتی که زمام خِرّد و حبل‌المتین دانش به دست بود - و اهمال و تقصیر در مذهب، حَمیّت و عصبیت [۷] راه رخصت نیافته - ناموس وطن از هر عیب و عار، عاری و از دست درازی نامحرمان مصون بود. بلکه در بعض قرون ماضیه - چنانکه سِیَر و تواریخ نشان می‌دهد - انتظام امورکشوری و ازدیاد قوای لشکری به جایی رسید که پیشقدمی شهریاران عصر تا پشت دیوار چین کشید و بیرق شیر و خورشید ایران بر بیشتر جهان سایه‌افکن شد. مجملاً تا عقل و دانش، پیشوا و حرکات و سکون بر طبق احکام و فتاوی او صورت می‌بست، خطه ایران چون حظیره قدس [۸] به همه نیکویی‌ها آراسته و سُکّان [۹] این اقلیم به کامیابی می‌زیستند. سعادت امنیت و رفاه عمومی اندک‌اندک روی دل‌های آنان را از توجه به شرایع و سنن علم و دانش بگردانید و جانب لذایذ حسّیه را مانند خوردن و بوییدن و پوشیدن و سودن [۱۰] و دیدن و شنیدن -که راحتی موقتی و اندک است و از فروع جهل شمرده آید - در خاطرها رسوخ داد. رفته‌رفته تاریکی الفت و تعلق مابین امور خسیسه [۱۱] در برابر روشنایی عقل و خِرّد، حجاب‌گردید و انغمار [۱۲] در سُکْر [۱۳] تعلقات به این امور بهیمیّه [۱۴] و لذات حیوانیه، غفلتی بزرگ آورد. کارهای زمانه میل به ادبار کرد و طبقات مردم به امامت جهل و امارت نفس، گردن نهادند و به شُؤمت [۱۵] این بیعت و تابعیت مال، کار چنانکه مکشوف است به اینجا کشید که گویا غیرت و تعصب، مردمان را وداع نمود؛ غَدْر و خیانت مستولی گشت؛ عدل ناپیدا و جور هویدا؛ علم متروک و جهل مطلوب، راه راست بسته، و طریق ضلالت گشاده؛ صالحانٌ رنجور و نزار، طالحان [۱] فارغ و بزرگوار؛ تطاول و چپاول، طریقتی مرغوب و سنتی مطبوع گشت. این است که خانه موروثیمان ویران و خودمان نیز ذلیل و زبون بیگانگان‌گردیدیم. واعجبا! وحشیان اقطاع و بقاع عالم را، تلاعُب و تصاریف دهر [۲]، متنبّه ساخت و در سایه جوهر خرد و گوهر نفیس دانش پناهیدند و اکنون به قوّت علم و برکت دانایی، رایت [۳] تفوق برکاخ سپهژ رفعت برافراشتند و نام خود را به تهذیب و تربیت در اطراف جهانْ بلند نمودند و ما دولت قدیم شش هزار ساله نجیب را معدودی از وحشیان بی‌تمیز [۴] عالم شمرده می‌گیرند. عجب‌تر آنکه با این همه تباهی حال، هنوز به خواب خرگوشی آرمیده بودیم که از آواز عربده‌های هولناک دشمن و صدای مهیب فَزّع‌انگیز [۵] خصم، جمعی غیرتمندان وطن از خواب غفلت برجهیدند و از خیرگی و پیشقدمی آنها بیندیشیدند و در ضمن نشر صُحُف و رسائل [۶] به خطابه‌های بلیغه، هموطنان دور و نزدیک را از مَکاید [۷] دشمنان آگاه کردند و به تحصیل [۸] موجبات عروج ملت و دولت، تأکیدات فرمودند و به بیّنات بسیار و شواهد بی‌شمار به ارائه قرائن و آثار، بر همگی الزام و تَسجیل [۹] کردند که امروز، روز علاج و چاره‌جویی از فرایض ذمم [۱۰] عامه اهالی ایران زمین است و گرنه بیاید ما را وقتی که نه دست مقاومت باشد و نه پای‌گریز. الحق و الانصاف چون خالص و صادق بود، بس مفید و نافع گردید؛ چنان که در نقاط دور و نزدیک می‌بینم متعصبین ملت و دولت در تمهید حصول مقتضیات ترقی [۱۱] وطن، سعی جمیل مبذول می‌دارند و در اشاعه علم و تکمیل حِرّف و صنایع، به تأسیس اساس مدارس تعلیم و کارخانجات و ترویج امتعه داخلی و مانند آنها از صرف مال خطیر دریغ نمی‌کنند. از آن جمله جناب مجدت نصاب، قِواماً للشوکة و الاجلال [۱۲]، نباصرالملة والدین حباجی زین‌العابدین آقا تقی‌اُف [۱۳]، دام توفیقه العالی است که از نمره اول تجار عالَم و متموّلین دنیا به شمار می‌آید، در محل اقامت خود (بادکوبه) محض احسان به ضُعَفای ملت با مخارجی فوق‌العاده، کارخانجاتی عظیم‌البنیان بنیادکرده و نیز برای آگاه نمودن رؤسای روحانیین اسلام در هر جای ایران که باشند از فواید عمومی راجعه به ملت و دولت، اخبارات مجانیه می‌فرستند و در حقیقت به ابراز این خدمات نمایان به ملت و دولت، کارنامه فتوّت خود آراسته، و روزنامه شرف و سعادت را مُطرّز [۱] گردانید. بار الها! تو این ناصر ملت و دولت [۲] را پناهنده باش و به روح‌القدس [۳] او را تأیید فرمای و قابض ارواح [۴] را به استقبال خُصّماء [۵] او شتاب ده و در تشییدِ مبانی نصرتِ وطن، حریص‌ترگردان و تشکرات صمیمه و ادعیه مرا درباره او مؤثر و مُثمِر [۶] بدار و در جریده اعمال او ثواب مجاهدین ثبت فرمای و در «یومّ لایَنفعُ مالٌّ و لا بَنونَ» [۷] که همگی از فَزَع آن روز از پا افتاده‌اند، او را دستگیری‌کن. **پاورقی‌ها:** [۱] طه، ۵۵: شما را از زمین آفریدیم و به آن بازمی‌گردانیم و بار دیگر از آن بیرون می‌آوریم. [۲] هستی [۳] عظام بالیه و رمیمه: استخوان‌های پوسیده [۴] دوست داشتن میهن، نشانه ایمان است. [۵] حفظ [۶] جمع ذِمّه: تعهدات [۷] حمیت و عصبیت: غیرت و تعصب [۸] حظیره قدس: بهشت [۹] ساکنان [۱۰] لمس کردن [۱۱] مؤنث خسیس. پست [۱۲] فرورفتن [۱۳] مستی [۱۴] حیوانی [۱۵] نحسی، نامبارکی، شومی [۱] تبهکاران، بدکاران [۲] تلاعب و تصاریف دهر: بازیگری و گردش‌های روزگار [۳] پرچم [۴] بی‌تمیز: فاقد قدرت تشخیص [۵] ترسناک، هراسناک [۶] صُحف و رسائل: کتاب‌ها و نامه‌ها [۷] جمع مکیده: مکرها، خدعه‌ها [۸] به دست آوردن [۹] حکم دادن، ثابت‌کردن [۱۰] فرائض ذمم: تعهدات واجب [۱۱] تمهید حصول مقتضیات ترقی: فراهم کردن‌کسب زمینه‌های پیشرفت [۱۲] قِواماً للشوکة و الاجلال: مایه شوکت و جلال [۱۳] حاج زین‌العابدین تقی‌اف (زنده در ۱۳۳۷ ق)، از تجار نیکوکار و معروف ایرانی بود که در شهر باکو به استخراج و فروش نفت اشتغال داشت. او مردی بخشنده و روشن‌اندیش بود و با احداث کارخانه‌هایی در باکو ومدارس متعدد در آذربایجان و گیلان به حاتم طایی قفقاز وآذربایجان شهرت یافت. تقی‌اف با پول خود روزنامه فارسی‌زبان حبل‌المتین کلکته را برای مراجع، علما وفضلای نجف ارسال می‌کرد. پس از به قدرت رسیدن بلشویک‌ها در روسیه، وی به فعالیت‌های خود ادامه داد و دولت انقلابی جدید نیز متعرض او نشد. [۱] مطرزگردانید: زینت داد، مزین ساخت [۲] ناصر ملت و دولت: یاری‌کننده دین و دولت [۳] جبرئیل [۴] عزرائیل [۵] دشمنان [۶] نتیجه‌بخش [۷] شعراء، ۸۸: روزی که نه مال سود می‌دهد و نه فرزندان. * حبل‌المتین، س ۸، ش ۴، ۴ رجب ۱۳۱۸ ق، ص ۱۵ - ۱۶.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1279
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها