کنشگران / عالمان دینی
محمدیوسف ناجی
عالم دینی
خلاصه
متن با رد این دیدگاه که پادشاهی صرفاً نتیجه جبر و غلبه است، به تبیین سه نوع پادشاهی از منظر آیات و روایات میپردازد: پادشاهی انبیا و اوصیا، پادشاهی اختباری (آزمایشی) و پادشاهی جبری و غصبی. سپس، با تأکید بر اینکه پادشاهی حقیقی از آن انبیا و اوصیا است، به این نکته اشاره میکند که پادشاهیهای دیگر یا غصبی هستند یا از نوع اختباری. در ادامه، به شیعیان توصیه میشود که از پادشاهی که مطیع نبی و وصی باشد، اطاعت کنند و آن را پادشاهی اختباری مینامد. در پایان، بر واجب بودن دعا برای دوام دولت صفوی و پرهیز از بدگویی از آنان تأکید شده و اطاعت از اوامر پادشاهان را در امور موافق شرع جایز و در امور مخالف شرع، غیرجایز میداند و منکرین را به عبرتگیری و شکرگزاری از پادشاهان و علما فرا میخواند.
متن کامل گزارش
بر ضمایر اولیالالباب و الابصار و صاحبان فطرت و افکار، مخفی نماند که چون از بعضی اخوان دین شنید که: «پادشاهی را خدا نمیدهد و خدا را دخلی نیست، بلکه محض جبر و غلبه است»، بنابراین [۱] حقیر کثیرالتقصیر محمدیوسف ملقب به ناجی، به قدر وسع سعی نمود که شاید این معلوم شود از قول خدا و رسول و ائمه هدی علیهم السلام... تصرف مُلک به سه وجه باشد:
یکی: آن که ظاهر آیات بر آن دلالت دارد که مُلکْ برای انبیاء \[و] اوصیا باشد، چنان که به جناب سلیمان، علیه السلام، فرمود: «هذا عَطاؤُنا فَامتُن اَو اَمسِکْ بِغَیر حِسَاب» [۲].
دوم: مُلک اختباری [۳] و امتحان باشد، چنان که میفرماید: «اَلَم تَرَ الی الّذِی حَاجَ ابرَاهِیمَ فِی رَبِّهِ أن اتاهُ اللهُ المُلکَ» [۴].
سیّم: مُلک جبری و غصب، مثل قوله تعالی: «أَمْ لَهُم نَصیبٌ مِنَ المُلکِ فَاذا لا یُؤُتونَ النَّاسَ نَقیراً» [۵] ... پس، از این معلوم شد که، مُلک، کنایه از خلافت و امامت مراد است... پس بدان ای طالب حق! بنا بر آنچه گفته شد پادشاهی سه مرتبه دارد:
اولاً و بالذات، در هر عصری از اعصار، پادشاهی با حجت حقتعالی است - مثل انبیا و اوصیا علیهم السلام - خواه مردم خواهند و خواه نخواهند. هرگاه خواهند آن بزرگواران جبراً و قهراً، لکن جناب مقدس الهی مزد ایشان را در دنیا قرار نفرموده بلکه به آخرت انداخته و لهذا ایشان با خلق به مدارا سرکنند. و مؤیدات این معنی بسیار و ظاهر است، زیرا که جبر پای تکلیف را از میان بر میدارد... و اما مُلک و پادشاهی که غصب باشد و آن را جبر گویند، آن قایممقام نبوت است، که عبارت از خلافت و امامت باشد؛ خواه در حکمرانی از روی غلبه و جبر - مثل قضاوت و یا امامت نمازها - و یا پادشاهی- مثل بنوامیه و بنوعباس و پادشاهان روم و هند و ازبک - به اعتبار آن که خود را واجب الاتّباع میدانند...
به هر حال، بنا به فرموده جناب مقدس الهی: «یَومَ نَدعُوا کُلّ اُناس بِامامِهِم» [۶]، هر گروهی را با پیشوایان ایشان طلب نموده، به موجب حدیث شریف متفقالفریقین «اَلمَرءُ یُحشَرُ مَعَ مَن أَحَبَ» [۷]. حشر هر کس با امام و پیشوایش خواهد بود...
پس بنا بر این اخبار صدقآثار، هر طایفه با سرکردههای خود محشور، چه پادشاهان ذیشأن و امراء و سلاطین، و چه صدور و قضات، و چه علما و رعیّت، که هر یک آنچه نمودهاند از نیک و بد، رهین عمل خود داند و در این ظاهرْ کسی را خلافی نیست. پس پادشاهان شیعیان و امراء عدالتْ شعار و معاونانِ دین سیدِ ابرار و شیعیانِ حیدر کرّار، با ائمه اطهار، صلوات الله عَلَیهم، حشرشان خواهد بود... پس از تمهید این مقدمه، ظاهر شد که اصل فرمانفرمایی از انبیا و اوصیا است. پادشاهی از ایشان است...، و ثانیاً یا جبر و غصب است یا اختبار و آزمایش. پس اولی در اهل اسلام جاری است وقتی که وصیّ ظاهری باشد، هر چند ثانی نیز چنین است. و اما ثانی، در اهل اسلام و کفر هر دو جاری است. پس تمییز اینها به ایمان و اعمال هر یک ظاهر میشود. و این دو قشون ظلمت و نور تا ظهور قائم(ع) برپاست و با هم در جنگ و جدلند.
پس، از این معنی غافل نباشند شیعیان سعادتمآل، مثلاً اگر پادشاه اطاعت نبی و وصی مینماید، او را باز به منصب خود وامیدارند؛ زیرا که هر مملکتی ناچار است از سرکرده از بَرّ یا فاجر [۸] ... و اگر اطاعت نکند، اورا معزول و در عوض دیگری را وا میدارند. و این پادشاهی را پادشاهی اختباریگویند؛ مثل آن که قوه جهل هرگاه در مُلک بدن اطاعت عقل نماید و محکوم حکم او باشد و فرمان پذیرد، قوه جهل باز فرمانفرمای بدن است؛ اما به تدبیر عقل که زیادهروی نکند. پس این معنی را عدالت گویند و اگر خلاف این باشد او را جابر و ظالم، گویند، چنان که در متعارفات این سخن جاری است... پس بر شیعیان سعادتمآل و موالیان حیدر کرار وآل، صلی الله علیه وآله، مخفی نخواهد بود خواندن پادشاه دینپناه جنتآرامگاه، شاه اسماعیل ماضی، «جَعَلَ اللهُ الجَنَّةَ مَأویْهُ» [۹]، و اولاد آن جناب، مردم را به سوی ولایات [۱۰] ایشان و انتشار فضل آن بزرگواران، خود ظاهر است و کسی را گمان نشود که ممکن است از آن سیصد و سیزده تن بوده باشند مهدیان... آنها هم مهدیاند و هم حکام از جانب امام علیه السلام... بر همگان واجب و لازم باشد دعای دوام دولت ابد مدت این طبقه علیّه عالیه، «شَدّدَ اللهُ تَعالی دَولَتَهُم و أیدَهُم بِنَصر اللهِ و وَفْقَهُم بِالخَیراتِ بتوفیق اللهِ تَعالی لِلدّنیا و الآخرَةِ» [۱۱] و احتراز از بدگویی و غیبت ایشان باید نمود... پس دوستان و عزیزان در این اخبار صدقآثار ملاحظه نموده عبرت گیرند و ملاحظه نمایند که با وجود این اخبار صدقآثار، گنجایش انکار این سلسله علیّه نتوان نمود... بر ملازمان آن بزرگواران، ظاهر و هویدا باشد که اطاعت اوامر پادشاهان و نواهی آنان به دو نوع است: یکی جایز و دیگری نه. اما جایز، پس آن امری است بر اوامر الهی و نهی است از منهیات الهی. در این، کسی را از اهل اسلام گمان نیست که خلاف داشته. اینها واجب است بر هر کس شنیدن و اطاعت کردن آن و همچنین در امور مباحیّات و سنتّیها، اطاعت ایشان لازم بلکه در بعضی اوقات در مکروهات نیز جاری تواند بود. و اما در منهیات نیز به دستور که نهی را قبول و اطاعت باید کرد در برابر آنچه مذکور شده.
و اما آن که جایز نیست اطاعت امر ایشان، بر معصیت خدا و نهی ایشان از اطاعت خدا، این دو صورت بیصورت است. باید این کس قبول نکند و اطاعت ننماید و ایشان هم شیعیان را به این مکلف نفرمایند.
بدانند منکرین که پادشاهان را خدا میگمارد و خدا میدهد و الا همه کس میخواهد و به دست کسی نمیآید. پس مردم عبرت گیرند و شکر پادشاهان و علماء خود نمایند تا عاقبت بخیر شوند که «و العاقِبَةُ لِلمُتَّقِینَ» [۱۲].
**پاورقیها:**
[۱] در اصل: بنا بر این به خاطر
[۲] سوره مبارکه ص، آیه شریفه ۳۹: این عطای بیحساب ماست، خواهی آن را ببخش و خواهی نگه دار.
[۳] اختبار: آزمون الهی برای معلوم شدن درجه صدق بنده.
[۴] سوره مبارکه بقره، آیه شریفه ۲۵۸: آیا آن کسی را که خدا به او پادشاهی ارزانی کرده بود ندیدی که با ابراهیم درباره پروردگارش محاجّه میکرد؟
[۵] سوره مبارکه نساء، آیه شریفه ۵۳: یا از پادشاهی نصیبی بردهاند؟ که در این صورت به قدر آن گودی که بر پشت هسته خرماست به مردم سودی نمیرسانند.
[۶] سوره مبارکه اسراء، آیه شریفه ۷۱: روزی که هر گروه از مردم را به پیشوایانشان بخوانیم.
[۷] انسان با کسی که بیشتر دوست دارد محشور میشود.
[۸] اشاره است به کلام امیرمؤمنان(ع): که میفرماید: مردم ناگزیرند از داشتن امیری، خواه نیکوکار یا بدکار باشد. نهجالبلاغه، خطبه ۴۰ / ۲
[۹] خداوند مسکن ایشان را در بهشت قرار دهد.
[۱۰] جمع ولایت: ریاست، حکومت
[۱] خداوند متعال دولت ایشان را تقویت کند و به یاریش آنها را مؤید گرداند و موفق کند آنان را به انجام نیکیها در دنیا و آخرت به توفیق خداوند متعال.
[۱۲] سوره مبارکه اعراف، آیه شریفه۱۲۸: سرانجامِ نیک از آنِ پرهیزکاران است.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1127
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: رساله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عموم مسلمانان، شیعیان