متن با طرح این پرسش آغاز میشود که آیا مشروطه صرفاً یک نام است یا معنای عمیقتری دارد. سپس به تعریف مشروطیت به عنوان تحدید حدود دولت، تعیین حقوق افراد و اجرای قانون مساوات میپردازد و وضعیت موجود را که در آن حقوق مردم محفوظ نیست و مدعیان حق مورد اتهام قرار میگیرند، نقد میکند. در ادامه، مشروطه را معادل مسلمانی و رعایت حقوق دیگران میداند و بر لزوم تبعیت از حقوق معین شده توسط شارع مقدس تأکید میکند. در بخش بعدی، نویسنده به تبیین «تکلیف امروزه ما» میپردازد و با تمثیل نماز، آزادی را مشروط به عدم اضرار به غیر و رعایت قانون میداند. در پایان، تفاوت آزادی در دوران استبداد (محدود به قوانین ظالمانه) و مشروطه (محدود به قانون شریف و عدالت) را بیان میکند و تأکید دارد که مستبدین که به آزادی مطلق عادت کردهاند، در برابر قانون مقاومت میکنند، اما باید به هر طریق ممکن آنها را تابع قانون کرد.