کنشگران / عالمان دینی
مردم کاشان
عالم دینی
خلاصه
متن با ستایش از سید جمالالدین اصفهانی به عنوان رهبر فکری مشروطیت آغاز میشود. سپس به شرح جنایات نایب حسین کاشی و گروهش در کاشان میپردازد که شامل سرقت، غارت، قتل و هتک ناموس مردم بوده است. اشاره میشود که علمای کاشان حکم محارب بودن نایب و اتباعش را صادر کردهاند و او پس از فرار به قم، در حرم متحصن شده است. نویسنده از بیخبری اهالی تهران از وضعیت کاشان گلایه میکند و خواستار رسیدگی جدی به این موضوع و مجازات نایب حسین کاشی میشود. در پایان، از سید جمالالدین اصفهانی درخواست میشود که با همکاری انجمن کاشانیان، برای رفع شر این اشرار اقدام کند تا امنیت به منطقه بازگردد.
متن کامل گزارش
خدمت ذیشرافت جناب مستطاب ادیب فرزانه و فاضل یگانه، وطنخواه غیور با حمیّت آقای آسید جمالالدین \[اصفهانی\] واعظ دامت برکاته.
عقلای مملکت برای رفع ظلم، وسایط و وسایل انگیخته، مال دادند، جان فدا کردند، مملکت را مشروطه نمودند. سردفتر عقلا و اول شخص با درایت که اهالی را از تیه[۱] ضلالت و ذلت به شاهراه هدایت و عزت رسانیده، حضرت عالی هستید. ظالمین و مستبدین قدیمه که پوست و گوشتشان از خون مردم بیچاره پرورده است، چگونه تغییر مسلک و رفتار میدهند؟ از جمله نایب حسین کاشی پشت مشهدی که مدتهاست جمعی سارقین را دور خود جمع نموده، سرّاَ و جهرآ[۲] مال مردمی را میبردند و ابقا بر جان و ناموس اهالی نمیکردند، تا اینکه اهالی به ستوه آمده، قریب بیست روز تعطیل کرده، عموم علما و اعیان و تجار و کسبه، عقب شغل و کسب نرفته، تظلماتکتبی و تلگرافی عدیده \[به طهران کردند و\] تمام علمای کاشان حکم قطعی مبنی بر محارب بودن و قتل نایب و اتباعش دادند. حکومت هم اقدامات وافیه نمود، سرباز هم از تهران رسید. \[نایب حسین\] جای توقف ندید، در زاویه مقدسه قم رفته متحصن شد و مشغول نوشتن عریضهجات است.
معلوم است، نوشتن عریضه، یک صفحهکاغذ و پنج شاهی اجرت پُستْ زحمتی ندارد؛ چنان که مردمان کاشان از نالههای جانسوز اهالی سرحد آذربایجان و نقاط دیگر خبر ندارند، اهالی تهران هم از ناله اهالی کاشان بی خبرند که پنجاه سال است از دست نایب چه کشیدهایم؟ شب عموم اهالی در خانه خواب نداشته؛ اقویا[۳] به واسطه کثرت جمعیت، خانه خود را نگاهداری میکردند \[ولی\] به محض غفلت، خانهشان را غارت میکردند و روز از متوسطین، پول و غیره آشکارا میگرفته، از دکاکین بازار آنچه میخواستند بدون قیمت میبردند \[و\] صاحب مال، نَفَس نمیتوانستکشید. اگر یک نفر نمیداد با انواع مختلف او را صدمه میزد.
مکرر در سنوات ماضیه[۴] سی سوار یا بیشتر از کشیک خانه، مأمورِ گرفتاری نایب شده، به واسطه استعداد و دشت و کوه داشتن نتوانستند دستگیرش نمایند. علناً در حضور علما و مجتهدین، کفر و ناسزا به ائمه علیهمالسلام میگفت و به خالق بد میگفت. سن خودش در اواخر اقتضا نداشت، هشت نفر، نُه نفر پسر جوان و بستگان \[او\]، زن مردم را \[ با خود\] میکشیدند، شوهرش قادر به اظهار تظلم نبود. عبدالوهاب نام راکه سر از اطاعت او پیچید، یکی از بستگان نایب اکبر نام، او را با تیر در سه ماه قبل کشت و آن بیچاره فوری گلوله خورد و مرد. چون ورثه مقتول بیبضاعت بودند نتوانستند اظهاری بکنند. به حکومت هم اظهار شد جرأت اقدام نکرد و درصدد برنیامد. همچنین قاسم نام پشت مشهدی را برای یک مرغ، بدون جهت مقتول ساخت و جمعی دیگر از مسلمین را در این مدت کشته است و بر جان و عِرض و ناموس احدی ابقا نکرده. این اعمال نایب و اتباعش است. بعد از آن که دولت مشروطه شد و مردم جرأت اجتماع کردند، بعد از بیست هزار تومان خسارت به اهالی کاشان وارد شدن به قم فرارکرده، چون رسیدگی در کار نیست، شاید به وسیله چهار عریضه مجعول و گذاردن ورقه قرآن جوف عریضه، امر بر اولیای امور مشتبه شود. از خداوند و از جنابعالی مسئلت داریم چه شود که یک نفر \[به\]کاشان بیاید مطالبی که به چهار نفر شاهد، ثابت میشود از تمام طبقات تحقیق نماید، هرگاه هشتاد هزار نفر اهل شهر و هشتاد هزار نفر از توابع کاشان شهادت دادند که نایب و اتباعش بر جان و مال و ناموس مردم ابقاء نکرده، حکم شود از توی صحن مقدس او را به حکم قانون خارج و مجازات بدهند و خاطر صد و پنجاه هزار نفر مسلمان را از اضطراب بیرون بیاورند.
این عریضه به اسم و رسم عرض کردهایم که در حکم سایر عرایض مهمّه محسوب نشود و خاطر مبارک عالی که قائد و راهنمای مملکت اسلام هستید، مستحضر باشد دو ماه است که نایب و اتباعش، که بعضی در قم و بعضی در حبس حکومت کاشان است، چنان که شبی ده بیست خانه دزدی میشد، در این دو ماهه شنیده نشده است. دیناری مال کسی را نبردهاند.
این است شرح حال بیچارگان، دیگر بسته به نوعپرستی حضرتعالی است. امید استکه با انجمن کاشانیان همدست شده، رفع شر این اشرار را از این اهالی فقیر بیچاره بنمایید که سالهای متمادی اهالی در مهد امن و راحت باشند و دعاگوی آن وجود محترم. موافق همین عریضه به سایر انجمنها و اَقایان عرض شده است.
**پاورقیها:**
[۱] بیابان
[۲] پنهانی و آشکارا
[۳] جمع قوی: قدرتمندان
[۴] سالهای گذشته
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1286
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: نامه خصوصی
قالب کنش: نامه
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: جمال الدین نجفی اصفهانی، انجمن کاشان
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار