کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

وجود فرمانروا برای انتظام امور جامعه ضروری است، حتی اگر ظالم باشد، زیرا ظلم یک حاکم بهتر از هرج و مرج ناشی از نبود حاکم است. اطاعت از فرمانروا، چه عادل و چه جائر، به دلیل دفع ضرر و حفظ نظم، طاعت الهی محسوب می‌شود. در ادامه، با استناد به حدیثی از حضرت ابراهیم (ع) که به امر الهی پادشاه کافری را تعظیم کرد، بر لزوم تعظیم و اطاعت از حاکم، حتی اگر کافر باشد، تأکید می‌شود. در نهایت، وجود حاکم ستمگر را بر نبود حاکم و هرج و مرج ترجیح می‌دهد.

متن کامل گزارش
تعیین هر امت و قومی امام و پیشوایی از برای خود، باعث نظام احوال و انتظام امور ایشان می‌گردد؛ چه، ظاهر است که هیچ جمعیتی بی‌فرمانفرمایی که همه مطیع و منقاد او باشند و از سخن [۱] و صلاح او تجاوز ننمایند - خواه عادل و خواه، جائر - منتظم نتواند شد؛ و اگر نه هر یک بر وفق هوی و هوس خود سلوک نمایند و در اندک فرصتی هرج و مرج شود و همه پراکنده و متفرق شوند. پس باید که فرمانفرمایی باشد که همه از او ترس و بیم داشته باشند و از خوف او تعدی زیاد نکنند و هر چند او ظالم باشد، وجود او بهتر است از این که در اصل حاکمی نباشد؛ چه، ظلم یک کس هر چه باشد برابری با مفاسد هرج و مرج نکند، و بر تقدیری که با یکدیگر [دارند] به عدل و انصاف سلوک نمایند. معلوم است که هر قومی که حاکمی نداشته باشند و در ظل حمایت فرمانفرمایی نباشند، از اطراف و اکناف قصد تاراج و غارت ایشان کنند و معارضه و مقاتله با ایشان، بی حاکم و فرمانفرما صورت نبندد. اگر مراد [از تعظیم امام]، مطلق پیشوایی و فرمانفرمایی باشد، مراد به تعظیم امامت، تعظیم امام است و «بودن تعظیم هر فرمانفرمایی از جمله طاعت و فرمانبرداری حق تعالی»، به اعتبار این است که به سبب آن، دفع اذیت و ضر او از این کس شود و اگر منافی آن به عمل آید، مظنّه ضرر است. پس به آن اعتبار، تعظیم هر فرمانفرمایی- خواه مسلمان و خواه کافر - طاعت است؛ و اگر مؤمن باشد و حمایت و حراست مؤمنین کند، ظاهر است که تعظیم او و دعای او طاعتی است عظیم؛ زیرا که وجود چنین فرمانفرمایی، خیر محض و محض خیر است و نفعی است عام از برای مؤمنین که بر وجود هیچ مؤمنی آن نفع مترتّب نتواند شد؛ بلکه اگر مؤمن هم نباشد اما حفظ و حراست مؤمنین کند؛ و اگر او نباشد مظنه تسلط ظالمی بر مؤمنین باشد، دور نیست که تعظیم و دعای او از آن راه، خوب و طاعت باشد. و در حدیث وارد شده که وقتی نمرود، حضرت ابراهیم علی نبیّنا علیه الصّلوة و السّلام را از مُلک خود بیرون کرد و آن حضرت به مُلک پادشاه دیگر عراده نام رسید - و حکایت آن طولی دارد - بعد از آن که از مُلک او بیرون می‌رفت به طرف شام، عراده به مشایعت آن حضرت بیرون آمد و با آن که کافر بود، چون معجزه از آن حضرت مشاهده کرده بود، از برای تعظیم آن حضرتْ در عقب آن حضرت می‌رفت. پس وحی رسید به آن حضرت که بایست و پیشاپیش این جبار متسلّط مرو و او را پیش کن و تو از عقب او برو. پس به درستی که او سلطنت دارد و ناچار است از سلطنتی در زمین، نیکوکار یا بدکردار. پس آن حضرت ایستاد و فرمود به پادشاه که پیش برو. به درستی که پرودگار من وحی فرستاد به سوی من در این ساعت که تعظیم کنم تو را و مقدّم دارم پیشاپیش خود و بروم عقب تو از برای اِجلال تو. و هرگاه مِثل حضرت ابراهیم پیغمبری عظیم‌الشأن باید که تعظیم پادشاه کافری بکند و پیشاپیش او نرود، پس دیگران و پادشاهان بر آن، قیاس خواهند شد. مراد این است که پادشاه و حاکم در هر ولایت، هر چند بسیار ستم‌کننده و ظالم باشد بهتر است از این که فرمانفرما و حاکمی نباشد؛ زیرا که ظلم یک کس- هر چند بسیار باشد - سهل باشد نسبت به آن که فرمانفرما و حاکم نباشد؛ چرا، که آن، سبب هرج و مرج می‌شود و هر که را قدرتی بر فتنه و شرّی باشد، آن را پیش گیرد و فتنه، دائمی گردد. [۲] **پاورقی‌ها:** [۱] در اصل: زندان [۲] شرح غررالحکم ...، ج ۱، ص ۲۷۴ - ۲۷۶؛ اندیشه‌های سیاسی جمال الدین محمد خوانساری، ص ۴۶. شرح غررالحکم، ج۶. ص۲۳۶.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1117
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: رساله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: عموم مسلمانان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها