کنشگران / عالمان دینی
سیدجلال الدین کاشانی (موید الاسلام)
روزنامه نگار
خلاصه

متن با اشاره به خیرخواهی دولت بریتانیا، به بررسی قدرت نظامی و غرور دولت‌های غربی می‌پردازد و پیش‌بینی می‌کند که این قدرت روزی به کار گرفته شده و باعث ناامنی و تفرقه در میان انسان‌ها خواهد شد. در ادامه، حرص و طمع بریتانیا در حفظ هندوستان را مورد نقد قرار می‌دهد و بیان می‌کند که حفظ این سرزمین عظیم با جمعیت سیصد میلیونی، نیازمند وسایلی فراتر از مرزبندی‌های نظامی است. نویسنده تاکید می‌کند که بستن سرحدات قلوب هندیان، محکم‌تر از سدهای فولادی و قوی‌تر از افواج نظامی است و ملت هند به راحتی در اقلیت بریتانیا فنا نخواهد شد، بلکه مانند سلاطین مغول، فاتحان را در خود هضم خواهد کرد. در بخش بعدی، به سیاست‌های غلط بریتانیا در ایجاد رعب و دوری از معاشرت با هندیان اشاره می‌کند که باعث تنفر رعایا می‌شود. در پایان، راهکار برقراری دوستی و یگانگی را در برداشتن امتیازات، استفاده از زبان وطنی هندیان در امور ملکی و ملتی، و آموزش علوم جدید به زبان مادری در مدارس عمومی می‌داند و پیش‌بینی می‌کند که اگر این توصیه‌ها نادیده گرفته شوند، روزی پشیمانی به بار خواهد آورد.

متن کامل گزارش
نظر به خیرخواهی دولت برطانیه [۱] که ملت فاتح و غالب و مغلوب فی‌الافراد هند است می‌گویم بلاشبهه [۲]، این جمعیت و استعداد و قابلیت و آمادگی سپاه و سلاح و آلات و ادوات دول غربیّه که از کثرت غرور و نخوت در پوست خود نمی‌گنجند و همیشه چون پلنگ خشمگین و شیر غرّان [۳] در همهمه و دمدمه‌اند روزی رسد که این استعداد و آمادگی سلاح و سپاه به کار برده شود و باعث تَزعزُع [۴] و تَخلخُل [۵] امنیت و امان و علت انشتات [۶] و تفرقه نوع انسان گردد. حرص و طمع و چقد و حسد این گروه، گاهی مشتعل می‌شود که سلطه و استیلا و سلطنت دولت برطانیه را در بهترین حِصَص [۷] عالم و نیکوترین اراضی دنیا یعنی هندوستان مشاهده می‌کند. البته نگاهداری این مملکت عظیم و ملت بزرگ که کم از سیصد میلیان [۸] نفوس است در برابر دشمنان قوی و جَری [۹]، وسایلی بزرگ و وسایطی عظیم‌تر از این می‌خواهد که اینک دولت برطانیه در جبل طارق و عدن و سقوطره [۱۰] و غیره و غیره سرحدبندی [۱۱] می‌کند. آن بستن سرحدات، قلوب باشندگان هند است که از صدها سد فولاد، محکم [تر] و از هزارها افواج و آنواپ [۱۲] و جهازات جنگی، اقوی [۱۳] و بهتر است. ازدحام و جمعیتی چون ملت هندیه بسی مشکل است که فنای در شرذمه [۱۴] قلیلی چون ملت برطانیه گردد، بلکه هزارها مثل آن‌گروه و طوایف را بلعیده، فنای فی الخویش و در لباس خود جلوه‌گر نموده‌اند. چنانچه سلاطین مغولیّه [۱۵] که فاتح و غالب بودند، آخر فنای فی‌المغلوب و در لباس هندیان جلوه‌گر شدند. این نکته اهمّ و مسئله بزرگ و مطلب مهم را هنوز ارباب حل و عقد [۱۶] دولت برطانیه شیوه نکرده بلکه خلاف وی [۱] که نیز ازجمله سیاست آنی در نگاهداری حال است [۱] اختیار نموده‌اند. چون رعب و خوف و هیبت و عدم معاشرت و اجنبیّت و بُعد چوار [۲] و دوری از مجالس و امتیاز در هر چیز، از مناصب و ملازمت و مُشاهره [۳] و مواجب و غیره و غیره حتی درگرفتن دوا از شفاخانه [۴] ها ظاهر است که خوف و رعب هیبت، در چنین ملت بزرگ، تا زمان قوت و سلطه و استیلای امت فاتح است؛ و چون زمانه، اندک تزعزع و تخلخلی در امت فاتح آرد، ملت مغلوب چون مرغانٍ محصور، آرزوی پرواز از قفس خواهند نمود. محبت و ارتباط و سلسلة الفت و اتحاد چنان است که وحشیان را رام و اگر از دامّش برهانی یا از مکانش به درکنی خود سوی محبّ و ملطّف [۵] رجوع می‌کند. محبت و الفت و یگانگی و اتحاد و دوستی و هواخواهی اهل هند مر دولت برطانیه را گاهی محکم و استوارگرددکه امتیاز از میان ملت انگریزیه و امت هندیه برداشته شود و امتیاز وقتی، برداشته می‌شود که معاشرت به طرز بیگانگی نباشد. سلطنت و حکمرانی، خود بالفطره بزرگی و برتری را دارد و رعب و خوف در قلوب عامه ساری، است؛ زاید بر آن باعث تنفر رعایاً [۶] ست. آن رایحه دوئیت [۷] و بیگانگی، زمانی برداشته خواهد شدکه تمام امورات مُلکی و ملتی و حلّ و عقد عداوات [۸] به زبانٍ وطنی اهل هند [بیان شود] و انگریزان [۹]، برادرانه چون سایرین در خلأ و ملأ به زبان ایشان [۱۰] تکلم‌کند و در مدارس عمومیه، علوم جدید را به زبان مادری‌شان تعلیم فرمایند. بلاشبهه، بعد از این همه خدماتِ گورنمنت [۱۱] هند، چون دوستی و یگانگی و آلفت و مساوات را اهل هند بینند، جان خود را فدا و مال خویش را بلاگردان این افراد، یعنی ملت برطانیه خواهند نمود. اگرچه این وقت، رأی ما ظاهربینان غیرمآل‌اندیش [!] را سفسطه [۱۲] و دمدمه [۱۳] خواهند نمود [۱۴] و از نظر عبرت نخواهند [۱۵] دید، ولی چون روزگار تربیت‌کند و چرخ، واژگونه گردد و زمانه ناهموار رود، آن وقت مطالب ما را مصدّق خواهند بود [۱۶] [و] کف افسوس خواهند مالید [۱۷]. **پاورقی‌ها:** [۱] بریتانیا [۲] بدون شک. در اصل: بلاشبه [۳] در اصل: عزبان [۴] تزلزل [۵] از میان رفتن [۶] پراکندگی، در اصل: انشطاط [۷] جمع حصه: قسمت‌ها، بخش‌ها [۸] میلیون [۹] گستاخ، دلیر [۱۰] همان جزیره اسکوطره در دریای عمان در جنوب شبه‌جزیره عربستان و از جزایر اقیانوس هند است. [۱۱] مرزبندی [۱۲] توپ‌ها [۱۳] قوی‌تر [۱۴] گروهی از مردم [۱۵] در اصل: شغلیه، منظور، دولت بابری با تیموری هند است. [۱۶] ارباب حل و عقد: کارشناسان [۱] سیاست آنی در نگاهداری حال است: منظور سیاست فعلی در نگهداری وضع موجود است. [۲] دوری همسایگی [۳] اجرت ماهیانه، شهریه [۴] داروخانه [۵] محب و ملطف: دوستدار و لطف‌کننده [۶] جمع رعیت: مردم [۷] رایحه دوئیت: بوی دوگانگی و تفرقه [۸] خصومت‌ها، در اصل: عدالات [۹] انگلیسی‌ها [۱۰] در اصل: اوشان [۱۱] واژه‌ای انگلیسی به معنی حکومت [۱۲] در اصل: سفسفه [۱۳] حیله، افسون، قریب [۱۴] نمودن: وانمودن کردن، نشان دادن [۱۵] در اصل: خواهند [۱۶] مصدق خواهند بود: تصدیق خواهند کرد [۱۷] حبل‌المتین، س ۱، ش ۱، ۱ رجب ۱۳۱۱ ق، ص ۷-۸.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1272
برهه تاریخی: نهضت تحریم توتون و تنباکو
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران، دولت انگلستان
حاکم زمان: ناصر الدین شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها