متن با اشاره به خیرخواهی دولت بریتانیا، به بررسی قدرت نظامی و غرور دولتهای غربی میپردازد و پیشبینی میکند که این قدرت روزی به کار گرفته شده و باعث ناامنی و تفرقه در میان انسانها خواهد شد. در ادامه، حرص و طمع بریتانیا در حفظ هندوستان را مورد نقد قرار میدهد و بیان میکند که حفظ این سرزمین عظیم با جمعیت سیصد میلیونی، نیازمند وسایلی فراتر از مرزبندیهای نظامی است. نویسنده تاکید میکند که بستن سرحدات قلوب هندیان، محکمتر از سدهای فولادی و قویتر از افواج نظامی است و ملت هند به راحتی در اقلیت بریتانیا فنا نخواهد شد، بلکه مانند سلاطین مغول، فاتحان را در خود هضم خواهد کرد. در بخش بعدی، به سیاستهای غلط بریتانیا در ایجاد رعب و دوری از معاشرت با هندیان اشاره میکند که باعث تنفر رعایا میشود. در پایان، راهکار برقراری دوستی و یگانگی را در برداشتن امتیازات، استفاده از زبان وطنی هندیان در امور ملکی و ملتی، و آموزش علوم جدید به زبان مادری در مدارس عمومی میداند و پیشبینی میکند که اگر این توصیهها نادیده گرفته شوند، روزی پشیمانی به بار خواهد آورد.