کنشگران / عالمان دینی
خلاصه

این شعر به نفاق و فریبکاری گروه‌های مختلف جامعه می‌پردازد. در ابتدا، واعظان و ملایان را به بیهوده‌گویی و تمایز نادرست حق از باطل متهم می‌کند. سپس، زاهدان را به ریاکاری در نماز و صوفیان را به شور و وجد ظاهری در خانقاه‌ها نقد می‌کند. در ادامه، قاضیان، واسطه‌ها، مفتیان، حاکمان، محتسبان، میرزاها و مستوفیان را به ظلم، رشوه، مکر و سوءاستفاده از موقعیت خود متهم می‌کند. در پایان، شاعر با مشاهده این فساد و ظلم، از مردم کناره‌گیری کرده و به خدا پناه می‌برد.

متن کامل گزارش
واعظ به منبر آمد و بیهوده ساز کرد در حق هر گروه سر حرف باز کرد ملا به مَدْرَس [۱] آمد و درس دقیق گفت حق را ز غیر حق به گمان امتیاز کرد خالی در معرفت چو ریاست‌پناه شد انکار بر معارف ارباب راز کرد زاهد ز انتظار نعیم [۲] بهشت ماند عاید نماز را به تکلف [۳] دراز کرد مغرور شد به عزت تقدیم [۴] در نماز آن جاه‌دوست کو به امامت نماز کرد صوفی به خانقاه درآمد به وجد و شور جمع مرید را به لقا سرفراز کرد بر مسند محل که قاضی چوپا نهاد دست نهفته‌گیر به هر سو دراز کرد آن‌کو میان قاضی و خَصْمَین [۵] واسطه است بنهاد دام مکر و سر حیله باز کرد فتوی‌پناه هیچ‌مدانِ عمامه‌کوه بر وفق مدعای کسان مکر ساز کرد حاکم چو بر سریر حکومت قرار یافت بر بی‌کسان شهر درِ ظلم باز کرد رشوت گرفت محتسب [۶] و نرخ را فزود از لقمه حرام درِ عیش باز کرد کوتاه کرد دست فقیران ز مال وقف آن میرزا [۷] که دست تصدی دراز کرد مستوفی [۸] از زبان قلم حرف می‌زند خود داند و خدا سر دفتر چو باز کرد «فیض» از فریب شعبده اهل روزگار دانا چو دید روی زمین را گرفت ظلم کُنجی خزید و در به رخ خود فراز کرد [۹] با حق پناه برد و زخلق احتراز کرد [۱۰] **پاورقی‌ها:** [۱] محل درس [۲] نعمت [۳] خود را بی‌جهت به زحمت انداختن [۴] جلو انداختن [۵] دو دشمن [۶] مأمور رسیدگی به اجرای احکام شرعی، نظارت بر کار مردم بازار و کوی و برزن، منع کاسبان از امور غیرشرعی و تقلبات، و جلوگیری از کارهای خلاف شرع. [۷] منشی و حسابدار [۸] مسئول امور مالیاتی [۹] فراز کردن: بستن [۱۰] دیوان کامل فیض کاشانی، ص ۲۱۶ و ۲۱۷.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1090
برهه تاریخی: استقرار حکومت صفویان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: شعر
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران

موضوعات و دسته‌بندی‌ها