کنشگران / عالمان دینی
معتمد الاسلام رشتی
عالم دینی
خلاصه
متن با تبیین این اصل آغاز میشود که هر سرزمینی دارای ثروت است و انسانها حق بهرهمندی از آن را دارند. سپس به اهمیت اجتماع و اتحاد در پیشرفت انسان اشاره میکند و بیان میدارد که انسان در حالت انفرادی ضعیف و ناتوان است، اما با اجتماع و همکاری میتواند بر طبیعت مسلط شود و از ثروتهای آن بهرهمند گردد. در ادامه، بر لزوم وجود یک حکومت منظم و قانونمند برای استحکام اجتماع و پیشرفت تمدن تأکید میشود. نویسنده توضیح میدهد که در چنین حکومتی، قوانین باید عادلانه باشند، حقوق افراد مساوی و حدود شخصی مشخص باشد و مردم احساس مالکیت بر دستاوردهای خود داشته باشند. در پایان، با اشاره به موهبت شاهنشاه عادل و توجهات علمای اعلام، بر لزوم تحصیل علم و رسیدن به اوج عزت و تمدن تأکید شده و هشدار داده میشود که برای حفظ این دستاوردها، باید هوشیار بود.
متن کامل گزارش
قانون طبیعی حکم میکند هر قطعه از قطعات ارضیه که محل زیست بنی آدم است خالی از ثروت نیست و آدم آن محل، از این لقمه بی حق نمیباشد؛ زیرا اولا، لازم و ملزوم یکدیگرند؛ ثانیاً، تکوّن وی برای رفع ضرورت انسان است؛ ثالثاً، کشف و تکمیل او در حیطه تسلط انسانی است. پس انسان وقتی دارای این قدرت و تسلط میشود و کشف ثروت مینماید، قوای ارضیه را مطیع خود میسازد و از مکنونات برّی و بحری[۱]، مطلع و اخذ نتیجه میکند؛ بلکه پی به تغییرات سماوی میبرد [که]: اولا، هیئتِ اجتماع بسته، در اجتماع [باز؟] عقد اتصال و اتحاد ببندد. چنانچه مشخص است با این قدرت و تسلطی که در انسان فطری است، هرگاه در حالت انفراد تصور نماییم؛ ذلیل، بیچاره، مغلوب حیوانات و مقهور طبیعت [بوده و] از هر حیوانِ عاجزٌ عاجزتر است، آنی نمیتواند زندگی نماید؛ زیرا هر حیوانی در عالَم خود، مستغنی و برای مدافعه آلت طبیعی دارد جز انسان. پس این سعادت و تسلط از برکت اجتماع است و باید لوازم و شرایط اجتماع را محکم کرد.
محقق است اجتماع محکم نمیشود، شیرازه اتصال مستحکم نمیگردد، اساس منظم نمیباشد، حدود محدود نمیشود، تمدن ترقی نمیکند، اخلاق تصفیه نمیگردد، منزل آباد نمیشود مگر اینکه سلسله[۲] در تحت حکومتِ اجباری منتظمه باشد.
به این معنی، تنظیمات اساسی سلسله با قانون عدل اداره و منظم گردد، احکامات راجع به سلسله از روی قانون باشد، تحدید حدود شخصی بشود، افراد سلسله در حقوق و حدود مساوی و در سیاست برابر باشند، برتری و تفاوت آنها به همدیگر در احترامات باشد نه در احکامات، عنوان سلسله بالنسبه به ملک مالکیتگردد نه رعیتی[۳]. خلاصه مطمئن گردیده بدانندکه هر آبادی میکنند در ملک خودشان است، حاصل زحمتشان به خودشان خواهد رسید، کشف ثروت طبیعی نمایند کسی از دستشان نخواهدگرفت، هرگونه فلاحت علمی مفید بنمایند خودشان نتیجه خواهند برد، تحصیل علم نمایند بی نتیجه نخواهد شد. به عبارت آخری سلسله هستند در تحت حکم حکومت مشروطه آزاد محدود به قانون، چنانچه امروز آن سلسله با سعادت به مرحله عالی رسیده. بحمدالله مائیم که از موهبت شاهنشاه عادل جوان بخت[۴] خلّدالله ملکه و سلطانه و از توجهات کاملانه علمای اعلام، بعد از این باید در این دبستان آدمیت تحصیل نمائیم و در ظل و سایه شهریاری، به اوج عزت و تمدن برسیم و دارای ثروت خداداد خودگردیم. در این صورت لازم است خود را از کثافات سابق منزه نموده، سراپا هوشگردیده، بدانیم که برای این خاتم سلیمانی که به ما عنایت گردیده هزاران اهریمن در کمین است.
**پاورقیها:**
[۱] مکنونات بزی و بحری: گنجهای پنهان زمینی و دریایی
[۲] به معنی نظام، اجتماع
[۳] کذا فی الاصل
[۴] منظور محمدعلی شاه قاجار است.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1286
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار