کنشگران / عالمان دینی
ادیب الممالک فراهانی
شاعر
خلاصه
این قصیده با توصیف وضعیت نابسامان کشور و نارضایتی عمومی از عملکرد صدر اعظم، عینالدوله، آغاز میشود. در ادامه، با اشاره به ضعف و بیکفایتی او، به از بین رفتن آسایش و امنیت مردم و فساد در دستگاه حکومتی میپردازد. سپس، با استناد به سخنان سعدی، به نقد شدید سیاستهای عینالدوله در تضعیف ملت و غارت اموال عمومی میپردازد و او را به تخریب بنیان سلطنت متهم میکند. در پایان، با پیشبینی عواقب سوء اقدامات او و اشاره به خشم الهی، به بیارزش بودن مقام وزارت بدون تدبیر و عدالت اشاره کرده و بر لزوم دینار و شمشیر برای اداره کشور تأکید میکند.
متن کامل گزارش
ز بس که از دل مردم همی برآید دود
ازین وزیر که شاه اختیار کرده نهاد
صلاح و تقوی بستند بار ازین سامان
سلاح لشکر یان گشته آه آتشبار
سپرده توسن دولت به دست قحبه عِنان[۲]
سیه شده است رخ مه بر آسمان کبود
اساس سلطنتش از فراز رو به فرود
امان و راحت کردند از این جهان بدرود
متاع کشوریان گشته اشک خونآلود
نهاده دست قضا بر سر مُخنّث خُود[۳]
ز شیخ شیراز[۴] این نکته دارم اندر یاد
که بهر عبرت مردان روزگار سرود
درون رخت کَژاکَند[۵] پهلوان بساید
کجا شدند سواران چابک از میدان
دگر به سفره ملت نه آب مانده نه نان
ازین سپس دل ملت گرسنه خواهد زیست
سرای دهقان کوبید و قصر و ایوان ساخت
ایا مخرّب بنیان سلطنت که به دهر
به یال و کتف مُخنّث سَلیح حرب[۶] چه سود
که پیرزالی[۷] بر خر نشست و گوی ربود
دگر به جامه دولت نه تار مانده نه پود
ازین سبب تن دولت برهنه خواهد بود
ز ابلهی بن دیوار کَند و بام اندود
نباشد از تو دلی خرم و تنی خشنود
قاجار از آن زمان که بریدی
تو پای بند وشِکال[۱] به غیر طالع
ایرانیان که راحت خفت؟
به روی خلق در رزق بستی اما هیچ
زبندگان بربودی هر آنچه ایزد داد
کس از تو خیر نجوید که واضح است به خلق
ولی برای خدا خود تو راستی بر گوی
حکایت تو بدان مرد بیخرد ماند
تو رود نیل در افکن به جو که مردم راست
تو طرح صَرح[۴] در افکن که انتقام
خدا ازین شراره که افروختی به خرمن خلق[۵]
خدای دادگر ار چند دیر گیرستی[۶]
از بس که سِفله[۷] و دون فطرت و دنی[۸] طبعی
ولی ببار همایون شه بَرّم دو سه بیت
بسا طبیب که درمان نیافت درد فزود
وزیر نو[۱۰] سِتَدی کو ز رأی بیمعنی
چو مُلک کر شود و نشنود ندای مَلِک
شدی به کاخ ز اصطبل و خاطرت آسود
به غیر چشم بصیرت کدام دیده غنود؟
رخ تو باب سعادت به روی کس نگشود
ز مردمان ستدی هرچه پادشه بخشود
درخت مُقَّل[۲] نه خرما دهد نه شفتالود
کز این تجارت کاسد چه برد خواهی سود
که ریش خویش همی کَند و بر سِبال[۳] افزود
به روی نیلی از دیده صد هزاران رود
نصیب پشّه کند مغز کله نمرود
بسی نمانده که از خانهات برآید دود
سزای مردم بیدادگر ببخشد زود
مرا روا نبود با تو ساز گفتوشنود
از آن قصیده که منجیکِ چنگزن[۹] فرمود
وزیر باید، مُلک هزارساله چه سود
به گوش مُلک تو اندر فکند کرّی زود
دو چیز باید: دینار سرخ[۱۱] و تیغ کبود[۱۲]
**پاورقیها:**
[۱] عبدالمجید میرزا عینالدوله (۱۲۶۱ ق - ۱۳۰۶ ش)، صدر اعظم مستبد مظفرالدین شاه قاجار. وی نوه فتحعلی شاه و داماد مظفرالدین شاه بود. در ۱۳۰۹ ق به پیشکاری ولیعهد، در ۱۳۲۱ ق به وزارت داخله و در جمادیالثانی ۱۳۲۴ ق به صدارت رسید. اما چون علما و تجار و رؤسای اصناف، از تعدی و استبداد او به ستوه آمدند و به شدت تقاضای عزل او را کردند، مظفرالدین شاه سرانجام او را عزل کرد. شیوه استبدادیش، محرک علما و تجار تهران در تحصن به مسجد جامع و حضرت عبدالعظیم و در مهاجرت به قم و مطالبه عدالتخانه و حکومت مشروطه گردید. در قیام آذربایجان، وی از طرف محمدعلی شاه مأمور محاصره تبریز و سرکوب مجاهدین مشروطهخواه شد. بعد از فتح تهران عین الدوله خود را تسلیم مجاهدان کرد و همین امر سبب شد تا او را عفو کرده و با حرمت پذیرفتند. ویگرچه تا پایان عمر مخالف مشروطه بود، اما دوبار پس از مشروطه به رئیس الوزرایی رسید.
[۲] سپرده... عِنان: زمام امور دولت سرکش به دست فاحشه سپرده شده است.
[۳] نهاده..، خود: دست تقدیر بر سر مرد زننمایی، خُود (کلاه فلزی که در قدیم سربازان در هنگام جنگ میپوشیدند) نهاده است. به بیان دیگر از مرد زننمایی، مرد جنگی ساخته است.
[۴] شیخ شیراز: سعدی شیرازی
[۵] رخت کژاکند: جامهای که درون آن را به جای پنبه از ابریشم پرکنند و بخیه بسیاری زنند و روز جنگ پوشند.
[۶] سَلیح حرب: سلاح جنگی
[۷] اشاره به عینالدوله است.
[۱] ریسمانیکه به دست و پای حیوانات بندند.
[۲] نوعی درخت شبیه نخل
[۳] سِبیل
[۴] کاخ، قصر بلند
[۵] از این شراره... خلق: اشاره به حمله مأموران دولتی به انبوه مردم معترض در مسجد شاه تهران در ۱۵ شوال ۱۳۲۳ ق است.
[۶] دیرگیرستی: دیر انتقامگیرنده است.
[۷] پست، فرومایه
[۸] پست
[۹] شاید منظور ابوالحسن علی، مشهور به منجیک تِرمِذی (نیمه دوم قرن ۴ ق) باشد که شاعری توانا بوده و در طنز و هزلسرایی دستی داشته است. اشعارش روان و رسا و از حیث لفظ و معنی بلیغ و بکر است.
[۱۰] اشاره به عینالدوله، صدراعظم است.
[۱۱] دینار سرخ: سکه طلای متمایل به رنگ قرمز
[۱۲] تیغ کبود: شمشیر نیلگون (لاجوردی)
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1284
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: مظفرالدین شاه قاجار، ملت ایران
حاکم زمان: مظفرالدین شاه قاجار