کنشگران / عالمان دینی
شیخ عبدالرحمن صالحی لرستانی
عالم دینی
خلاصه
این شعر با گلایه از مردم آغاز میشود که علم و ادب را رها کردهاند و در ادامه به نکوهش مستبدانی میپردازد که به دلیل خودخواهی و دنیاپرستی، وطن را به بیگانگان فروختهاند. شاعر این افراد را ابرهایی بر ماه مشروطه میداند که تنها به فکر تجملات خود هستند و از مدعیان میخواهد که علم و عمل را پیشه کنند و از تعصبات قومی و نژادی دست بردارند. در پایان، شاعر با خطاب به خود (حیرت) بر لزوم تربیت دیگران و پرهیز از بیادبی تأکید میکند.
متن کامل گزارش
مردم همه دادند ز کف علم و ادب را
ماتیم عزیزان ز که پرسیم سبب را
ناموس مسلمانی باشد وطن و بس
ترجیح بدادند به ناموس ذَهَب [۱] را
یک عده خودخواه که جز خویش نخواهند
دادند به بیگانه چه مَربوب [۲] و چه رب را
این مستبدین بر مَه مشروطه چه ابرند
خواهند بپوشند مه چهارده شب را
کردند همه مصرف اسباب تجمل
این نفسپرستان چه عجم را چه عرب را
ای مدعیان! علم و عمل را به کف آرید
یک سو بگذارید حسب را و نسب را
حیرت چه پدر باش و بکن تربیت غیر
تا کی سبب کار نماییم و ادب را
**پاورقیها:**
[۱] طلا
[۲] بنده
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1288
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: بیانیه
کنشگران و ذینفعان
حاکم زمان: احمد شاه قاجار