کنشگران / عالمان دینی
ناظم الذاکرین نائینی
عالم دینی
خلاصه

متن با اشاره به اهمیت روزنامه‌خوانی در میان مردم، هدف خود را نگارش مقاله‌ای برای نفع عمومی و تشخیص و درمان «مرض» ایران معرفی می‌کند. نویسنده وضعیت ایران را به جسمی بیمار تشبیه کرده و با استعاره از «داروی بیهوشی» و «نوشداروی مجلس شورای ملی»، بیداری مردم را پس از دوران استبداد بیان می‌کند. سپس، جامعه ایران را به چهار عنصر آب (علما)، آتش (سلاطین)، باد (تجار) و خاک (رعیت) تشبیه کرده و وظایف هر طبقه را بر اساس این استعاره‌ها شرح می‌دهد. در ادامه، به انحراف هر طبقه از وظیفه اصلی خود در دوران پیش از مشروطه و وضعیت فعلی اشاره می‌کند؛ علما را به دلیل جنبش اخیرشان می‌ستاید، سلاطین را به دلیل سوزاندن مردم در دوران استبداد نکوهش می‌کند، تجار را به دلیل وارد کردن «کثافات» از فرنگ مورد انتقاد قرار می‌دهد و رعیت را نیز به دلیل عدم بازدهی کافی در برابر اربابان، از مسیر اصلی خود منحرف می‌داند.

متن کامل گزارش
از آنجایی که امروز تمام خواص و عوام، جریده می‌خوانند بر خود لازم دانستم که جریده فریده تفکر را بنویسم که نفع عامه در او باشد. اولا، باید تشخیص مرض این هیکل ناتوان ایران را داد و بعد به دواهای جسمانی و روحانی، معالجه کرد. لهذا لازم شد که مرض ایران را تشریح کنیم و بعد هم در معالجه به همت اولیای الهی بکوشیم تا گاو نُه من شیر مستبده را بدوشیم و تریاق این سموم که چندین سال است خورده‌ایم بنوشیم. به واسطه داروی بیهوشی‌هایی که قاطعان طریق [۱] به شامّه ما رسانیده و ما را بی‌هوش کرده بودند که احساس الم خود را نمی‌کردیم الحمدلله حال به واسطه استنشاق نوشداروی [۲] مجلس شورای ملی به هوش آمده و حال مشاهده می‌کنیم: شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها لازم شد یک مثلی در این مرض بزنیم و تشریح‌کنیم که عوام و خواص، همه مرض را تشخیص بدهند و بدانند که این مرض از کجا پیدا شده و علاج آن چیست. اولا، عرض می‌کنم که هیکل انسان از چهار عنصر است: اول آب، دویم خاک، سیم باد، چهارم آتش. اگر یکی از این چهار عنصر از حد خود تجاوز کند هیکل انسان مریض می‌شود و آن سه عنصر هم از کار باز می‌ماند. هیکل ایران هم از این چهار عنصر سرشته است و خَلق ایران بلکه خَلق عالم از چهار صنف بیرون نیستند: اول علما، دویم سلاطین، سیم تجار، چهارم رعیت. علما به منزله آب‌اند که باید جمیع مرده دل‌ها به واسطه آنها زنده شوند (و مِنَ الماءِ کُلّ شَیءٍ حَیٌّ) [۳]. و جمیع کثافات باطنی خلق را باید طاهر و مطهر کنند و این آب باید تغییر لون [۴]، تغییر بو، تغییر طعم در آن نباشد. اگر این تغییر ثلثه در او پیدا شد، این آب دیگر نه قابل شُرب است و نه قابل تطهیر، و این آب از حد ماثیت تجاوز کرده و عنصر اعظم این هیکل علیل شده. ولی الحمدلله امروز علماء اثناعشریه چنان جنبشی کرده‌اند که زنگ از دل‌های پژمرده ایرانی‌ها بردند. خداوند آنها را مؤید و منصور فرماید. دوم، سلاطین و اتباع آنها هستند که به منزله آتش هستند و شأن آتش این است نور بدهد، روح ببخشد، برویاند، بپروراند که طبخ کند و نضج بدهد، نه بسوزاند. دیگر قلم اینجا رسید سر بشکست. تا دولت علیّه ایران مشروطه نبود همه می‌دانید که چقدر این عنصر ناری مردم را سوزانید که دیگر زبان یارای تقریر و قلم یارای تحریر ندارد. سیم، تجارند که به منزله باد این عنصرند و شأن باد این است که کثافت ببرد و نظافت بیاورد، برعکس تجار امروزه ما که هر چه نظافت ما داشتیم حمل به فرنگ کردند و در عوض کثافات مال‌التجاره قلب [۱] خارجه را حمل به ایران کرده‌اند که بر همه مکشوف است. چهارم، رعیت‌اند که به منزله خاکند که مصداق آیه شریفه است که: مَنْ جاءَ بِالحَسَنَةِ فَلَهُ عَشرُ أمثالِها [۲]. یعنی یک تخم باید به آنها داده، ده تخم عوض گرفت. نه مثل رعیت‌های این زمان که یک تخم که ارباب می‌دهد اگر قوه قهریه نباشد راضی نیستند که همان یک تخم را هم به ارباب بدهند. پس اگر چنین است این عنصر هم از حد خود تجاوز کرده. **پاورقی‌ها:** [۱] راهزنان [۲] دراصل: هوش‌داروی [۳] هر چیز زنده، از آب زنده است. [۴] رنگ [۱] تقلّبی [۲] انعام، ۱۶۰: هر کس کار نیکی انجام دهد ده برابر به او پاداش دهند. * تفکر، س ۱، ش ۱، ۳ ربیع‌الاول ۱۳۲۵ ق، ص ۱ و ۲.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1286
برهه تاریخی: نهضت مشروطه
زبان اصلی: فارسی
نوع کنش: بیانیه عمومی
قالب کنش: مقاله
کنشگران و ذینفعان
مخاطب کنش: ملت ایران
حاکم زمان: محمدعلی شاه قاجار

موضوعات و دسته‌بندی‌ها