متن با هشدار به مسلمانان در مورد غفلت و سرگردانی در برابر نفوذ دشمنان دین و مملکت آغاز میشود. نویسنده با سوگند به مقدسات، وضعیت فعلی مسلمانان را که بازارهایشان پر از کالاهای فرنگی است و تجار و مردم لباسهای ناپاک کفار را میپوشند، به شدت نکوهش میکند. در ادامه، به مقایسه وضعیت کنونی با دوران نیاکان پاک و شوکت گذشته اسلام میپردازد و از تسلط فرنگان بر کسب و تجارت مسلمانان ابراز تأسف میکند. سپس، با تأکید بر عواقب وخیم ادامه این روند، به حرمت پوشیدن لباس کفر و عبادت با آن اشاره کرده و آن را موجب غضب الهی و خشم پیامبر میداند. در بخش دوم، هشت دلیل فقهی و عقلی برای حرمت استفاده از کالاهای کفار و معاشرت با آنها ارائه میشود. این دلایل شامل تقویت کفر و تضعیف اسلام، وجوب دفاع در برابر استیلای کفار (چه از طریق جنگ، چه از طریق فرهنگی و اقتصادی)، ایجاد فقر و بیکاری برای مسلمانان، گناه کبیره بودن این عمل، کمک به ستمکاران و دشمنان دین، احتمال نجاست کالاهای کفار، نهی از نماز در لباس کفار و حرمت دوستی و موالات با آنها است. در پایان، نویسنده به خرافات و موهوماتی که مانع کسب و تلاش مسلمانان شدهاند، انتقاد میکند و از علما میخواهد که با ترویج صنایع داخلی و ترک کالاهای خارجی، به تقویت اسلام و نجات وطن کمک کنند. متن با دعایی برای بیداری و عقلانیت مسلمانان به پایان میرسد.