متن با طرح این پرسش آغاز میشود که هدف از فداکاریها و رنجهای دوران مشروطه چه بوده است؛ اهدافی چون ترویج شریعت، حفظ استقلال، آزادی، امنیت، توسعه تجارت و اجرای قانون اساسی. سپس بیان میشود که با وجود رسیدن به مقصد مشروطه، این تازه آغاز راه است و کشور همچون بیماری است که نیاز به تقویت دارد. نویسنده سه راهکار اصلی برای بهبود وضعیت کشور ارائه میدهد: اول، رفع اغراض شخصی و اتحاد میان رؤسای ملت و مجاهدین. دوم، تربیت و بهکارگیری افراد شایسته و متخصص که دارای حسن تمدن، تدین، حب وطن و نوعدوستی باشند و به ظاهر افراد توجه نکنند. سوم، تحصیل پول از طریق استقراض ملی از اعیان و رجال، مطالبه مالیاتهای معوقه از حکام، یا استقراض از بانکهای خارجی. در ادامه، نُه پیشنهاد تفصیلی برای پیشرفت کشور مطرح میشود که شامل تأسیس بانک دولتی با سرمایه جواهرات، استقراض خارجی با شرایط سهل، دادن امتیاز به دول دوست، تقویت روابط با دولت عثمانی، تشکیل ادارات عدلیه، تأسیس مدارس و دارالترجمه، فرستادن دانشجو به اروپا، سازماندهی نظامی ایلات و انتخاب وکلای عالم و وطندوست برای تشکیل مجلسین شورای ملی و سنا، و استخدام مستشار از دول غیرهمجوار برای اداره وزارتخانهها است.