کنشگران / عالمان دینی
محمدعلی حزین لاهیجی
شاعر
خلاصه

متن با توصیف صفات برجسته و اخلاق نیکوی پدر آغاز می‌شود و بر مهارت او در علوم مختلف و پرهیز از مباهات به دانش تأکید دارد. در ادامه، به علوّ همت و بی‌اعتنایی او به مال و جاه دنیوی اشاره می‌کند و نقل قولی از او درباره قناعت و پرهیز از ذلت نفس در طلب دنیا می‌آورد. سپس، به عدم ارتباط پدر با صاحبان قدرت و عبادت و ورع او می‌پردازد و بیان می‌کند که در ۲۵ سال همراهی، هرگز فعلی مکروه از او دیده نشده است. متن با توصیف عزلت‌گزینی پدر در سال‌های پایانی عمر، اشتغال به مطالعه و گریه، و احیای شب‌ها به عبادت ادامه می‌یابد. در پایان، به وصیت پدر در بستر مرگ اشاره می‌کند که شامل سفارش به بازماندگان، پرهیز از ذلت و تبعیت، و عدم توقف طولانی در اصفهان (که بعدها با فتنه اصفهان مرتبط می‌شود) است و با درخواست فراموش نکردن او در ایام متبرکه و رحلتش به پایان می‌رسد.

متن کامل گزارش
مجملاً اگر در محسن صفات و اخلاق کامله و علوّ همت و فطرت و قوّت ایمان و کمال فضل و دانش آن علامه نحریر[۱]، خوض[۲] رود، سخن به درازا کشد و بسا باشد که حمل بر مبالغه و حُسن اخلاق این خاکسار کنند. در هیچ فن از فنون علوم نبود که مهارتش به کمال نباشد، و با این حال هرگز مباهات به علم - چنان که رسم علما است - نداشتی و با اَدنی[۳] کسی از اهل تحصیل و فرومایگان، مصاحبانه سلوک کردی و با این که طول عمر به مباحثه و اِفاده[۴] گذراندی، از جدل به غایت مُحترز[۵] بودی، و این شیوه را مکروه داشتی. هیچیک از افاضل را به حُسن تقریر و شکفته طبعی ایشان ندیده‌ام. علوّ نفسش - چنان که در نظر همتش دنیا را قدر کف خاکی نبود- هرگز همت بر تحصیل[۶] مال و جاه دنیوی که اَدنی تِلمیذ[۷] او را به اندک مسامحه به وجه اَکمَل[۸] میسر بود نگماشت و در طبع، اندیشه فزونی و تن‌آسایی نداشت. بارها شنیده‌ام که می‌فرمود: لقمه نان حلالی که رازق عِباد قسمت ساخته، ما را کافی است؛ و داعی[۹] بر تحصیل دنیا اگر پرورش دیگران و ایثار بر خواهندگان است، بی‌ذلّت نفس مؤمنه میسر نیست و نزد من سِرّ سخاوت‌ها، قطع نظر کردن و واگذاشتن آن چیزی است که در دست‌های مردم است با ایشان. هرگز مبادرت به آشنایی ارباب دول نکردی، و با جمعی از امرا و اکابر[۱] و اعیان که اخلاص داشتند و نهایت آداب مرعی می‌داشتند، بزرگانه سلوک نمودی. عبادت و وَرَعش به مثابه‌ای بود که در عرض بیست و پنج سال که با ایشان به سر برده‌ام هرگز فعلی که در شرع مکروه باشد از ایشان ندیده‌ام. و بعد از نیم شب در هیچ حال - چه در صحت و چه در مرض - او را بر بستر استراحت نیافته‌ام. شش هفت سال پیش از فوت، عزلت و خلوت بر مزاجش غالب آمده ترک مباحثه و معاشرت نمود، و اصلاً پیرامون انتظام امور معاش اهل خانه نمی‌گردید و این فقیر را در آن باب مختار ساخته، گاهی به مطالعه مشغول می‌شد و بیشتر اوقات گریان بود و اکثر لیالی[۲] را به عبادت اِحیاء می‌نمود. سخن با کسی زیاده بر ضرورت نگفتی و سخن گفتن کسی را هم خوش نداشتی، تا آن که در سال هزار و یکصد و بیست و هفت (۱۱۲۷) هجری در سن شصت و نه سالگی امراض شدت کرد و ضعف مستولی شد. صباحی که چاشتگاه آن رحلت کرد، مرا طلبید و سفارش بازماندگان و نیکوکاری با ایشان نمود. پس فرمود: چنان که مرا خشنود داشتی، خدای از تو خشنود باد. وصیّت من به تو این است که هر چند اوضاع دنیا را بر وفق مرام نبینی و زمانه ناسازگار افتد، باید که به مذلت رضا ندهی و تبعیت و دنباله‌روی اختیار نکنی؛ چه عمر قلیل قابل آن نیست، و در اصفهان اگر توانی زیاده توقف مکن که شاید از ما کسی باقی ماند و این سخن را فقیر در نیافتم تا بعد از چند سال که فتنه و خرابی اصفهان پدید آمد.[۳] پس فرمود در لیالی و ایام متبرکه به هر چه دست دهد و میسّر آید ما را فراموش مکن، بعد از ساعتی چند به عالَم بقا ارتحال فرمودند.[۴] **پاورقی‌ها:** [۱] دانا، هوشمند [۲] ژرف‌اندیشی [۳] کمترین [۴] فایده رسانی از طریق مطالب سودمند [۵] دوری‌کننده [۶] به دست آوردن [۷] شاگرد [۸] کامل‌ترین [۹] سبب، انگیزه [۱] بزرگان [۲] جمع لیل: شب‌ها [۳] اشاره به سقوط اصفهان در سال ۱۱۳۵ق است. [۴] تاریخ و سفرنامه حزین لاهیجی، ص ۱۴۹ - ۱۵۱.
اطلاعات تکمیلی
زمان وقوع: 1154
برهه تاریخی: استقرار حکومت افشاریان
زبان اصلی: فارسی
قالب کنش: خاطره
کنشگران و ذینفعان

موضوعات و دسته‌بندی‌ها