آثار درباره این عالم
زندگی نامه میرزا کوچک خان جنگلی در یک نگاه
کتاب
سرداران ایران زمین: سردار سبز: میرزا کوچکخان جنگلی
کتاب
مردان مبارز "میرزاکوچک خان جنگلی و سیدحسن مدرس"
کتاب
سلفی با میرزا
کتاب
الهه غم (شرح حال نامزد باوفای میرزا کوچکخان جنگلی)
کتاب
شعله شمع جنگل: گوشهای از زندگی میرزا کوچکخان جنگلی
کتاب
کوچک جنگلی: برداشتی آزاد از زندگی میرزاکوچکخان بانی نهضت جنگل
کتاب
میرزا کوچک خان؛ روایت زندگی و زمانه یک آزادیخواه
کتاب
میرزا کوچک خان
کتاب
قصهی زندگی میرزا کوچک خان جنگلی
کتاب
میرزا کوچک خان جنگلی
کتاب
رازهای پنهان در جنبش جنگل: رمان تاریخی پیرامون میرزا کوچکخان جنگلی
کتاب
ماه در محاق: زندگی و مبارزات میرزا کوچک خان جنگلی
کتاب
سردار جنگل
کتاب
کوچک جنگلی: داستانی از زندگی و مبارزات میرزا کوچک خان
کتاب
میرزا کوچک خان جنگلی و ایدئولوژی نهضت جنگل
کتاب
سخنان رهبری دربارهٔ این عالم
"خب آن زمان- میدانید دیگر- آن غوغای نهضت مارکسیستی و تشکیل شوروی و هیاهوییکه در دنیا و در بین ملّتها راه افتاده بود و جاذبهایکه برایبعضی از ملّتها بهوجودآورده بود،طبعاَیک عدهایرا مجذوب خودش کرده بود و دوروبریهای ایشان هم از این طریق به ایشان خیانتکردند. لکن این مرد، هم بهخاطر پایبندیاش به اسلام جذب تفکّر مارکسیستی نشد و بهطور صریح و قاطع آن نظریّه را- با اینکه جزو نزدیکترینهاییکه با او از اوّل همراهبودند،گرایشپیداکردند؛ البتّهآنها همناکام از دنیارفتند،هیچکدام آنها هم خیری از این زندگی ندیدند و از آن جریان بلشویکی هیچ خیر و تجاوب جوانمردانهایمشاهدهنکردند- و مخالفتکرد، هم با اجنبی مخالف بود؛ یعنی چون سیاستی بودکه از طرف اجانب بود، با اینکه اینها مقابلهشان با دستگاههای حاکم مثل انگلیس و روسهای قزّاق بود، امّا درعینحال به آن طرف هم جذب نشد؛ استقلال را حفظ کرد.یک نمونهی خیلی برجستهای است میرزاکوچک خان؛ خداوند انشاءالله درجاتش را عالیکند. [^1]: بلشویکها و منشویکها، دو شاخه اصلی جنبش انقلابی روسیه بودند."
"میرزا کوچک، مرد تنهایی بود که به دو قدرت بزرگ آن روز دنیا - یعنی روسها و انگلیسیها - یک «نه» ی بزرگ گفت. نه با روسها ساخت، نه با انگلیسیها؛ اما در کنار او کسانی بودند که میخواستند با دستگاه حکومتِ آن روز - بعد هم با رضاخانکه تازه میخواست سر کار بیاید - مبارزهکنند، اما به روسها پناه میبردند؛ به باکو رفتند و بند و بستهایشان را کردند و به ایران برگشتند و سرسپرده آنها شدند. اما میرزاکوچکخان قبول نکرد و حاضر نشد سازشکند؛ او، هم با انگلیسیها جنگید، هم با قرّاقهای روس جنگید، هم با لشکر رضاخانی - و قبل از رضاخان، آنکسانی که بودند - مبارزه کرد؛ با احساناللهخان و دیگران همکنار نیامد. وقتی جوان گیلانی سر قبر میرزاکوچکخان میرود و میبیند این مرد تنها، این مرد باایمان و باصفا، اگرچه در وسط جنگلهایگیلان در مظلومیت مُرد، اما شخصیت خودش را در تاریخ ایران تثبیتکرد؛ مُرد، امایک مشعل شد. ما در دوران مبارزه خودمان، هر وقت نام میرزاکوچکخان را به یاد میآوردیم و شرح حال او را میخواندیم، نیرو میگرفتیم . او از همت و اراده و شخصیت و هویّت خود خرج کرد، برای اینکه به یک نسل هویّت و شخصیتو نیرو و ارادهببخشد.اینبسیارارزشدارد.امثال او تعدادیبودند که در غربت مبارزهکردند، در غربت هم مُردند؛ اما میبینیدکه امروز غریب نیستند. جریان تاریخ، جریان عجیبی است. نگذاشت و نخواهد گذاشت شیخ فضلاللهها و میرزاکوچکخانها و خیابانیها و امثال اینها، همچنان که غریب مُردند، غریب بمانند. دشمنان میخواهند این مفاخر را از دست جوان ایرانی بگیرند. [^1]: احساناللهخان دوستدار (۱۲۶۳-۱۳۱۷ه.ش) وی از ابتدای انقلاب کبیر ۱۹۱۷ تحت تأثیر افکار تند و انقلابی بلشویکها قرار داشت."
"...کتاب دربارهی میرزاکوچک زیاد نوشته شده.خوشبختانه اخلاص این مرد موجب شدهکه بر خلاف دیگرکسانیکه در این صراطهای مبارزات و مانند اینها وارد شدند، اسمش سر زبانها باشد و همه بشناسند او را، در که حالی خیلی از اینکسانی را که من اشاره کردم مردم نمیشناسند اصلا و اسمشان را هم- بعضیها را- نشنفتهاند، لکن ایشان در بین مردم شناخته شده است، کتاب دربارهاش نوشته شده... ...یکواحدمینیاتوریرا ایشان از نظام اسلامیو جمهوریاسلامی دررشت و در همان محدودهی خاص خودش-گیلان- به وجود آورده."
"رفتار او هم یک رفتار دینی و اعتقادی است، یعنی انسان مشاهده میکند با اینکه در درونتشکیلات خودشان مخالفینی داشت، بعضی از اقشارگوناگون ممتاز هم با او مخالفت میکردند، امّا مرحوم میرزاکوچک در برخورد با اینها کاملاً حدود شرعی را رعایت میکرده و اهل درگیریبا داخلنبوده.مثلاکسانی بودندکهمخالفتهایاعتقادیبا ایشان داشتند؛ همراهان ایشان-آن افراطیها- میگفتنداینهارابزنیم سرکوبکنیم .میرزاکوچکنمیگذاشته،جلویاینها را میگرفتهو مانع میشده از اینکه اینکاررا بکنند؛یعنیرفتارهمیکرفتاردینی استو حرکت،یک حرکت صددرصد اسلامی و ایرانی است."
"قضیّهیمرحوم میرزاکوچک جنگلی یک قضیّهی ویژه است؛ اگرچهکه در آن دورهی خاص- یعنی در دورهی فاصلهی بین مشروطیّت و سر کار آمدن رضاخان- حوادثگوناگونی درکشوربهوجود آمدهو همزمانبا نهضت جنگَل، چندکاربزرگ دیگر هم درگوشه و کنارکشور- مثل مرحوم شیخ محمد خیابانی، درتبریز،یاکلنل محمدتقی خانپسیان در مشهد- اتّفاق افتادهکه اینها همهتقریباً همزمان است، لکن قضیّهی جنگل یک قضیّهیویژه است. خب ما قضایای تبریز را و حضور مرحوم شیخ محمد خیابانی و اینها را خوب میدانیم دیگر، هم در تاریخ نوشته شده و هم قضایای خصوصی و اطّلاعات زیادی داریم، امّا آن صبغهی مردمی و نجابتی که در کار مرحوم میرزا کوچک خان جنگلی هست، در هیچکدام از این دو سه کار دیگریکه همزمان در آن دوره اتّفاق افتاد درسرتاسر ایران،نظیر ندارد.میرزاکوچکیکروحانیاست،یک طلبه است.البتّه منشنیدهبودم،نقلشدبرایما از سالهاپیشکه ایشانمرحوم میرزای شیرازی را درک کرده، لکن خیلی باورکردنی نیست. این را مرحوم پدرم نقل میکرد از مرحوم آسیّد علیاکبر مرعشی-که شوهر خواهر پدر ما بود،یعنیباجناق مرحوم شیخ محمد خیابانی بود-که او از بزرگان علماییبودکه منزویبود در تهران؛ او گفته بودکه میرزاکوچک درس میرزا را درک کرده. به نظرم نمیآید این خیلی قابلتأییدباشد، زیراکه سنّ میرزاکوچک در وقتی که میرزای شیرازی از دنیا رفته، چهارده پانزده سال بیشتر نبوده، بعید به نظر میرسدکه ایشان توانسته باشد درک کند مرحوم میرزایشیرازیرا؛ لکن در اینکه طلبه بوده، در اینکه روحانی بوده، هیچ شکی نیست؛ در حوزهی خودِ رشت، بزرگانی هم در آن وقت بودهاندکه میتوانسته از آنها استفادهکند، در این هیچ تردیدی نیست.بنابراین منشأ حرکت میرزا کوچک خان یک منشأ صددرصد دینی و اعتقادی است."