سخنان رهبری دربارهٔ این عالم
"اکنون آن جان پارسا، به ملکوت پیوسته و آن دامان پاک، از عالم ماده برچیده شده است. او از حقیقت «لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ» برخوردار و به مجاورت ارواح مطهّر اولیاء و صلحاء سرافراز است.[^1] [^1]: پیام تسلیت به مناسبت درگذشت آیتالله العظمی اراکی (۱۳۷۳/۰۹/۰۹)"
"روز وفات آن بزرگوار [آیتالله العظمی شیخ محمدعلی اراکی]، تهران منقلب شد؛ ایران منقلب شد. ما خبرها را داشتیم. با اینکه جنازه در تهران بود، به هر شهر و دیاری که میرفتید، میدیدید مردم در مساجد و در مراکز عمده و در بقاع متبرکه اجتماع کردهاند. آن روز تهران حقیقتاً یک روز استثنایی را گذراند. تهرانیها که بودند و دیدند؛ دیگران هم از تلویزیون مشاهده کردند. البته من به شما عرض کنم که دوربین نمیتواند آن واقعیت را نشان دهد. واقعیت، بسیار عظیم بود. من جوانانی را دیدم که سنّشان یک پنجم یا یک چهارم سنّ آن بزرگوار بود و مثل ابر بهار اشک میریختند. شما جوانان برای چه گریه میکردید؟ چرا؟ چه علّتی داشت؟ شما که آن پیرمرد صدوسه ساله را یکبار هم در عمرش ندیده بودید. اصلاً تا سه، چهار سال پیش که او را نمیشناختید. حوزه ها میشناختند؛ شما که او را نمیشناختید. سه، چهار سال بود که آن بزرگوار را شناخته بودید. چرا آنطور گریه میکردید؟ چرا ایران آنطور منقلب بود؟ چرا زنآن آنطور به سینه میکوبیدند و گریه میکردند؟ چرا مردهای بزرگ اشک میریختند و در آن اجتماع عظیم میخواستند خود را به جنازه برسانند و موکبش را لمس کنند؟ چرا؟ علّت چه بود و چیست؟ علّت آن بود و این است که مردم ایران همچنان مقام والا و عظیمی را برای مرجعیت معتقدند. مردم ایران روحانیت را از ته دل دوست دارند. البته نه هر روحانینمایی؛ روحانی واقعی و عالم دین را. نه آن روحانینمایی را که دشمن میخواهد به جای روحانی در میان مردم جا بزند. مردم از او متنفرند. اما مردم، روحانی واقعی را دوست دارند. مردم معتقدند که با اسلام میشود به دنیا و آخرت آباد رسید. از اسلام نیکی دیدهاند. اسلام به آنها آزادی و عزّت داده است. اسلام به این ملّت، رهایی از دست ستمگران و دستگاههای فاسد را داده است.[^1] [^1]: بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم (۱۳۷۲/۱۰/۰۶)"
"این عبدِ مُمتحَن خدا و عالم زاهد و پارسا و این ذخیرهی گرانبهای الهی در روزگار ما، و این بقیهی سَلَفِ صالح و یادگار اساطین علم و عمل و تقوا، از جملهی برگزیدگانی بود که عمر طولانی و پربرکتی را بیکمترین خدشه و شائبهای، در طهارت و نزاهت و قداست و معنویت به سر آورد. راه خدا را با گامی استوار و ارادهای خللناپذیر طی کرد و یک قرن، دل و جانِ منوّر و پاکیزهی خود را در برابر جلوههای رنگارنگ دنیای فانی، تسلیمناپذیر و تسخیرناپذیر نگاه داشت. در امتحانهای دشواری که در یک زندگی صدساله و در حوادث بزرگ و کوچک آن در برابر هرکسی قرار میگیرد مانند کوه، استوار و بیزلزل باقی ماند. هرگز به دنیا و مقام و جلال آن نیندیشید، و هرگز احساسات شخصی، ایشان را از شناختن و پیمودن راه خدا بازنداشت. به سوی شهرت و محبوبیت و مقبولیت قدمی برنداشت و آنگاه که مقدسترین و گرامیترین نوع شهرت و محبوبیت با انتخاب شدن از سوی میلیونها انسان مؤمن، به مرجعیت تقلید، به سراغ ایشان آمد، با آن بسی کریمانه و بزرگمنشانه روبهرو شد، اگرچه حاجت مردم را برآورد و از آنان در راه خدا دستگیری کرد اما خود همان عبد محتاج رحمت الهی باقی ماند و دل خاشع و روح پارسای خود را با محبت الهی و ولایت اولیاء معظّم خدا، بیش از پیش پیوند زد."
"مرجع تقلید بزرگی [حضرت آیتالله گلپایگانی] از میان مردم رفت و مردم حقّ مطلب را ادا کردند. آن تشییع جنازه، آن عزاداریها، آن تلگرافها، آن تسلیتها، آن وفاداریها. آن وقت عدّهای توی مردم افتادند که «آقا، مرجعیت رفت. دیگر نیست. دیگر نداریم. بعد از این، چه کنیم؟» یک عدّه از متدیّنین را مضطرب کردند. خدای متعال، به فضل و لطف خودش، یکی از ذخایرش را در حوزهی علمیه قم، در معرض تقلید مردم قرار داد. این پیرمرد کهنسالِ قویالبنیه معنوی و دینی، این استخوان بسیار مهمّ و استوار فقه و حوزه را، خدای متعال دهها سال نگه داشت برای این روزها. این چیز عجیبی است. آن وقتها که ما در قم بودیم و این مرجع بزرگوار حضرت آیتالله العظمی آقای اراکی را میدیدیم، ایشان مردی بود که علمش مورد قبول همه، تقوایش مورد قبول همه. اما احتمال مرجعیت ایشان نمیرفت. از بس ایشان خودش را از این خطوطی که به مرجعیت منتهی میشود، کنار میگرفت. به زهد و ورع و تقوا و کنارهگیری، معروف بود. خدای متعال این مرد را نگه داشت، عمر او را طولانی کرد، حواس او را حفظ کرد، قوّت معنوی و روحی و علمی او را حفظ کرد، برای امروز. و من به شما عرض کنم در همهی زمانها، در این حوزهی علمیه قم، به فضل پروردگار، شخصیتها و رجالی هستند که شما برای تقلید از آنها، هیچ مشکلی پیدا نخواهید کرد.[^1] [^1]: بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم (۱۳۷۲/۱۰/۰۶)"



